پس از آنکه در اکثر استانهاي کشور بيماري کشنده آنفلوآنزاي پرندگان ديده شده و ديگر هيچيک از کشورهای همسايه از ايران مرغ وارد نمي کند، اکثرمردم شهر تهران بدليل نگراني از ابتلا به اين بيماري مهلک ، ازخوردن مرغ و تخم مرغ خودداري ميکنند. چون رژيم ضد ايراني نمي خواهد مرغ و تخم مرغ هاي توليدي شان "باد" کند و بي مشتري بماند، در مورد شيوع اين بيماري بسيار خطرناک ، اطلاع رساني نمي کتد! چون جان مردم ايران براي آخوندها ارزش و اهميتي ندارد.
***
وزارت نفت از سال ٨١ با اجراى طرح حذف سرب از بنزين، براساس مصوبه مجلس شوراى اسلامي، ماده اى را به جاى سرب جايگزين كرده است كه ماهيت سرطان زايى و ديگر آثار زيانبار آن به مراتب بيشتر از سرب است.
اين موضوع در مجامع علمى و پزشكى دنيا به اثبات رسيده است.اين درحالى است كه يك مسئول در وزارت نفت مى گويد: ايران برنامه اى براى حذف اين ماده ندارد.
در همين حال مسئولان و كارشناسان محيط زيست در گفت وگو با خراسان ضمن هشدار نسبت به آثار زيانبار ماده MTBEمى گويند: درحالى كه استفاده از اين ماده در دنيا روز به روز محدودتر مى شود متاسفانه دركشور ما استفاده از آن در حال افزايش است.
***
حسني نگو بلا بگو سنگ در خلا بگو
غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه گفت: با این تعداد رد صلاحیت نباید انتظار داشت مردم سر صندوق ها حاضر گردند. نماینده ولیفقیه در آذربایجان غربی گفت: امام خمینی انقلاب را آورد، دنیا را زیرورو کرد ولی در ما تغییری حاصل نکرد، اما ما اولاد بیشعور شدیم، نمیگویم بیعرضه، بیشعور شدیم و این انقلاب را نتوانستیم حفظ کنیم.
امام جمعه ارومیه در بخش دیگری از سخنان خود ضمن ابراز گلایه از هیئتهای اجرایی و نظارت استان اظهارداشت: گلهمندم از هیئت اجرایی و هیئت نظارت خودمان، گلایه دارم میکنم، نمیبایست این مقدار با شخصیت افراد بازی کرد، همین مقدار بسنده میکنم و میگذرم؛ یعنی در مرکز استان دو سوم افراد را ما بیاییم و آبرویشان را به قرض پدرمان بدهیم و باز هم از مردم انتظار داشته باشیم، مردم بیایید و رای بدهید! بابا اینها فک و فامیل دارند،شخصیت دارند و الی آخر...وی در خصوص ردصلاحیت کاندیداهای مجلس گفت: حال از 79 نفر 24 نفر مانده، شنیدم مقداری از آنها را ردصلاحیت کردند، این را من امام جمعه مرکز استان صحیح نمیدانم، صلاح کشور هم نیست، حالا از 70 الی 80 نفر میتوانیم بگوییم 10 الی 15 نفر ضد انقلاب و نفوذی هستند، برداریم در نقده 75 درصد رد صلاحیت بوده من اینها را خوب نمیدانم اینها بازی با شخصیت افراد است و من روی هم رفته کلیاتش را صحیح نمیدانم .حالا؛عرضی بود عرضه داشتم...
وضع بگونه ايست كه خرها هم فهميده اند كه به آخر خط رسيده اند!
***
به عنوان یک ایرانی چند نکته ایی را دوست داشتم عنوان کنم: 1- جمهوری اسلامی اصلا بدنبال جنگ با آمریکا نیست زیرا که با توجه به تنفر مردم ایران و قدرت آمریکا با حمله آمریکا خود را در معرض خطر سرنگونی داخلی قرار خواهد داد, مسئله عراق فرق میکرد نه آمریکا عراق است نه مردم ایران به آمریکا مانند صدام نگاه میکنند که مبادا قصد تصرف خاک ایران و الحاق آن به عراق را داشته باشد. ولی مشکوک هستم که مبادا وجود جمهوری اسلامی در کوتاه مدت (چند دهه) به نفع منافع آمریکا نباشد! 2- به نظر من هر کسی که در داخل این نظام یا خارج این نظام گروهی را اصلاح طلب و یا تند رو بنامد یا به حیله های این نظام نادان است یا اینکه خائن و مزدور جمهوری اسلامی است. این نظام با درست کردن یک گروه به اصطلاح اصلاح طلب ظاهری سعی دارد که اپوزوسیون واقعی خارج از نظام را خنثی کند و انرژی مردم را با کمک اصلاح طلبان خود ساخته به سمت و سویی که میخواهد سوق دهد. این افرادی که از رِژیم به ظاهر جدا شده اند مانند اکبر گنجی وظیفه شان خط دادن به اپوزوسیون خارج از حکومت و بدست گرفتن آهسته آهسته رهبری آن است. 3- ما بیشتر اخبارمان را از منابع حکومتی میگیریم بدلیل اینکه ما نتوانسته ایم یک اپوزوسیون قدرتمند و هدفدار بوجود بیآوریم و بنابراین قادر نیستیم که به جای عکس العمل به اخبار خود خبر ساز باشیم! راه حل برطرف کردن این ضعف 2 چیز است: 1- داشتن یک نرم افزار 2- انتقال داده های آن به داخل ایران و گرنه ما سخت افزار که همانا مردم ایران است همیشه داشته ایم. نرم افزار ما آگاهی دادن ریشه تمامی این مشکلات (اسلام) به مردم ایران با زبانی عامیانه است, کنار گذاشتن رودربایستی با مردم ناآگاه مسلمان ایران است, اگر واقعا حقایق اسلام را برای مردم روشن سازیم و خط خود را در جهت مخالفت با اسلام برای مردم روشن سازیم به مرور زمان اکثریت جاهل به اسلام متوجه حقیقت گشته و با توجه به برنامه دار بودن اپوزوسیون قدرتمند ضد اسلام به آن خواهند پیوست میماند برقراری ارتباط با داخل ایران که آنهم اینروزها زیاد مشکل نیست, این همه کانال تلویزیونی, رادیوئی, فرستادن سی دی ها روشنگرانه و درخواست تکثیر آن, اینترنت و .... در آخر ما تا یکبار برای همیشه با خودمان روراست نباشیم قادر به هیچ کاری نخواهیم بود. من تعجب میکنم که یکی مانند هم میهن خوبم شهرام همایون چگونه سعی میکند که خود را به اسلام آشناتر از روحانیت بداند!؟ کسانی که عمر خویش را به خواندن قرآن و احادیث و روایات گذرانده اند!؟ چه فرقی میکند علی به فرمان محمد سر 5 نفر اسیر (نه در جنگ بعد از خاتمه جنگ) ببرد یا سر 500 نفر جنایت جنایت است چرا سعی میکند مردم را در عالم برزخ نگه دارید. اسلام دینی است که به زور شمشیر به ایران آمده و باور ندارید به امروز نگاه کنید که در هیچ جای دنیا هیچ کس جرات ندارد از آن انتقادی کند آیا این دین الهی و عرفانی است یا دین شمشیر و کشت و کشتار؟
***
اينهم (آیت الله کاظمینی بروجردی) ملايي است مثل ديگر ملايان ومسلماني مثل بقيه و هيچ فرقي با آنها ندارد. بايد گشت و پيدا کرد سر کلاف کجاست و چه کسي و براي چه برنامه اي اين مردک را دارند علم ميکند.
***
دوستان گرامی که خواننده گان این سایت هستید هر روز مطالبتان را می خوانم ومن هم مطالبی که به ذهنم می رسد به این سایت ایمیل می کنم وخوشحالم از این که هستند وطن پرستانی که این چنین آگاه به مسایل کشور.هموطنان گرامی وضع کشور همانطور که خود می دانید بسیاراسفبار می باشد ما مجموعه خوانندگان این سایت بیایید باهم حداقل ترین نافرمانی مدنی بسیار ساده ولی تاثیر گذار را در داخل مملکت شروع کنیم وآن شعار نویسی روی اسکناسهای این رژیم هراسکناسی به دستمان رسیدخیلی سریع روی عکس خمینی یک علامت ضربدر ودر صورت امکان شعاری کوتاه مثلا تحریم انتصابات خامنه ای وفقر وبیکاری اعتیاد حق مسلم ماست وهزاران شعاری که به روشنگری مردمی که در چنگال سانسور این رژیم جبار گرفتار هستند انجام دهیم. اولا یک حرکت بسیار کم خطروموثرومردم عزیزمان را حداقل کمی امیدواروآگاه می کند.ثانیااین حاکمیت جبار که دانشجو .کارگر .معلم.زنان.کارمند و کل مردم ستمدیده را با حربه ارعاب ووحشت خفه کرده به ترس خواهد انداخت البته اگر فراگیروهمگانی شود. شما کارمندان شریف وزحمتکش بانکها دستتان برای این حرکت نافرمانی باز است. شما که کاسب هستید می توانید.شما که حقوق بگیر هستید می توانید بخدا قسم حتی آن خانم خانه دار هم می تواند در این حرکت نافرمانی بسیار ساده شرکت کند.بیاییم وباهم این حرکت را شروع کنیم واطمینان داشته باشید که این کار شدنی است زیرا من این کار رامدتی است که انجام می دهم وامید وارم شما هم این حرکت را با جدیت واستمرار شروع کنید.از قدیم گفته اند یکدست صدا ندارد. شاید این موضوع برای دوستان مطرح شود که ای بابا این رژیم که با این حرکت سرنگون نمی شود. در جواب عرض می کنم بله ولی آیا نباید از یک جایی شروع کرد؟ آیا باید دست روی دست بگذاریم وهر روز شاهد سرکوب این رژیم باشیم؟به امید روزی که هر اسکناسی بدستمان رسید روی آن علامت اعتراض مردم را شاهد باشیم وانوقت به قدرت خودمان ایمان خواهیم آورد. دوستان از همین الان شروع کنیم. چقدر حرف بدون عمل حال زمان انجام کار است.ترس را کنار گذاریم .این رژیم خونخوار در این مورد خوشبختانه دستان کثیفشان بسته است وهیچ غلطی نمی تواندبکند. بیروزی نزدیک است اگر فقط کمی همت داشته باشیم.
***
درود و سلام به هموطنان عزيز که از ترفندهاى اين رژيم ددمنش و منفور جهانى آگاه هستند وهوشيارانه سعى در خنثى کردن طرفندهاى اين دجالان زمانه را دارند و با آگاهى دادن به ساير هموطنان عزيز ,اين رژيم پوسيده را بيش از پيش رسوا ميکنند .
خبرهاى رسيده از داخل کشور حاکى از آن هست که امسال نيز همانند سالهاى گذشته اين رژيم پوسيده و پوشالى سعى دارد که به شکلهاى مختلف مردم را در نمايشات مسخره و خنده دار خود وارد کرده تا که استفاده تبليغاتى کند و بر بقا خود بيفزاييد, که امسال خوشبختانه مردم هوشيار تر از هميشه گول اين ترفندها را نميخورند و رژيم بد جورى مثل خر در گل مانده شده و ترس و وحشت پيکره منفورش را گرفته است.
حمید
***
جمعیت شرکت کننده در انتخابات و راهپیماییها ممکن است هر بیننده ای را گول بزند ولی بدانید که این شرکت کنندگان از حالات زیر خارج نیستند: بسیجیها وپاسدارها و خانواده شان که از این راه نان میخورند دانش اموزان و دانشجویان وسربازهایی که از جانب محل خدمت یا تحصیل,مجبور به این کار شده اندو در صورت تمرد به سختی تنبیه خواهند شد کارکنان ادارات دولتی و کارخانجات که در صورت شرکت در راهپیمایی, مزد وپاداش یک روز کاری را در ازای 1-2ساعت راهپیمایی دریافت میکنند عده ای ریا کار که منافعشان در این کار است و برای حفظ وجهه انقلابی خود مجبور به این کارند فقرا و بیچارگانی که فقط در چنین روزهایی میتوانند مزه شیرینی و شربت را تجربه کنند جیب برها که اماکن اینچنین شلوغ را بسیار دوست دارند بیچاره هایی که برای گرفتن وام یا استخدام یا دیگر حقوق اجتماعیشان ,حتما باید ننگ شرکت در چند راهپیمایی و انتخابات را در پرونده خود داشته باشند
***
مقايسه دو رويداد :
رويداد اول: چهارم ديماه 1331
يك هواپيماي شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران مي آمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن( حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني ) كشته شدند.
نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل مي شد . اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيانان ( چند قدمي جاده جنوبي پر رفت و آمد كرج ـ تهران ) را تا مسافتي دور پوشانده بود. صدها نفر كساني كه به كمك و يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران، دولت و يا شخص ، حرام است و باعث ناراحتي وجدان مي شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستيم . اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان را يك بار ديگر به ثبوت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نمي گذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم مي بردند و با هم مسابقه مي دادند.
رويداد دوم : 22 ديماه 1386 ( 55 سال و 18 روز بعد )
سيدحسين توکلي ، بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي گفت: چند روز پيش به دنبال برودت هوا و بارش برف ، يک خودروي حامل پول در نزديکي فيروزکوه با يک خودروي سواري پرايد تصادف کرد. در اين تصادف ، يک اتوبوس مسافربري که در حال عبور از جاده بود، با مشاهده اين وضعيت متوقف شد و مسافران براي کمک به مجروحان از اتوبوس پياده شدند. بازپرس جنايي در ادامه گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروي حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول هاي موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به يکباره وظيفه انساني خود را فراموش کردند و با سرقت مقاديري از چک هاي مسافرتي متعلق به بانک بدون آن که به مجروحان حادثه کمک کنند، بار ديگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند. بازپرس توکلي افزود: به دنبال اين ماجرا، ماموران امدادي با حضور در محل ، امدادرساني به حادثه ديدگان را آغاز کردند و راننده خودروي پرايد بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. برادر جوان فوت شده پس از اين حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرين لحظات عمرش در تماس تلفني گفت: ميان صندلي و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده مي کند که براي کمک پياده شده اند، اما به جاي کمک به او سراغ خودروي بانک مي روند. بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي افزود: به دليلي شکستگي دنده اين جوان و فرورفتن در ريه وي ، اگر مسافران او را از ميان آهن پاره بيرون مي آوردند، به طور قطع نجات مي يافت ، اما افسوس که آنها با مشاهده پول هاي درون خودرو، وظيفه انساني شان را فراموش کرده و بدون هيچ مساعدتي محل را ترک کرده اند. توکلي بيان کرد: پس از سرقت پول ها و بررسي هاي بعدي معلوم شد 148 ميليون تومان از پول هاي درون خودرو به سرقت رفته است و افراد سارق در مرحله بعدي با چک هاي مسافرتي سرقت شده ، به خريد طلا، لوازم خانه و... اقدام کرده اند. بازپرس جنايي افزود: با آغاز تحقيقات در اين زمينه ماموران در مرحله بعدي يک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 ميليون تومان از چک هاي مسافرتي دستگير کردند. متهم در تحقيقات گفت: وقتي صحنه تصادف را مشاهده کرديم ، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتيم و ما بوضوح فريادهاي کمک خواهي راننده خودروي پرايد را مي شنيديم ، اما با مشاهده چک هاي مسافرتي درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پياده شده بوديم ، سعي مي کرديم پول بيشتري برداريم.
***
قرار است تا فردا یعنی سالروز 22 بهمن اکثر سازمانهای خدماتی ؛ خدمات رایگان به تظاهر کنندگان ارائه نمایند. از جمله واکسن هپاتیت و نیز دندانپزشکی و مشاوره و ...بطور کلی باید گفت که در سالروز این واقعه عظیم؛ همه ارگانها سعی خود را می کنند تا بر فریاد مظلومانه مردم ایران سرپوش بگذارند و همانند سالهای قبل شاهد این خواهیم بود که با ویرایش فیلمهای سالهای قبل؛ شرکت در این تظاهرات را باشکوه تر جلوه دهند. البته تمامی بسیجیان شرکت کننده در مراسم نیز هدایایی خواهند گرفت. همانند همایشهای دیگر !
در مورد پرسش های خبرنگاران تلوزیون باید بگویم که این خبرنگاران با یک دسته نظامی از نیروی پلیس همراهی می شوند و در هر کجا که استقرار پیدا می کنند و از مردم پرس و جو می کنند به شدت حفاطت می شوند. مخصوصاً در اخبار زنده که در این دهه و کلا در مراسمات پخش می شود.و شخص مصاحبه شونده اکثراً از محیط هایی انتخاب می شوند که روبروی مساجد و یا انجمن اسلامی دانشگاه ها و یا تیپ های ریش دار و بسیجی هستند.
در مورد تیپ های مردمی ؛ قبل از مصاحبه چندین مرتبه از آنها تست بعمل می آید تا اثری از تردید و دستپاچگی نباشد. و مصاحبه شوندگان متفرقه معمولا از بیم جان و از دست دادن کار خود حاضر می شوند تا همکاری داشته باشند.
ولی اگر یک گفتگوی سالم و بی کلک را خواسته باشید؛ کافی است در اتوبوس ؛ مترو و یا تاکسی از گرانی بنزین یا دیگر اقلام سخن بگوئید !!! در این موقع گویا زخم کهنه خیلی ها باز می شود و آنهایی که با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته اند شروع می کنند به بیان دردهای نا علاج خود و انسان نا خدا گاه این گرانی را با شنیدن این زخمها فراموش می کند!