پروين بختيارنژاد
راحله زن جوان 27 ساله صبح ديروز در زندان اوين به دار آويخته شد. راحله سه سال پيش همسرش را با ضربات ميله يي به قتل رسانده است. راحله در 15 سالگي به عقد شوهرش درآمده بود؛ مردي که دختر ديگري را مي خواست. راحله دختر ساده روستايي مي گويد؛ «پدرم فقير بود. خواهر بزرگم طلاق گرفته بود. خواهر بزرگ ترم هنوز ازدواج نکرده بود و خانواده ام مي ترسيدند من روي دستشان بمانم. من هم نمي خواستم سربارشان باشم. وقتي من خانه نبودم از طرف من جواب بله دادند.»
راحله اما نه سال بعد و بعد از تحمل زندگي يي که تمايلي به صحبت کردن درباره آن نداشت و زماني که مادر دو فرزند بود، شبي شوهرش را به قتل رساند. راحله در دادگاه گفته است؛ «وقتي به خانه برگشتم متوجه شدم زني به محض ورود من وارد حمام شد. من و شوهرم بر سر اين موضوع بحث مان شد و او مرا از خانه بيرون کرد. شب که برگشتم شوهرم گفت تو ديگر به درد من نمي خوري و...» و اينچنين بود که راحله يي که نه دادگاه ديده بود و نه مي دانست قاضي يعني چه مجبور به دفاع از خود شد؛ آن هم به جرم قتل شوهرش.
---
مرتباً از رسانه هاي عمومي جوانان به تشکيل «خانواده» تشويق مي شوند، اما چه کسي نگهبان ارزش هاي «خانواده» است. چه نهادي پاسدار کودکان «خانواده» است. اگر مردي خواست اين نهاد مقدس «خانواده» را جولانگاه خواست هاي هوس بازانه خود کند، چه کسي به فکر زن جوان آن «خانواده» و فرزندان آن است.
چه کسي از زنان جوان حمايت مي کند که به سرنوشت راحله دچار نشوند. لايحه حمايت از خانواده که هر نوع ازدواجي را چه به صورت موقت، چه به شکل دائم براي مردان مجاز دانسته است؟ چه کسي به حقوق زن «خانواده» و مشکلات بي شمار آنها فکر مي کند و نگران ماندگاري نهاد مقدس «خانواده» است؟
آموزش اندک، کم سن و سالي برخي زنان و تعدي مردان به حقوق زنان، جامعه را دستخوش بيماري هاي مزمني کرده که انگار کسي را رمقي براي درمان آن نيست.
به راستي چه کسي مي داند آن لحظه يي که راحله انديشه مرگ شوهر را در سر مي پروراند چگونه خشمي او را فراگرفته بود، چه داغ هايي در دلش شعله کشيده بود، چه روزهاي سختي را در ذهن خود مرور کرده بود و چه دردي آستانه تحملش را آنقدر پايين آورده بود که ناگاه دست به کار قتلي شوم مي شود؛اتفاقي که موجب مي شود کودکانش را به دست سرنوشتي موهوم بسپارد و اينک پس از سه سال دوري از آن دو کودک سه ساله و پنج ساله، دلش از دوري آنها به تنگ آمده و از سرگذشت تلخ و سرنوشت مبهم آنها بيمناک است.
جرم راحله در دادگاه دقيقاً مورد بررسي قرار گرفت و او به مجازات رسيداما گناه مردي که خيانت را پيشه خود کرده در کدامين دادگاه واکاوي مي شود، امنيت از دست رفته يک خانواده در کدامين دادگاه مورد بررسي قرار خواهد گرفت و کودکان راحله به چه آينده يي فکر مي کنند؟