خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



یکشنبه، 7 بهمن ماه 1386 برابر با 2008 Sunday 27 January

قانون اما همه این واقعیت ها را نادیده می گیرد

شهرزاد نیوز: در ده ماه گذشته، سه زن در تهران اعدام شدند. دو زن به جرم شوهر کشی و یک زن با ادعای دفاع از ناموس. دفاعی که البته هیچگاه پذیرفته نشد.

به جریان افتادن روند اعدام زنان در حالی است که اغلب زنانی که در انتظار چوبه دار هستند، اقدام به قتل شوهرانشان کرده اند و این، اولین و آخرین قتل آنها و در بسیاری مواقع اولین و آخرین جرم آنها بوده است

اولین و آخرین جرمی که در بسیاری مواقع دلیل آن قوانین نابرابر و تبعیض آمیز است. بررسی های موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم شناسی دانشگاه تهران در رابطه با همسر کشی در 15 استان کشور، حاکی از آن است که :"وجود قوانین محدود کننده طلاق برای زنان و اختیارات گسترده مردان در امر طلاق، اطاله دادرسی و فقدان ضمانت های اجرایی قانونی مورد نیاز در موارد خشونت مردان علیه زنان از عوامل همسرکشی هستند."

تحقیقاتی که در کانادا بر روی مسئله شوهر کشی انجام شده نیز نشان می دهد:"بسیاری از زنانی که به جرم کشتن شوهرانشان به زندان افتاده اند مکررا از سوی شوهرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. چه بسا بسیاری از این زنان قبل از ارتکاب قتل از پلیس یا دیگران تقاضای کمک کرده بودند، اما یا اضطراری بودن موقعیت آنها تشخیص داده نشده بود و یا راه حل های دیگری که برای فرار از آن موقعیت پیشنهاد می شده کار ساز و کافی نبود."

در ایران با اینکه به ندرت تحقیقی در این رابطه انجام شده و کمتر پیش آمده که کسی پای دردل زنان شوهرکش بنشیند، اما همان اندکی که در دفاعیه های دادگاه از این زنان شنیده ایم گویای آن است که اینجا هم وضع به همین منوال است، با این تفاوت که زنان ایران فرصت کمتری برای کمک خواستن از پلیس و دیگران دارند و قوانین ما در هنگام اعمال خشونت به یاری آنها نمی آیند.

قانون نه تنها حمایت گر زنان در برابر خشونت شوهرانشان نیست، بلکه به نوعی مجوز قانونی قتل زنان را به شوهرانشان داده است.

بر اساس ماده 630 قانون مدنی:" هرگاه کسی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ملاحظه کرد و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنها را به قتل برساند."

با اینکه شرایط در نظر گرفته شده برای استفاده از این مزیت قانونی، بسیار سخت و گاه غیر ممکن است، اما وجود چنین ماده ای در قانون دست مردان را برای کشتن همسرانشان به بهانه سوءظن و بدگمانی باز می گذارد.

در هیچ کجای قانون اما نیامده است که اگر مردی بارها و بارها به همسرش خیانت کرد و زن، دیگر تحمل دیدن زن بیگانه را در خانه خودش و در آغوش همسرش نداشت باید چه کند؟ قانون نه تنها مجازاتی برای این خیانت در نظر نگرفته است_مرد به راحتی می تواند ادعا کند آن زن را صیغه کرده و به عقد موقت خود درآورده است_، بلکه از دادن حق طلاق به زن، حتی در چنین مواقعی نیز خودداری کرده است. شکایت به دادگاه نیز کارساز نیست. عقد 4 زن دائم و بی نهایت زن صیغه ای حق مسلم مردان ایرانی در قانون مدنی است
.
تنها تحقیق گسترده ای که در زمینه عوامل همسر کشی در ایران انجام شده، تاکید می کند:" در رابطه با زنانی که پس از تحمل سالها خشونت و ناملایماتی همچون خشونت جنسی نسبت به زنان، انحرافات جنسی و یا تجاوز پدر به فرزندان، اقدام به شوهرکشی کرده اند ، نه تنها فرزندان بلکه خانواده شوهر نیز اغلب گذشت می کنند و دستگاه قضایی نیز با اغماض بیشتری با آنها برخورد می کند." (1) این در حالی است که واقعیت این مساله را تایید نمی کند.

واقعیت، "راحله زمانی" است که سالهای سال کتک ها، خشونت ها، تحقیرها و خیانت های شوهرش را تحمل کرد و در آخر نه اغماض دستگاه قضایی را دید و نه گذشت خانواده شوهرش را. نصیب او فقط و فقط چوبه دار بود.

واقعیت، زنانی هستند که نه دادگاه های جنایتی به شرایطی که آنها را وادار به قتل شوهرانشان کرده توجه می کنند و نه دادگاه های خانواده _قبل از آن که کار به اینجا برسد_ خشونت های مکرر و مداوم را دلیلی برای صدور حکم طلاق می دانستند.

واقعیت، زنانی هستند که در برابر خشونت های هر روزه هیچ دفاعی ندارند. نه قانونی، نه خانه امنی و نه حتی حمایت خانواده هایشان. باور قدیمی"زن با لباس سفید به خانه شوهر رفته و با کفن سفید برمی گردد" و کلیشه همیشگی "بساز و بسوز" هنوز بر زندگی این زنها حکمفرمایی می کند.

واقعیت، تحقیقی است که بر اساس آن ۸۷ درصد زنان تهرانی از همسرآزاری روانی و 47 درصد از همسرآزاری جسمی رنج می برند.

واقعیت، زنانی هستند که در 14- 15 سالگی شوهر داده شده اند، بدون اینکه سوادی بیاموزند، حرفه ای یاد بگیرند و عشق را بشناسند و حالا در کوران خشونت ها و خیانت ها و نادیده گرفتن شدن ها راهی جز انتقام و نابودی نمی شناسند.

قانون اما همه این واقعیت ها را نادیده می گیرد. تنها واقعیتی که به رسمیت شناخته می شود این است که کسی را کشته ای و باید بمیری. جواز مرگ زندگی هم در دست خانواده ای است که در اغلب اوقات اگرنه شریک خشونت ها، اما شاهد آن بوده اند، با این حال اما به کمتر از چوبه دار رضایت نمی دهند که اگر می دادند و "زهرا ناظمیان" و " راحله زمانی" و... اعدام نمی شدند و می توانستند بار دیگر زندگی را تجربه کنند.

گرچه خشونت ها و نابرابری ها هیچگاه جوازی برای قتل نیستند، اما در نظر نگرفتن اینکه چه بر سر یک زن آمده که با کشتن همسرش، زندگی خود را نیز نابود کرده است و اکتفا کردن به اجرای حکم قصاص نیز، فقط و فقط کشتن یک قربانی و پاک کردن صورت مساله است.




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved