کانون صنفی معلمان ایران
پیمان نودینیان
معلم تبعیدی کردستانی
مدتی است که موضوع مهمی ذهن فعالین صنفی را به خود مشغول کرده است . وبحث و جدل های فراوانی به وجود آمده است.پرسش اینگونه مطرح شده است که در شرایط موجود بهتر است صنفی بمانیم یا سیاسی شویم ؟لازم به تذکر است که مغلطه ای صورت گرفته که باید اصلا ح شود.و آن ترم یا واژه سیاسی است.
اول باید پرسید سیاسی بودن به چه معناست؟در پاسخ باید اذعان داشت که هر فعالیت آگاهانه ای در جهت بهبود وضعیت اقتصادی(معیشتی)،اجتماعی عمل سیاسی تلقی می شود.بنا براین هرگونه اعتراض به وضعیت معیشت ،اعتراض به مکانیسم و مناسبات اقتصادی بوده و هرگونه تلاش عینی جهت رفع کمبودها و تحقق واقعی عدالت باز عملی کاملا سیاسی است.
پس به حکم این که انسان موجودی متفکر بوده واز آغاز تا به امروز در تلاش مداوم برای تغییر جایگاه اقتصادی ،سیاسی واجتماعی خویش بوده ،موجودی سیاسی است.احزاب ،سندیکا ها ونهادهای اجتماعی تماما ًسیاسی بوده و هستند.
حال نتیجه می گیریم سیاسی بودن و تحلیل سیاسی داشتن نه تنها مذموم نیست بلکه کاملا ًپسندیده می باشد.و زندگی در خلا مفهومی ندارد.ولی آنچه مهم است این است که گروه ها در چه مختصاتی قرار داشته وطبقات مختلف اجتماعی با چه ابزارهایی وبه نفع چه کسانی وارد عرصه سیاسی میشوند.
در جامعه ای که همه ي گروه ها درحال بدست آوردن منافع خود هستند ،منافع معلمان ما چگونه بدست می آید؟ آیا باید شعور معلمان فرهیخته چون ابزاری تلقی شود که ورشکستگان سیاسی را به قدرت برساند؟
جمعیت بالای معلمان و دانش آموزان و خا نواده هایشان تمام گروه های سیاسی موجود را وسوسه می کند که با دادن وعده های متعدد فعالان صنفی را به سوی خود جلب کنند.
پرسش ديگراین است که چرانبایدباگروه های سیاسی موجود ائتلاف کرد؟
قبل ازهر چیز باید گفته شود اگر این روزها خیلی از شخصیت حقیقی سخن به میان می آید این شخصیت ها به شکل خلق الساعه به وجود نیامده اند.ممکن است در ایران هزاران نفر کاندید شوند کسی کاری ندارد ولی اگر این آقایان افراد مطرح جنبش های اجتماعی باشند بسیار موثر هستند. وعلت انتخاب انان از سوی گروهای سیاسی بر همین اصل است.
کا نونهای صنفی در بدو پیدایش با اعلام استقلال خود از منافع واقعی توده معلمان ،آنانکه هیچ گاه مورد حمایت جدی قرار نداشته اند دفاع نموده است .
در این راه هزینه های گزافی رانيز پرداخته است.و نظارت زمانی معنا می یابد که در کنار همکاران ایستاد ودر هر شرایط از حقوق سندیکایی ایشان دفاع نمود و با داخل شدن در قدرت وشرکت در زد و بندهای سیاسی این امر متحقق نخواهد شد.این همکاران عزیز گویا حافظه تاریخی خود را از دست داده اند.در هنگام حضور دولت اصلاحات تمام فعالیت دوستان مورد بی مهری شدید دولت،گروههای سیاسی دوم خردادی و مطبوعات آنها قرار می گرفت و همیشه ما را از عوامل جناح راست به حساب آورده واخبار صنفی ما توسط آزاد اندیشان اصلاح طلب سانسور می شد.
اما ما همچنان مستقل ماندیم و همکارانمان در دورترین روستاهای ایران دیدند که در سختترین شرایط فعالین کانونها صادقانه در جهت رفع تبعیض تلاش می کنند. و این اصل مهم راز ماندن و اعتبار کانونها شد.شگفتا اینکه کسانی که هرگز اجازه ی حضور در جلسات ما را نداشتند امروز با ما حزب تشکیل می دهند. تا ما با رای همکاران حضورشان را مسجل کنیم.با این خیال باطل که بیشتر بر انان نظارت کنیم.اولین تاثیر منفی این اقدام برای کانونها ایجاد شکاف وبه شکست کشاندن حرکت معلمان به عنوان منسجم ترین بخش از جنبش کارگری است.
دوم اینکه در روزهای اخیر با انتشار این خبر موقعیت و اعتبار بعضی از دوستان به شدت متزلزل شد،و در نتیجه اعتماد همکاران به کانونها در حال از دست رفتن است .چون آنان معتقد شده اند که کانونها چونان ابزاری برای به قدرت رساندن پاکباخته های سیاسی از همکاران استفاده می کنند.در نتیجه کانونها تبدیل به نهادهایی میشوند که درکنار قدرت ایدئولوژی سلطه پذیری رادر طبقات فرودست نهادینه می کنند وآن سان مرگ کانونها حادث می شود.
امروزه اخلاق گرایی سیاسی توسط روشنفكران ما رنگ باخته است .و هر برج عاج نشینی به سرزنش كردن آن بر می خیزد.
البته برای کسانی که در پی فروختن كالاي تقلبی سیاسی خود هستند .برای بدست آوردن قدرت هرروشی جایز بوده وبستن پیمان با هر طیفی ،تقلب ،دادن وعده های خلاف واقع رواست وانتظار اخلاقی از هر پدیده ای احمقانه به نظر می رسد .در جواب این آقایان باید گفت :
فعالین راستین صنفی تا کنون بدون هیچ چشم داشتی ودر نهایت توان به تلاش خود ادامه داده اند.
ما با تمام وجود به دفاع از صداقت دانش وبچه های فردابرخاسته ایم ،چیزی که هرگزدر مغز کاسبان سیاسی امروز نمی گنجد.و در تحلیل های سیاسی ما نیز کرامت و ارزش انساني موج می زند.و همواره بدان پایبندخواهيم ماند.