خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد


به علت برخی تغییرات برای چند ساعت امکان به روز کردن سایت نیست. با پوزش از خوانندگان

یکشنبه، 7 بهمن ماه 1386 برابر با 2008 Sunday 27 January

ديوار بی اعتمادي بين مردم واصلاح طلبان!؟

(( الف – بيقرار))

حالا ديگر برهيچ ايراني، ولو برآن روستانشين با سواد و بي سواد كه صدها و هزاران كيلومتر از امل القراي حكومت اسلامي بعد مسافت دارند پوشيده نمانده است كه در جمهوري اسلامي با چنين ساختار ومباني حقوقي، و قوانين بي نظيري كه دارد ، ضمن اينكه جائي براي مردم ومطالبات اساسي ملت وجود ندارد، بحث منافع ملي هم نميتواند موضوعيتي داشته باشد. در روشن شده است كه درچنين فضاي مسموم وخفقان آوري نيزهيچ امكان ومجالي براي فعاليتهاي سياسي ولو مسالمت آميزو مشروع هم باقي نمانده است.

متاسفانه تا ديروز، يعني تا ((چهاريا پنج و يا ... سال)) پيش يك تصورباطل براذهان بسياري از مردم، منجمله درمخيله همين حضرات اصلاح طلب غالب بود كه اينها خوب نيستند، واگر آنها بيايند، چه خواهد شد وچه!

{{ آمدند }}. هم با راي حداقلي آمدند، وهم با راي حداكثري. ديگركسي باقي نمانده است كه بيايد تا مردم را نجات بدهد وبخشي از مردم نيز ناچار شوند تا بهردليلي ويا با فرض اينكه مجبورند بين بد وبدتر، بد را به بدتر ترجيح دهند راي خود راهزينه آمدن بدها بنمايند.

همه گروههائي كه در زمره شركاء وسهامداران اين حكومت فرقه اي بودند، آمدند و رفتند وملت ايران همه چيزراآزمود، ولي هنوز هم درب برهمان پايه اي ميچرخد كه بيست سال پيش ميچرخيد. ((فقر وفساد .... تباهي واعتياد وفحشا . ظلم وجور . زندان واعدام . سركوب وخفقان، مصادره وغارت و .... )) ارمغان غيرقابل انكاراين آمد ورفت ها بوده است وبس.

طبيعي است كه درچنين وانفسائي، وبا چنين تجربيات تلخ وويرانگري، ديگرجائي براي حضوردوباره مردم وانداختن راي شان باقي نميماند. با تلاشي كه درجهت تداوم حيات حكومتي چون حكومت جمهوري اسلامي ميشود، ميتوان ادعا نمود كه اكثريت بزرگي از مردم، فرقي نميكند، عام وخاص به اين نتيجه رسيده اند كه درگستره چنين حكومتي مبنا بر دروغ وتزوير وريا كاري بوده وبهمين دليل روشن دريافته اند كه دربستر چنين حكومتي آمال وآرزوهاي مردم، خاصه جوانان و نوجوانان، اگرنخواهيم بگوئيم زيرصفر، حداقل اينست كه بگوئيم روي نقطه صفر راكد وثابت خواهد بود.

حقيقت اينست كه عامه مردم يعني همان اكثريتي كه فقط بدنبال يك زندگي آرام ونيمه مرفه هستند هم به اين مهم پي برده اند كه درچنين فضاي منجمدي اگرهم كس يا كساني، چه بعنوان افراد مستقل وچه بعنوان تشكلهاي سياسي درون حاكميتي بخواهند ادعا نمايند كه ميتوانند مدافع حقوق مردم باشند، برمبناي تجربيات تلخ گذشته وجفا وخيانتي كه طي اين سه دهه برآنها رفته، به اين نتيجه رسيده اند كه، اينهم دروغي بيش نخواهد بود. چرا كه منطقا"اين نتيجه عايد ميشود كه بعيد مينمايد كه در محدوده حكومتي با مختصات قانوني، وشاخص هاي فراقانوني جمهوري اسلامي افراد يا گروههائي اين امكان را بيابند كه هم ادعاي برآوردن مطالبات مردم را داشته باشند، وهم خود را ملزم ومتعهد به قانون اساسي واصل بي بديل وفرا قانوني ولايت مطلقه فقيه بدانند. چنين اختلاط ناهمگوني، هم ناشدني و غيرممكن، وهم نمي توان هيچ اسم وعنواني بجز فريبكاري وروشهاي پوپوليستي وبند بازانه برآن نهاد.

بصورت روشن تر ميتوان اينگونه عنوان نمود كه با چنين اوضاع واحوالي، وبا وجود ديوار بلند بد گماني كه روز به روزهم بلند وبلند تر ميشود، اين اعتقاد نيز تقويت ميشود كه درچنين فضا ي بسته وخفقان آوري هرگونه فعاليتي، چه سياسي وچه حقوق بشري، وچه در قالب نهادهاي مدني، چون سنديكا ها وتشكلهاي حزبي مستقل وغيرو كه بوئي از مدنيت داشته باشند كه رژيم همواره ازآن هراسان بوده وهيچ پاي بندي به اينگونه فعاليتها نداشته وهرگونه اقدامي با چنين زمينه هائي رامخل اسلام وحكومت اسلامي ارزيابي نموده ودرنهايت هم كمر به قلع وقمع آنها بسته كه آخرين آن در رويدادهاي اخير يعني نامنويسي وبررسي صلاحيت كانديداها تجلي يافت!! نه بنا به هزار ويك دليل، كه فقط بنا به دليل عمده واساسي، با ((هزار ويك مشكل)) غير قابل عبور وتوجيه فراقانوني مواجه بوده وخواهد بود.

يك دليل مورد نظر درآنجاست كه رژيم جمهوري اسلامي خود را حكومتي الهي وآسماني ميداند، ورهبرش نيزضمن اينكه جايگاهي چون جانشيني پيامبر ونايب امام زمان را براي خود قائل است، خودرا بجز در مقابل (( الله )) آنهم خدائي كه هنوز هيچ تعريف مشخصي برآن نيامده ، پاسخگو نميداند.

باتوجه به آنچه كه بدان اشارت رفت، بايد ازآقايان اصلاح طلب(( ريز ودرشت)) عمامه دار وبدون عمامه پرسيد كه چه جاي گله گذاري و نق زدنهاي بيهوده است؟؟ اين حضرات بايد به اين پرسش اساسي ومبنائي پاسخ بدهند، درمملكتي كه يك نفرخودرا قيم هفتاد ميليون ايراني ميداند، ودر قانون اساسي نيز جايگاه او بروشني تعريف گرديده وبسياري از شما حضرات يا اسلاف تان در تدوين وتببين اين قانون نقشي غيرقابل انكار داشته ايد، ودركشوري كه شوراي نگهبان انتصابي اش آن تا آنجا اختيار دارد كه بدون وجود آن حتي مجلس اسلامي با 290 نفر منتخب مردم شكل قانوني نخواهد داشت واگرهم باشد تا مجلس جايگاه قانوني پيدا كند، ميتواند مصوبات مجلس، ولو صددرصد منطبق با همين قانون را با دلائل واهي وجناحي وسليقه اي (( وتو)) نمايد وآراي 290 نماينده مردم راكه درخوشبينانه ترين شكل ممكن ميتواند راي هفتاد ميليون ايراني تلقي نمود راچون دستمال كاغذي مصرف شده به كناري پرتاب كند تا مجلس را به تبعيت واطاعت ازرهبري وادارنمايد، چه جاي آنست كه بازهم صحبتي از قانون وقانونمندي وحقوق مردم درميان باشد؟؟

متاسفانه بايد يك واقعيت را به اصلاح طلبان گوشزد نمود وآن اينست كه ببينند بلحاظ مقبوليت مردمي و تكيه برپايگاه نيروهاي اجتماعي دركجا قراردارند؟ خانمها وآقاياني كه صفت اصلاح طلبي را با خود بيدك ميكشند بايد از خود بپرسند، با كدام تكيه گاه مردمي واجتماعي وبا چه استدلالي چنين بي پروا از مردم وبرآورده شدن مطالبات مردم سخن ميكويند؟؟ مگرگذشته را فراموش كرده اند؟ هنوز زمان چندان طولاني از دوران مسئوليت شان سپري نشده است كه بخواهند چنان جفاي بزرگي بمردم را فراموش شده فرض كنند وآنرا به بايگاني تاريخ بسپارند. اگرحضرات موضوع سكوت وعقب نشيني در مقابل لايحه مطبوعات در مجلس ششم را فراموش كرده اند، نبايد ازياد ببرند كه آن داغ ننگ هنوز برپيشاني شان خودنمائي ميكند وجائي براي زودودن آن نيست. آقايان بايد ببينند كه همان نهاد هاي فراقانوني و قدرتمند در مقابل لوايحي چون لايحه تببين اختيارات رئيس جمهوري كه هيچگاه درمجلس اصلاحات قدرت وفرصت طرح و تصويب شدن نيافت چگونه آنها را بلوكه نمودند! بعضي حضرات اخيرا"دريك شانتاژ تبليغي مبادرت به دادن آمار وارقامي از مصوبات مجلس ششم نموده مبني براينكه درآن مجلس اين تعداد مصوبه درفلان زمينه، وفلان تعداد مصوبه در بهمان زمينه داشتيم. اين كارها يك مغلطه سياسي است. بايد بگويند اقداما ت شان درپيوند با شعارهائي كه داده بودند چه بود، وچه گامي درجهت تحقق مطالبات اساسي مردم برداشتند؟؟ اگرسركوبي جنبش دانشجوئي در18 تير78 را يكي ازافتخارات خود ميدانند، پذيرفتني است. اگرسكوت ومما شات در مقابل سركوبي آزاديخواهان، بستن فله اي ويكشبه مطبوعات، و وقوع قتلهاي زنجيره اي راازافتخارات دوران مسئوليت شان بدانند، بازهم پذيرفتني است. اما هيچگاه نميتوانند بگويند كه براي تحقق آزاديهاي مصرح درهمين قانون دست وپا شكسته كاري انجام داده اند. نميتوانند پاسخ بدهند كه براي لباس عافيت پوشيدن به شعار (( ايران براي همه ايرانيان)) كاري صورت دادند. پس بايد بپذيرند كه سعيد حجاريان در مصاحبه با اعتماد درست گفته بود. اينان در استراتژي فشاراز پائين وچانه زني دربالا قبل ازاينكه درچانه زنيهاي بالا بدنبال تحقق منافع مردم واصولا"چيزي بنام مردم محوري باشند، بيشتر چانه زنيها را مصروف تثبيت موقعيت ومنافع خودشان كردند كه نتيجه آنراهم درحين نمايش تحصن ودادن استعفا هاي دروغين وجمعي بخوبي حس كردند.

آقايان همين حالا هم دارند دو دوزه بازي ميكنند. آرمين بعنوان سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه يكي از عمده ترين شركا يا ستونهاي حوزه اصلاح طلبي محسوب ميشود، ميگويد: ما براي برگزاري يك انتخابات با حداقل آزاديها تلاش ميكنيم. بايد پرسيد چرا حداقل؟؟ لازمست به ايشان يادآور شد كه مجلس ششم كه با يك انتخابات حداكثري ومردمي شكل گرفت، نتوانست هيچ كاري انجام بدهد، حالا داريد براي يك انتخابات حداقلي التماس ميكنيد!!؟ براستي با يك انتخابات حداقلي ميخواهيد چه ... بكنيد، و اصلا"چه ميتوانيد انجام بدهيد؟؟؟ يك نفرازحضرات شهامت وشجاعت آنرا ندارد كه با صراحت بگويد اگروضعيت صلاحيتها به همين منوال پيش برود كه ميرود، چه خواهند كرد؟؟ تماما"كلي گوئي ودوپهلو بازي. يكي ميگويد شكايتش را به خدا خواهد برد، يعني همان چرندي كه هاشمي رفسنجاني درمقابله با احمدي نژاد برزبان آورد. آن ديگري ميگويد اگرچنين جفائي براصلاح طلبان برود متوليان اين ظلم در روزقيامت بايد پاسخگوي اعمال خود شان باشند. اگرقراراست شكايت تان را بخداببريد، يا اگرقراراست كه ظالمان در روز قيامت حساب پس بدهند، بگوئيدازجان مردم چه ميخواهيد؟ چه دليلي دارد كه بگوئيد بايد يك انتخابات پرشور وداغ برگزارشود؟؟ آن انتخابات پرشور، وبه تعبيرشما دشمن شكن بايد بوسيله چه كساني جزمردم ايران داغ وپرشوربرگزارشود؟؟ وآن ديگري هم ميگويد ما تلاشمان را ميكنيم كه به نتيجه برسيم. اين كه به نتيجه برسيم يعني چه؟؟ يعني اينكه اگرتائيد صلاحيت شديم و به مرادمان رسيديم كارتمام است، وبعد هم چون گذشته ميگوئيم گور پدر مردم، واگرهم نشد منتظرميمانيم تا انتخاباتي ديگرو بازي ديگر. كجاي اين پرت وپلاها با معيارهاي اصلاح طلبي، آنهم با وجود چنين حكومت مستبدي همخواني دارد؟؟ اصلاح طلب بايد ظرفيت و جرپوزه پرداخت هزينه را داشته باشد. كداميك ازاصلاح طلبان حاضرند براي اهداف بزرگي چون آزادي، و تحقق اصلاحات بمفهوم واقعي هزينه پرداخت نمايد؟؟ بايد ديد كه چنين شهامتي را درخود مي ببينند؟ كداميك ازحضرات اصلاح طلب بجزطرح ناهنجاريهاي اقتصادي و سياسي و... آنهم تا جائيكه دامان احمدي نژاد را بگيرد و به پر((قباي)) ديگران برنخورد، درموارد مهم ديگري چون بگيروببندهاي اخير، دست وپا بريدن ها، وسركوب دانشجويان وآزاديخواهان، كشتن دانشجوي سنندجي وموارد مشابه جيك شان درآمد؟؟ اصلاحات مورد نظرآقايان چه تعريف وترجماني دارد؟؟ مفهوم اين اصلاحات را بشكافيد. اگرآن باشد كه يكبارآزموديم، اعلام ميداريم كه چرندي بيش نيست.

مباني اصلاحات ازديدگاه مردم يعني آزادي بيان وعقيده – آزادي مطبوعات – آزادي انديشه وبيان – آزادي احزاب وتشكلهاي مدني – وانتخابات آزاد بمعناي آنچه كه امروز در ايالات متحده آمريكا جريان دارد، نه اينكه براي عبوراز غربال شوراي نگهبان يا چراغ سبزرهبر و... بمنظورتائيد صلاحيت به هر دريوزگي توسل جست. كدام اين معيارها دربستر حكومت اسلامي شدني خواهد بود؟؟ چگونه متصور است كه با وجود اصولي چون 93 و94و يكصدودهم و... مجلس اسلامي بتواند حتي يك ليوان آب بدون اجازه بياشامد، تا چه رسد به تصويب لوايحي كه دربردارنده مطالبات واقعي مردم باشد؟؟ مردم فريبي ومشاطه گري تا كي؟؟

اينكه از منظراصلاح طلبان و معادلات وبازيهاي دست يابي آنها به اركان قدرت مردم در كجاقراردارند، هيچيك از خانمها وآقايان اصلاح طلب حرف روشني نزده ونخواهند زد، ونميتوانند بزنند. اما همواره در يك بيان كلي اعلام ميدارند كه اگرتائيد نشويم درانتصابات شركت نميكنيم. اگرانتصابات است پس شما هم اگرتائيد صلاحيت بشويد نماينده انتصابي خواهيد بود، چون درقالب همين قانون وازغربال همين شوراي نگهبان عبور خواهيدكرد!! همان مجلس ششم هم انتصابي بود با يك تفاوت عمده، آنهم اينكه مردم بتنگ آمده با اين تصوركه شايد معجزه اي رخ بدهد، بپاي صندوقهاي راي آمدند و ديديم كه شما حضرات چه پاسخ زيبائي به آن حماسه مردمي داديد.

از روز2بهمن 86 كه ردصلاحيتها مطرح شد ودامن 97درصد اصلاح طلبان را گرفت، شاهد هارت وپورتهاي فراواني از سوي اصلاح طلبان بوده ايم. همه چيزدرمطالب واظهارنظرات شان مشهود بوده، الا اينكه بگويند براي برون رفت ازبحران موجود يعني خلاصي ازوجود يك حكومت استبدادي - مذهبي به يك حكومت آزاد كه ((سكولاريسم)) درآن اصل اول باشد، ونيزخواست اساسي ملت ايران ميباشد چه برنامه اي دارند.

اصلاح طلبان بايد دريابند كه درچانه زني هاي سياسي خود با صاحبان قدرت درجمهوري اسلامي، بدون اينكه حمايت همه جانبه نيروي مردم را پشتوانه چانه زني هاي خود قراردهند، اقبالي نخواهند داشت، درعين حاليكه اگرهم تائيدي دركارباشد، تائيدي محدود و ملتمسانه بوده كه ميتوان آنرا بمثابه دادن چك سفيد به رقيب تلقي نمود كه هرنوع خاصيتي را ازآنها سلب، وازهم اكنون بايد بدانند كه درصورت وقوع چنين نمايش استهزا آوري اگرهم هنوز ذره آبرو وحيثيتي درنزد بعضي مردم داشته باشند كه جاي ترديد دارد، آن نيز بكلي ازميان خواهد رفت، ودرصورت بروز چنين رخدادي بايد بپذيرند ضمن اينكه هرگونه ترديدي مبني بربلند وبلندترشدن ديوار بي اعتمادي بين مردم واصلاح طلبان به يقين قطعي بدل خواهد شد، بلكه بايد منتظرباشند تا درايران آزاد فردا بعنوان ياران رژيم درپشت ميزاتهام نيزقراربگيرند.

ايران – تهران
6/ بهمن / 86




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved