گیل آوایی
ژانویه 2008
آقای گنجی
شما سفسطه می کنید. شما با کلمات بازی می کنید. شما حقایق تلخ حاکمیت خونبار اسلامی را در لابلای واژه ها و بحثهای انحرافی، لاپوشانی می کنید.
آقای گنجی شما می گویید:
" رژیم جمهوری اسلامی،نه نظام فاشیستی و توتا لیتر است ، نه دیکتاتوری نظامی، بلکه رژیمی سلطانی است. رژیم سلطانی شاه، فقط حوزه ی سیاست را سرکوب می کرد، اما رژیم سلطانی جمهوری اسلامی علاوه بر حوزه ی سیاست حوزه ی اجتماعی را هم سرکوب می کند"
آقای گنجی
کمی به این چند کلمه صادقانه بیاندیشید: فاشیستی، توتالیتر، دیکتاتوری نظامی، سلطانی، سلطانی شاه!
تردیدی نیست که معانی فاشیسم ( حکومت خودکامه ) توتالیتر ( تمامیت خواه ) دیکتاتور( مستبد ) ، سلطان ، سلطانی شاه، می دانید. شما این معانی را وقتی با خصوصیات حکومت اسلامی مقایسه کنید، براستی چه تفاوتی می بینید!؟ غیر از این است که همه این مشخصه ها در این ویروس شوربختی و نکبتباری یعنی حکومت اسلام شما وجود دارد!؟ ( همین بازی کلمات را با تفسیرهای از نوع شریعتی و سروش و ایت الله های با و بی عمامه خودتانی!بنگرید که چگونه سفسطه اساس فرهنگ بینشی شماست!)
شما سه کلمه غیر فارسی و سه کلمه فارسی را کنار هم قرار داده اید و سفسطه گرانه با کلمات بازی کرده اید.
آقای گنجی
تحلیل و تفسیر شما از چند و چون ساختار حکومت اسلامی به سبک و سیاق همان فرهنگ ارتجاعی حوضه ای و آیت الله های لولیده در حجره های حوزه علمیه است که در استفتاء ها و پرسش و پاسخ ها نسبت به جامعه انسانی و حقوق انسانی و زندگی انسانی برخورد می کنند بعنوان مثال بنگرید به استفتاء از آیت الله منتظری در مورد سنگسار! که او اصل سنگسار را نفی نمی کند اما برای چگونگی اجرای آن، اما و اگر دارند. ( استفتاء در مورد سنگسار مردی بی پناه در تاکستان )
آقای گنجی
جمهوری اسلامی، نظامی فاشیستی ارتجاعی ، توتالیتر و حتی دیکتاتوری نظامی است. برای روشن شدن این شناسه ها، نیاز به جستجوی آنچنانی و بازی با کلمات نیست. سرکوبهای مالیخولیایی زنان ما بخاطر پوشش، مجازات های هولناک قطع دست و پا و پرتاب از بلندی و اعدام نوجوانان و سرمایه گذاریهای عظیم در زمینه های خرافه و عزا و نمادهای بشدت قهقرایی مذهبی و ایجاد فرهنگ واپسگرایانه دینی با تحمیق و تطمیع و سیاست گذاری های جمکرانی و باورهای هاله نور و برنامه ریزی های اقتصادی و سیاسی بر اساس مبانی و اصول قرآنی و تخریب اقتصاد بر پایه تولید و غالب کردن سیستم بازار بر سیاست و اقتصاد که دلالی و واردات و خرید و فروش، پایه ای ترین اساس آن است و به تخصص و تولید نیاز نمی بیند، نمونه هاییست که شاید اگر چشمتان را واقع بینانه باز کنید و حقایق را " بگونه ی می بخشیم و فراموش نمی کنیم" ، فرموله نکنید! خواهید دید که شناخت حکومت جهل و جنون اسلامی نیاز به پرداختنهای آنچنانی نیست که شما داد سخن داده اید و مانند همه باورمندان دینی ( اسلامی ) که نزدیکترینش شاید شریعتی و سروش و..............باشند، که تلاش کرده و می کنند با سفسطه های فلسفی و بزک کردن اسلام، آن را از کاستی ها و ناتوانیها در برخورد با مسایل جامعه انسانی امروز تطهیر نمایند، برخورد کنید.
اگر مشخصه های فاشیسم، توتالیتر، ارتجاع، دیکتاتوری نظامی، سلطانی، سلطانی شاه را بدرستی و صادقانه در کنار گفتمان شما بیان کنید (می کردید!)، می بینید ( می دیدید!) که همه این مشخصه ها در حکومت اسلامی جمع شده است و این همه نیاز به بازی سفسطه گرانه با کلمات نبوده و نیست.
آقای گنجی شما می گویید:
" جمهوری اسلامی رژیمی ارتجاعی نیست. جمهوری اسلامی یک رژیم بنیاد گراست و بنیادگرایی پدیده ای مدرن است . بنیاد گرایی در دوران مدرن، در واکنش به فرایند سریع مدرنیزاسیون، پدید می آید. ارتجاعی نامیدن جمهوری اسلامی نادرست است."
شما سفسطه می کنید. با طرح ارتجاعی و بنیادگرایی بیهوده تلاش می کنید گستره این تفکر را از درک روشن و آشکاری که براحتی دست می دهد، دور می کنید.
حکومت اسلامی حاکمیتی فاشیستی اسلامی، نظامی اسلامی، دیکتاتوری اسلامی و شدیدا ارتجاعی اسلامی است. اساس این حکومت همان اسلام ناب محمدیست که حکومت اسلامی ناتوانی آن را با جنایت لاپوشانی می کند و شما و امثال شما با سفسطه و تئوری پردازیهای روشنفکر نمایانه ماست مالی می کنید.
تمام تلاش شما با این تعریف جداکردن خصیصه ارتجاعی از حکومت اسلامی است و آن را بنیادگرا جا می اندازید. آیا بنیاد اسلام در عصر حاضر همان ارتجاع نیست!؟ به نمونه های مشخص این بنیاد مراجعه کنید. فراوان نوشته شده است.( با همین بنیادها شکنجه کرده و می کنند، تجاوز می کنند و اعدام می کنند، با همین بنیادها سنگسار می کنند و...... این عملکردها را با هر بخش ارتجاعی یا بنیادگرایی تان بگذارید ، همان گندیست که یک بزغاله، رییس جمهورش می شود و یک فریبکاری که گفتگوی تمدنها شعار می دهد! )
آقای گنجی
براستی شما اینهمه نمادهای نکبتبار حکومت اسلامی را نمی بینید!؟
شما که کشتار خونبار همین حکومت در کردستان را دست داشته اید و دیدید و بودید! سرکوب و قتل عام همه نیروهای سیاسی مخالف را بخاطر دارید. شما بخوبی می دانید در دل خاورانهای سرزمین ما چه جانهای شیفته ای را این جانیان مسلمان به خاک و خون کشیده اند.
شما فقر و غارت و تحمیق و خرافه و نابرابری و دزدی و شکنجه و زندان و آدم ربایی و قتل آشکار و اعدامها و سنگسارها را بخوبی می دانید. آیا این نمونه ها با آن ساختاری که از نظر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی/اجتماعی که تیتر وار به آن اشاره رفت، را مشخصه های سلطانی می بینید! ( شما با این تفکیک سازی ها، لالایی بره ها زمزمه می کنید!)
آقای گنجی
سلطان، شاه، خلیفه، دیکتاتور است. وقتی به ایدئولوژی مشخصی هم آراسته می شود، فاشیست است. وقتی تار و پود آن را نظامیان خود او (سپاه پاسداران – هم پالگیهای سابق شما) می گیرند، نظامی و فاشیستی است. شما تفکر و عملکرد این جانیان را با واژه ها جابجا می کنید. واژه ها از هر دوره ای که پدید آمده باشد (فاشیسم، توتالیتر) چه چیزی را در ایران امروز تغییر می دهد!؟
آقای گنجی
حکومت اسلامی حکومتی تمامیت خواه (توتالیتر) است. حکومت اسلامی وقتی پس از 29 سال حاکمیت نحس اش ، سنگسار می کند، دست و پا قطع می کند، با ساده ترین نماد زندگی شخصی افراد جامعه ( پوشش ) بویژه زنان، سرو کار دارد ، وقتی نابرابری دینی و جنسیتی را برسمیت می شناسد و به جامعه تحمیل می کند، نظامی بشدت ارتجاعی است.
آقای گنجی شما می گویید:
"-4- بنیادگرایان علاقه ی زیادی به "علوم تجربی طبیعی" و "تکنولوژی مدرن" دارند. "عظمت طلبی اتمی" رهبر جمهوری اسلامی را هم در همین چارچوب می توان تحلیل کرد.خرید و ساخت سلاح های موشکی پیشرفته، با ارتجاع سازگار نمی باشد. اگر در سه دهه ی گذشته جهان غرب فروش تکنولوژی مدرن را به ایران ممنوع نکرده بود، اینان هر چه بیشتر و بیشتر تکنولوژی مدرن را به ایران وارد می کردند. کما اینکه اینک جامعه ایران را پر از جدیدترین گوشی های همراه، کامپیوتر، فکس، ماشین سواری و ... کرده اند.تکنولوژی مدرن، برساخته ای خنثی نمی باشد..."
اینکه بنیاد گرایان علاقه زیادی به علوم تجربی و طبیعی دارند، سفسطه ای است که در بطن آن توجیه سیاست اتمی حکومت اسلامی نهفته است. شما سفسطه می کنید.
شما این حقیقت را که حکومت اسلامی برای بقای خود در قدرت، یک ملت و مملکت را به سمت فاجعه می برد با چنین چرخشی در برخورد با سیاستهای ایران برباد ده حکومت اسلامی، لاپوشانی می کنید. شما بگونه یک واسطه سیاسی و لابی حکومت اسلامی در خارج عمل میکنید.
شما چگونه ناتوانی حکومت اسلامی را در تامین نان مردم نمی بینید! شما چگونه از مقوله کشاورزی، صنعت ، درمان، بهداشت که باید از درامد نفتی، پیشرفته و پاسخگوی نیازهای مردم ونسلهای آینده ی مملکت باشد، را در حیطه مدرنیسم نمی بینید اما گرایش هسته ای حکومت اسلامی را در جهت عظمت طلبی و طرفداری از تکنولوژی و علومی تجربی طبیعی تحلیل می کنید!؟ شما چظور پتانسیلهای انرژی طبیعی میهنمان را ناگویا می گذارید که این رژیم بجای بهره گیری علمی و مسئولانه از آن، با دزدی و غارت همه آن را جزء غنیمتهای فتح اسلامی ایت الله ها و اهریمن زادگانشان قرار داده و به واردات حتی عبا و عمامه شان نیز اختصاص داده اند. این عملکرد ابلهانه را چگونه طرفدار علوم تجربی طبیعی و تکنولوژی مدرن انجام می دهد!
شما با سفسطه ای از این دست حقیقت را وارونه جلوه می دهید.
آقای گنجی
شما آمارهایی از جامعه علمی ایران اعلام داشته اید که اساتید گریخته از جهنم اسلامی را به حساب نیاورده اید، شما یافته های تا کنونی فرهیختگان ایرانی را بحساب حکومت جهل و جنون اسلامی گذاشته اید و با تکیه به آن؛ حکومت اسلامی را ارتجاعی نمی دانید.
براستی چگونه است که ساختار علمی و فرهنگی مدرسه و دانشگاه در ایران را نمی بینید!؟ ساختار کنونی جامعه آموزشی از ابتدایی تا عالی، ساختاری بشدت ارتجاعی است. در میان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ما، بسیجیهای رنگ و وارنگ را که به دانشگاه تحمیل کرده اند را، ناشی از چه سیاست و ساختار می دانید!؟ ملاک گزینش در این گذار چه بوده و هست!؟ ایا همین مُنگولهای گردن نهاده به نواله ی حکومت نحس اسلامی را دلیل براین می دانید که این جانیان طرفدار علم و مدرنیسم هستند!؟ یا تخریب جامعه علمی و آموزشی ایران!؟ که آغازش از انقلاب فرهنگی بود و کسانی از نوع سروش، قهرمان میدان پاکسازیهای اساتید دانشگاه و ارتقاء تهوع فرهنگی اسلام ناب محمدی!؟
آقای گنجی شما می گویید:
"5-4- پوشش(حجاب) زنان، مسأله ای است مربوط به زنان و تصمیم شخصی آنها. زنان ایران در انتخاب سطح و نوع پوشش آزاد نیستند، این یکی از نشانه های غیر دموکراتیک بودن نظام سیاسی است. دولت دموکراتیک، همچون جمهوری اسلامی ،به زور مردم را با حجاب، یا همچون رضا شاه، بی حجاب نمی کند. از سخنان برخی ناقدان محترم این طور استنباط می شود که گویی حجاب علامت ارتجاع است. به گمان من حجاب را نمی توان به ارتجاع تحویل کرد......"
وقتی این گفته شما را می خوانم، هیچ شبهه ای باقی نمی ماند که یا شوخی می کنید یا خود را می فریبید ( اگر اشتباه تایپی نبوده باشد! )
آیا شما سرکوب زنان و دختران ما را بخاطر پوشش آنان را ندیده یا نشنیده اید!؟ ایا شما مدارس، دانشگاهها و ادارات را ندیده اید!؟ شرایط و مقررات حاکم بر آن را چه تعبیر می کنید. بگونه شتر مرغ برخورد کردن نیز بخشی از سفسطه بازانه برخورد کردن است. اینکه اگر مقوله ای بضرر مرغ باشد، شتر گردید و اگر بضرر شتر، مرغ شوید!
اقای محترم، شما خود را به کدام خواب زده اید که در چه دورانی بسر می بریم را در نمی یابید. از تفکر و بینش حوضه ای و دینی یک پا در مدرنیسم و یک پا در واپسگرایی جاهلانه داشتن گذشته است. شکی نیست شما ارتجاع را می دانید اما سفسطه می کنید اقا.
آنچه که از زنان و مردان ایرانی در زمینه های پوشش و تحصیل و از این دست مثال آورده اید، نه اینکه حاکمیت اسلامی آفریده است و در قاموس این تفکر ابلهانه و مالیخولیایی وجود دارد! نه! بلکه به این حکومت تحمیل شده است. تاوان حفظ همین نمونه های نیم بند نه بخاطر قابلیت تحمل حکومت اسلامی است بلکه به این حکومت به بهای بسیار خونباری تحمیل شده است. این نمونه ها در قالب ارتجاع و بنیادگرایی به بازی کلمات کشاندن، سفسطه است . آنچه که در این راستا می بینید را بحساب ظرفیت های حکومت اسلامی گذاشتن به همان اندازه عوامفریبی و تزویر است که گفته اید می بخشیم ولی فراموش نمی کنیم.
آقای گنجی شما می گویید:
" 2-5- اگر در هر یک از کشورهای عربی منطقه ی خاورمیانه ، انتخابات کاملاً آزاد و رقابتی و منصفانه ، برگزارشود،بنیادگرایان پیروز انتخابات آزاد خواهند بود.یکی از دلایل این امر آن است که تنها بدیل حکومت های استبدادی سکولار فاسد مورد حمایت آمریکا،بنیادگرایانند که از طریق انواع و اقسام خیریه ها در میان توده های محروم برای خود پایگاه درست کرده اند.
-5- دینداران در هر دورانی، دین خود را با سطح معرفت و معیشت آن دوران متناسب می کنند.ما در دوران تجدد(مدرنیته) و نظام اجتماعی مدرن زندگی می کنیم.دینداران هم دین خود را با چنین دنیایی سازگار می کنند. نواندیشان دینی، تلاش می کنند تا از نظر معرفتی دینی سازگار با دوران مدرن بسازند، اما، بنیادگرایان حاکم بر ایران، به مقتضای قدرت، اسیر پراگماتیسم شده و عملاً مجبور شده اند که احکام معارض با دوران مدرن را رفته رفته کنار بگذارند.آقای خمینی می گفت،
-5- فرایند "مدرنیزاسیون اقتدارگرایانه" پهلوی و جمهوری اسلامی، مسائل بی شماری برای جامعه ی ایران آفریده است.شکاف طبقاتی همچنان وجود دارد. شاخص نابرابری(ضریب جینی) در حال حاضر حدود 42/0 است. اگر به فرایند سه دهه ی گذشته نگریسته شود، تفاوت چندانی مشاهده نمی شود. مسأله
-5- ایران دارای "ساختار جمعیتی جوان" است.حدود هفتاد درصد جمعیت کشور زیر 30 ساله اند. بیست و نه سال از انقلاب 57 گذشته است. این نسلی است که در جمهوری اسلامی به دنیا آمده ، در آنجا به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه رفته، زیر سیطره ی تبلیغات یک سویه ی ایدئولوژیک رژیم قرار داشته است،اما نه تنها گذشته گرا(مرتجع) نیست، بلکه به شدت طالب زندگی مدرن است .سبک های زندگی عجیب و غریبی که در میان این نسل رایج است، هیچ نشانی از گذشته ی دور ندارند
-6- در زمان شاه مبارزان به دروغ در تمام دنیا تبلیغ می کردند که شاه یکصد هزار زندانی سیاسی دارد و چند هزار زندانی سیاسی را به قتل رسانده است.
2-6- رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان سیاسی و عقیدتی را زندانی و حقوق آنها را نقض می کند.زندانیان در دهه ی شصت، در بدترین وضعیت قرار داشتند. وضعیت زندانهای امروز ایران نسبت به دهه ی شصت بسیار تغییر کرده است. رشد اندیشه دموکراسی و آرمان حقوق بشر، به علاوه ی مبارزه ی غیر خشونت آمیز مخالفان، تأثیر بسیاری در این تحول داشته است.
3-6- رژیم بنیادگرای حاکم بر ایران، به دلیل نقض حقوق اساسی مردم ایران، محکوم است. اما برای محکومیت این رژیم، نباید دروغ گفت و تحولات ساختاری ایران را منکر شد.می توان چهره ای کاملاً قرون وسطایی از زنان ایران به تصویر کشید. اما این تصویر ایدئولوژیک (شعور کاذب)، نه تنها هیچ سودی به حال فرایند گذار ایران به دموکراسی ندارد، بلکه اهانت به تمام زنانی است که آگاهانه در حال مبارزه برای آزادی و برابری و دموکراسی اند....."
شما در این بخشها هم سفسطه می کنید و شیپور را از دهانه گشادش می دمید. شما با نمونه آوردن برخی واضحات جمع بندی و نتیجه دادنی که می خواهید، بدست می دهید نه آنگونه که حقیقت است.
حقیقت ماجرا نان به نرخ روز خوردن روشنفکر نمایان دینی است که به تناسب گذار تکاملی و نو گرایی جامعه، شکل بزک کردن تفکر و باورهای دینی را تغییر می دهند و به تحمیق مردم و انحراف جامعه از رسیدن به شناخت از ناتوانی و خرافی بودن این تفکر می پردازند که شما هم یکی از همانانید. وگرنه اساس این تفکر همان بنیادهای خرافی و واپسگرایانه و جاهلانه است.
شما از دین و بویژه دینداران جنایتکار اسلامی حاکم، تصویری بدست می دهید که فراموش می کنید این جانیان اگرهر چه را خلاف تفکر و خواستشان را تن داده اند نه بلحاظ ضرورت انطباق بینش دینی با روزگار کنون است بلکه به سبب مقاومت دلیرانه زنان و مردان و جوانان سرزمین ماست. اینان اگر مردم ما را بگونه اعراب و افغانها می یافتند، بدتر از طالبان وبن لادن عمل می کردند.
مشکل برخورد شما با مقوله دین و قدرت سیاسی /اجتماعی آن، تطهیر و انطباق آن با روزگار کنون است ( نان به نرخ روز خوردن! صراحتا بگویم خود ارضائی ِفکری کردن است!) در حالیکه این بینش از اساس غیر قابل انطباق در مقوله های سیاست و جامعه دنیای کنون ماست و در محدوده شخصی باید باقی بماند و تا زمانیکه سمت گیری بسوی قدرت و امور اجتماعی انسانهای عصر حاضر دارد جز جنایت آفرینی و به عقب راندن جامعه از مسیر تکامل و ترقی نیست.
شما با به بحث در آوردن چنین زوایای نگرشی همان سفسطه را به بروشنی می نمایانید. اینگونه برخورد کردن خاک در چشم مردم پاشیدن است.
آقای گنجی
امام زاده شما کور می کند اما شفا نمی دهد. مدرنیسم و طرفدار تکنولوژی بودن رژیم را، تولید موشک و صنایع مشابه اش ندانید. جنگجویان سومالی و الجزایر و طالبان هم با تفنگ می جنگند نه با تیرکمان! به همان اندازه که تفنگ در دستان جنجگوی سومالی و الجزایری و طالبان دلیل بر اهل تکنیک و مدرنیسم آنان نیست، موشک و صنایع بنجل وارداتی حکومت اسلامی هم نشانه مدرن بودن و ارتجاعی نبودن این جانیان نیست.
آقای گنجی
کوه جمهوری اسلامی همیشه موش زاییده است! آن از جایزه صلح نوبل بردن و این نیز از مقاومت آنچنانی رسیدن به می بخشیم و فراموش نمی کنیم و اکنون شاهکارتان که در تلاشید حکومت اسلامی را در لابلای واژه ها مخدوش کنید.
آقای گنجی
جامعه انسانی روزگار کنون از دین سیاسی و دینمدراران سیاسی روشنفکر نما، چرکین است. انسان امروز بویژه در ایران ما، تاوان خونباری به این تفکر و گرایش داده و می دهد. میان مردم و کلیت حکومت جنایتکار اسلامی دریای خون قرار دارد. این حکومت را هیچ کاتالیزوری نمی تواند از روز حساب برهاند. و از ننگ آن نیز هیچ واژه ای نمی تواند بکاهد یا ماست مالی کند! این را خودِ این جانیان بخوبی دریافته اند! جای تعجب این است که روشنفکرنمایان برآمده از این جانیان هنوز در نیافته اند.
گیل آوایی
ژانویه 2008