خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد


به علت برخی تغییرات برای چند ساعت امکان به روز کردن سایت نیست. با پوزش از خوانندگان

دوشنبه، 22 بهمن ماه 1386 برابر با 2008 Monday 11 February

خانم خبرنگار و حضرت آیت الله - الاهه بقراط

هنگامی که می گویند «زن به اندازه مرد آزاد است» ابتدا باید تحقیق کرد که مرد به چه اندازه در حکومت اسلامی آزاد است؟! بعد که معلوم شد مرد نیز به عنوان «انسان» و شهروند مدنی از آزادی برخوردار نیست، آنگاه به معنای «تساوی زن و مرد» در جمهوری اسلامی پی می بریم: اگر امتیازات قبیله ای و بدوی را که حکومت اسلامی در زمینه حقوق مدنی و جزایی برای مردان قائل است در نظر نگیریم، در می یابیم که توده مردم و انبوه زنان و مردان در «بی حقوقی» و عدم آزادی مساوی هستند! نخست نیز این زنان بودند که با هشیاری دریافتند «نهضت ما» نه «مترقی» بلکه «عقب مانده» است و در نخستین تظاهرات ضد حکومت اسلامی در 17 اسفند 1358 فریاد زدند: ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم! حال آنکه بسیاری از زنان دانش آموخته و «روشنفکر» در حصارهای تنگ ایدئولوژیک همراه با ملایان و در توهمی فاجعه بار، سرنوشتی شوم را رقم زدند.
*****

الاهه بقراط

خانم خبرنگار و حضرت آیت الله

هنوز بیش از سه هفته به هشتم مارس روز جهانی زن باقیست و ما در میانه هفده دی (روز کشف حجاب) و هفده اسفند (روز جهانی زن) قرار داریم. لیکن گفتگوی بیژن فرهودی در صدای آمریکا زیر عنوان «29 سال پس از انقلاب ایران» با دکتر جلال متینی و نوشابه امیری (یکشنبه 10 فوریه) مرا یک بار دیگر به یاد آنچه انداخت که پنج سال پیش درباره گفتگوی (به نوشته کیهان آن زمان) «وحیده امیری» با روح الله خمینی نوشته بودم (6 مارس 2003). در گفتگوی صدای آمریکا نیز به بخشی از گفتگوی نوشابه امیری که ترجیح داده بود با نام «مسلمانی» خود به حضور «امام» برسد، اشاره می شود. این گفتگو را حتما ببینید و بشنوید و پیشنهاد می کنم این پرسش را نیز در ذهن داشته باشید: آیا بازنگری و نقد گذشته و معیارهای پیشین بدون پذیرفتن بار مسئولیت از سوی نقش آفرینان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در آنچه پیش آمده است، ممکن است؟
*****
«سئوال – چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید، این نشان دهنده این است که نهضت ما، نهضتی مترقی است. ولی دیگران کوشیده اند آن را عقب مانده نشان دهند. فکر می کنید آیا زنان ما حتما باید حجاب داشته باشند؟ و مثلا روسری رو سر داشته باشند؟
جواب – اما اینکه شما را پذیرفتم، بنده شما را نپذیرفتم. شما آمدید اینجا و من نمی دانستم شما می خواهید بیایید اینجا که پذیرفتم. این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است. ترقی هم به این نیست که زنها خیال کرده اند یا مردهای ما خیال کرده اند. ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به این که سینما برویم که «دانس» برویم و اینها ترقیاتی است که محمد رضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم»!

آنچه خواندید بخشی از نخستین گفت و گوی آیت الله خمینی با خبرنگاران ایرانی در فرانسه است.
وحیده (نوشابه) امیری روز دوم بهمن ١٣٥٧ در شهرک نوفل لو شاتو در حومه پاریس به «خدمت» امام می رسد و پس از آرزوی «موفقیت» و «انشا الله پیروزی کامل» برای «حکومت اسلامی که خواست همه ملت ایران است» از «حضرت آیت الله» در مورد «شکل طبقاتی» و نقش «طبقه کارگر و روشنفکر» و «مالکیت ارضی» و «ملی شدن صنایع و ابزارتولید» و «حقوق اقلیتها» و «آزادی بیان و عقیده» و «گروههای چپ و مارکسیستها» و «آزادی احزاب» و «کمک به فلسطین» و «دشمنی اسراییل با اسلام» می پرسد. «حضرت آیت الله» به تمامی این پرسشها که همواره اندیشمندان و فلاسفه و اقتصاددانان و سیاستمداران جهان را به خود مشغول کرده و هزاران کتاب درباره آنها نوشته شده و تجارب کامیاب و ناکام در مورد آنها وجود دارد، بر اساس «فقه و اصول» و «منظومه واسفار» و «سیره پیغمبر و امامان» که در قم و نجف آموخته بود پاسخ می دهد! (کلیشه روزنامه کیهان سوم بهمن 1357 را در اینجا بخوانید: http://alefbe.com/revolution16.htm(

بعدها نیز هنگامی که آرزوی خانم خبرنگار «به عنوان یک زن» برآورده شده و پایه های جمهوری اسلامی مستحکم می شود، «همه ملت ایران» معنای این پرسش و پاسخ خانم خبرنگار و «حضرت آیت الله» را با گوشت و پوست خود درک می کنند:
«خانم خبرنگار – چون بعضی گروههای کوچک نقطه نظرهای شخصی خود را بر ایران تحمیل کرده اند... بعضی ها می گویند که ما از زیر چکمه استبداد به زیر نعلین استبداد می رویم.
حضرت آیت الله – آنها عُمّال شاه هستند. آنها که این حرفها را می زنند سالهاست که می زنند و اینها را شاه به آنها دیکته کرده است و آنها به شما می گویند. برای اینکه بخواهند شاه را برگردانند. به آنها بگویید شاه دیگر برنمی گردد و شما اگر حکومت اسلامی را ببینید خواهید دید که دیکتاتوری در اسلام اصلا وجود ندارد»!

این مصاحبه خواندنی روز سوم بهمن ١٣٥٧ در کیهان به چاپ رسید. لیکن نه خانم خبرنگار و نه بسیاری از کسانی که این گفت و گو را خواندند، هیچکدام به تیزهوشی «حضرت آیت الله» نبودند! ایشان به خانم خبرنگار گوشزد کرد که «پذیرفتن» وی «دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است»! ولی خبرنگار که از پرسشهایش چنین بر می آید که در سالهای بعد از پیروان خط امام و طرفداران استحاله و اصلاحات شده باشد، با اصرار مسائلی را می پرسد که اصولا یک آخوند نه می تواند از آنها اطلاعی داشته باشد و نه حتا چه بسا معنای آنها را بداند! ابزار تولید؟! آزادی بیان و عقیده؟!
به هر حال، چندی نگذشت که مردم حکومت اسلامی را دیدند و تا به خود آیند تا گلو زیر نعلین استبداد فرو رفتند.

چرا؟
مصاحبه یک زن خبرنگار با آیت الله خمینی به خودی خود موضوعی عجیب و یا سزاوار تأکید نیست. حمایت انبوه زنان عامی و یا زنجیرگشته در خانواده های مذهبی و پدرسالار از «حضرت آیت الله» نیز اصلا عجیب نیست. آنچه شگفت انگیز است، پشتیبانی خیل عظیم زنان تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر از انقلابی است که بنا به سرشت خود هرگز نمی توانست دستاوردی برای زنان داشته باشد!
نقش زنان در شکل گیری انقلاب و پیروزی و تحکیم آن انکارناپذیر است. زنان به طور منفرد و یا متشکل در احزاب و گروههای مختلف از یکسو دست رد بر سینه رژیم سابق نهادند که بنا به تحقیق و تاریخ تمامی آزادیهای سیاسی، حقوقی و اجتماعی خود را، حتا تا به امروز، مرهون آن هستند، و از سوی دیگر شیفته نظامی شدند که آن نیز بنا به تحقیق و تاریخ می آمد تا گوهر آزادی و حقوق زنان را برباید. مگر خود «حضرت آیت الله» پیش از آن که پایش به ایران برسد نگفت: «اینها ترقیاتی است که محمد رضا برای شما درست کرد... که ما باید بعدها جبران کنیم»؟! نظام اسلامی که «حضرت آیت الله» بنیادگذار آن بود، چگونه آن ترقیات را «جبران» کرد؟
چه تحقیری بالاتر از این که آدمی حق نداشته باشد پوشش خویشتن را خود انتخاب کند؟ چه جای سخن از حقوق مدنی هنگامی که تعدد زوجات و صیغه به قوانین جاری مملکت تبدیل می شود؟ چگونه می توان مدعی تساوی حقوق زن و مرد شد هنگامی که زنان در حقوق جزا و مدنی همواره «نیمه» مرد به شمار می آیند؟ از کدام حقوق سیاسی می توان سخن گفت هنگامی که زنان از رسیدن به مقامهای سیاسی محرومند؟

زیرا!
دو روز بعد خانم خبرنگار به دیدار «بانوی اول» حکومت اسلامی، خانم قدس ایران می رود:
«همسر امام دیروز در حالیکه روی پتو نشسته بود مرا به اتاق خود پذیرفت. در این اتاق کوچک ده زن کنار هم روی پتو نشسته بودند... همسر حضرت آیت الله العظمی در گفت و گوی کوتاهی که داشتیم تأکید کرد که زن به اندازه مرد آزاد است»!
«همسر آیت الله العظمی» که در سیزده سالگی به عقد ایشان درآمده این را هم اضافه می کند: «البته اسلام برای زنان احکامی دارد. همچنان که برای مردها نیز احکامی دارد»!
نکته اصلی همین جاست. مشکل بر سر احکام است. ما در این مدت آموخته ایم حرفهای ملایان و طرفداران حکومت اسلامی را دوباره به فارسی «ترجمه» کنیم و گاه مانند مسائل ریاضی به حل آن بپردازیم. هنگامی که گفته می شود «زن به اندازه مرد آزاد است» ابتدا باید تحقیق کرد که مرد به چه اندازه در حکومت اسلامی آزاد است؟! بعد که پای احکام به میان آمد و معلوم شد که مرد نیز به عنوان «انسان» و شهروند مدنی از آزادی برخوردار نیست، آنگاه به معنای «تساوی زن و مرد» در جمهوری اسلامی پی می بریم: اگر امتیازات قبیله ای و بدوی را که حکومت اسلامی در زمینه حقوق مدنی و جزایی برای مردان قائل است در نظر نگیریم، در می یابیم که توده مردم و انبوه زنان و مردان در «بی حقوقی» و عدم آزادی مساوی هستند! از همین روست که آدمی شرم می کند از ستم بر زنان ایران سخن بگوید و یادآوری نکند که مردان ایرانی نیز در زیر یوغ این رژیم اگرچه نه به اندازه زنان، لیکن به هر حال از حقوق شایسته انسانی محرومند. و باز از همین روست که زنان ایران نمی توانند حقوق از دست رفته خویش را بازیابند و بر آن بیفزایند، هنگامی که ساختار تنگ نظام دینی حاکم بر ایران همواره دامنه آزادی و حقوق آنان را محدود می کند.
حکومت اسلامی از همان آغاز «خواست همه ملت ایران» نبود! خواست همه زنان هم نبود، وگرنه نخستین تظاهرات علیه «نعلین استبداد» کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب سیاه اسلامی در روز ١٧ اسفند ١٣٥٧ با شرکت بیش از پانزده هزار زن صورت نمی گرفت و زنان به نقل از همان روزنامه کیهان فریاد نمی زدند: «ما با استبداد مخالفیم» و «چادر اجباری نمی خواهیم»!
این زنان بودند که با هشیاری دریافتند «نهضت ما» نه «مترقی» بلکه «عقب مانده» است و اعلام کردند: ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم! آنان می دانستند «حضرت آیت الله» در نخستین گام، حقوق و آزادی زنان را به صلابه می کشد، حال آنکه بسیاری از زنان دانش آموخته و «روشنفکر» در حصارهای تنگ ایدئولوژیک همراه با ملایان و در توهمی فاجعه بار، سرنوشتی شوم را رقم زدند.
روز شنبه، پس فردا، هشتم مارس است. روز جهانی زن! روزی نه تنها برای گرامیداشت و یادآوری حقوق زنان، بلکه برای تأمل در گذشته، آموختن از خطاهای دیروز و امروز و چاره اندیشی برای امروز و آینده!

------------------------------------------------
گفتگوی بیژن فرهودی (صدای آمریکا) با دکتر جلال متینی و خانم امیری را در اینجا ببینید و بشنوید:
http://alefbe.com/Interviews.htm





© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved