خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



پنجشنبه، 23 اسفند ماه 1386 برابر با 2008 Thursday 13 March

مارش عظیم تحریم کنندگان و معضل صندوق های خالی!

تقی روزبه

2008-03-13


کوس رسوائی نمایش انتخاباتی مجلس نهم رژیم اسلامی چنان پرطنین است که نیازی به افشاگری ندارد. خود رژیم با گزینش پیشاپیش مهره های خود، آنهم بصورت "رسمی و قانونی و علنی"، طبل این رسوائی را درچهارگوشه عالم بصدا درآورده است. بطوری که هرکس می تواند ازهم اکنون حول نتیجه ای که از درون صندوق های رأی بیرون خواهد آمد با خیال راحت به هرمیزان که دلش می خواهد شرط بندی کند، بی هیچ بیمی ازباخت. والبته درست بهمین دلیل بازارقماربازان حرفه ای هم سوت وکوراست! جالب است که این بار خود رژیم برای آن که خیالش را ازهرجهت آسوده کند، فتیله تنور انتخاباتی را پائین کشیده و با تدوین مقررات سفت و سخت توسط مجلس دست نشانده، برای کنترل تبلیغات خیابانی و معابرعمومی برآن شده که از ملتهب کردن فضای "انتخاباتی" جلوگیری کند. هدف آن است که "آزمون انتخاباتی" صددرصد بی دردسربرگزار شود و ازهرگونه دست اندازی احتمالی توسط باصطلاح رأی اعتراضی، بهره برداری رقبای داخلی برای سهم خواهی بیشتر و تعبیر خواب های مخملین ِتوطئه گران جهانی دوربماند. غرض آن است که "انتخابات" هم چون تعویض لباس بهنگام تغییرفصل، بی دردسرگردد. بی شک کم رمق نگهداشتن آتش تنور، برای جلوگیری ازسوء استفاده دشمنان و رقبا گرچه حاکمیت را از دردسرهای نشان دادن پز دموکراتیک رها می سازد و بحسب ظاهر روزنه هائی را برای جلوگیری ازرخنه دشمنان رنگارنگ می بندد، اما درعوض با گشودن روزنه های دیگر و بزرگ تر، و با سیبل کردن کل نظام آن را آسیب پذیرتر می کند. ازجانبی بنظرمی رسد هزینه هائی را می کاهد اما از سوی دیگر پرداخت مالیات های سنگین تری را باو تحمیل می کند: در وجه مناسبات درونی زخم ها و تنش های مربوط به تقسیم قدرت را تشدید کرده و با نازک کردن قاعده هرم مشارکت طیف های حامی رژیم برناپایداری آن و شکنندگی نظام می افزاید؛ شکاف بین خود ومردم را وسعت بیشتری بخشیده و با دو قطبی کردن آن، صدای گام های مارش براندازی را پرطنین تر می کند؛ و درسطح جهانی نیز با نشان دادن بیش از پیش ماهیت ضددموکراتیک خود، هم نفرت جهانی علیه خود را دامن میزند و هم قدرت مانور دشمنانش را برای افزایش فشار فراهم می سازد. درحقیقت رژیم به خیال روئین تن کردن خود در برابر "باران فتنه" و از طریق سراب یکدست کردن بیشتر و بیشتر، چالش هایش را به عرصه های نوین تر،خطرناک تر، وبازگشت ناپذیرتری سوق می دهد و درست بهمان اندازه پوک تر و شکننده تر و بی آینده ترمی شود. در کوتاه مدت، او البته می تواند در مقابل پوسخند مردم ایران و استهزاء جهانیان صندوق های خالی را با آراء جعلی پرکند، و همانطور که با توهم بسته شدن پرونده هسته ای- که در واقعیت امر چیزی جز بستن یک مرحله و گشودن مرحله تازه ای از پرونده هسته ای نبود- جشن هسته ای برگزار می کند، در فردای پیروزی خیالی "انتخابات" هم می تواند جشن انتخاباتی بر پا کند و هم چون دیکتاتورهای سرمست از پیروزی "خود تضمین کرده"، به خویشتن تبریک بگوید.

نگاهی به سیر واژگونی حکومت های خود کامه نشان دهنده آن است که موش کورتاریخ فقط از یک مسیرنقب نمی زند. یکی ازاین کوره راه ها، کوربین کردن چشمان حکومتی است که تنها قادراست نوک دماغش را به بیند و نه دو قدم آنطرف تررا. اگرکسی چشم بند را به نحوی به چشمانش به بندد که فقط قادر بدیدن جلوی پای خود باشد و بدون افق، سرنوشتی جز تصادم مداوم با دیوار و دیوارهای تازه ای که هر دم دربرابرش برافراشته می شوند ندارد. آری می توان به خیال خود از دام و مهلکه ای گریخت، اما هر فرارفتی ازاین گونه، برای نظام های استبدادی و برای دیکتاتورها چیزی جز فرو رفتن بیشتردر دامی مهیب تر و تنگ ترکردن حلقه طناب دار بدورگردن خویش نیست. رانده شدن بسوی قربانی کردن هرچه بیشتر عوامل و مولفه های پایه ای بقاء یک حکومت بسود مولفه ها و منافع لحظه ای آن، جز تنگ ترشدن حلقه محاصره نیست. بعبارت دیگر وقتی یک حکومت مجبورمی گردد، برای تداوم حیات ننگین اش، شرایط پایدارتر بقاء خود را بدست خویش نقض کند، حاصلی جز خودزنی و تنگ ترشدن حلقه محاصره ندارد. تجربه نشان می دهد که ورود به وادی این مهلکه، یکی ازحلقات مهم زنجیره ای است که سرنگونی نظام های ارتجاعی و مستبد را تشکیل می دهد.

نسخه اول و دوم سناریوی "انتخابات" !

درنسخه اول تن پوش انتخابات تنها به اندام جناح "اصول گرا" و مطلقا آنهائی که وفادار و "خودی ِخودی" بودند پرو شده بود. و در کنار آن سپاه پاسداران نیز، تمام قد وارد صحنه شده و به رقبا و مخالفین این جناح چنگ و دندان نشان می داد. آش چنان شورشد که فریاد "واحلقومای" رقبا درآمد و رژیم دچار تب بحران حکومتی شد: آنها که سرشان بی کلاه مانده بود، سریعا یک "رجل سیاسی" و دارای رانت معتبرسیاسی را کشف و روانه میدان کردند. چنین بود که نوه و یادگارعزیز"امام خمینی" با پلاتفرمی حامل سه محور وارد صحنه شد: اعتراض به حضورعلنی سپاه در صحنه سیاسی و بعنوان نقض کننده آشکار وصیت نامه امام، رد صلاحیت های گسترده که منجربه سلاخی شدن بیرحمانه کاندیداهای رقبا توسط هیئت های اجرائی ونظارت شده بود، و بالأخره بی توجهی به سنت امام در تصمیم گیری ها و تمرکزتصمیم گیری دربیت رهبری بدون مشورت با یاران امام دفن شده. واکنش اولیه جناح رقیب به دوپینگ جناح رفسنجانی و شرکاء، بی اعتنائی بود و حتا فراترازآن، گیردادن به لپ سرخ و ماشین بنز نوه امام!. وچنین بود که توسلی، این یار و فادارو همیشه گوش بفرمان امام، درحین سخنرانی اعتراض آمیز در مجمع تشخیص مصلحت، ازشدت برافروختگی وغصه درجا دق کرد و مرد و شد شهیدزنده ای که رفسنجانی درنمازجمعه برایش اشک افشانی کرد، محتشمی درمراسم بزرگداشتش سخنان طوفانی بر زبان راند و کروبی فرصت طلب و کرکری خوان عمامه اش را بدورسرش چرخاند؛ یعنی که تا سهممان را ندهید ساکت نخواهیم شد. باری سه رجل مغبون، رفسنجانی وخاتمی و کروبی نشستند و شورکردند و سپس به دیدار رهبر شتافتند. سایتی که به لپ سرخ و ماشین بنزنوه امام بندکرده بود بسته شد و سوراخ سوزن شورای نگهبان راهم کمی گشاد کردند تا چند دوجین ازهمراهان این جریان بتواند با عبور از آن، شانس خود را برای گذشتن از بقیه خوان ها بیازمایند. رفسنجانی به تشکرازمسئولیت پذیری و لطف شورای نگهبان پرداخت و سپاه هم بدون این که ازصحنه خارج شود، و بفهمی و نفهمی، از پیش فنگ و پس فنگ کردن آشکار و تحریک آمیز دست برداشت. بار دیگربرای همه ثابت شد که انداختن چند تکه خرد و ریزجلوی پای حضرات برای راضی کردنشان کافی است. و چنین بود که نسخه اندکی اصلاح شده سناریوی اول به عنوان متن نمایشنامه انتخاباتی بروی صحنه آمد:

برطبق این سناریو صحنه گردانی اصلی هم چنان دراختیارجناح اصلی یعنی اصول گرایان و وفاداران صددرصد امتحان داده باقی می ماند که درکسوت جبهه متحد اصول گرایان و ائتلاف فراگیرمعرکه گیری کنند و ادای انتخابات رقابتی و چند قطبی را دربیاورند. در کنارآن ها، حاشیه باریک دیگری مرکب ازجبهه اصول گرایان باصطلاح پراگماتیست هم چون رفسنجانی وحامیان آن و راست ترین بخش اصلاح طلبان حکومتی قرار دارند که برای بهره بردن از سهمیه تعیین شده خود درتلاشند تا به خواست حضور یک اقلیت "موثرو فعال" درساخت قدرت ادامه داده وباین ترتیب به حیات انگلی و نباتی خویش تداوم بخشند. وقتی که آنها از اصطلاح اقلیت فعال و مؤثرسخن به میان می آورند، بلافاصله درمقابل این سؤال بی پاسخ قرارمی گیرند، که این چه اقلیت فعالی است که درمجلس هفتم با پیشه کردن سکوت مطلق، حتا صدای مخالفین درونی اصول گرایان پرطنین تر از صدای آنها بود؟!

البته درحاشیه سناریوی فوق چندین نکته رقت انگیز وچندش آور دیگری وجود دارند که اشاره ای کوتاه به آنها خالی از لطف نیست:

نخست آن بخش ازاصلاح طلبان موسوم به حکومتی (نظیرجبهه مشارکت ومجاهدین انقلاب اسلامی) هستند که جناح حاکم سهمیه ای برای آنان در نظرنگرفت. بااین وجود آنها هم چون دون کیشوت لباس رزم پوشیده وسواربراسب چوبین به میدان جنگ شتافتند و ستاد انتخاباتی وسخن گو ترتیب دادند. آنها با وجود آنکه از"سیاست ورزی" مستقل محروم ماندند، اما بدلیل آنکه خود را صاحب خانه وجزئی از نظام می دانند، ناچارگردیدند که در نقش واقعی و برهنه شده خود، یعنی گرم کردن تنورانتخابات وتحریم شکنی ایفاء نقش کنند. تمامی هدف و تلاش آنها رخنه درصفوف گسترده تحریم کنندگان ازکارگران ومعلمان و دانشجویان و زنان و هنرمندان و... بوده وهست. وتنها امیدشان به میزان شکسته شدن یخ های تحریم است. آنها به عنوان زائده جناح راست اصلاح طلبان و به سردمداری خاتمی که بیرون قرارگرفتن از چرخه انتخاباتی نظام را فاجعه جبران ناپذیرمی داند و همانند تمامی بزنگاه های تاریخی هم چون برگزاری انتخابات نمایشی پایان ریاست جمهوری و سرکوب جنبش 18 تیر ولحظه کنونی، با خیانت به ادعاها و باورهای باصطلاح مردم سالاری دینی خود درصحنه ظاهرشده، درآمده اند.

درکنار آنها و رقت آورتر از آن ها، عناصری چون نهضت آزادی قراردارد که به بهانه مشارکت در فرایند دموکراسی! حضور درآن را برخود واجب عینی می داند. و چندش آورتراز این ها،آن جنازه های مومیائی شده سیاسی، چون فرخ نگهدار و بابک امیر خسروی و ملیحه محمدی و... هستند که با یدک کشیدن ردای فاخر "اپوزیسیون یا پوزیسیون؟!" به مردم پیام می دهند که مبادا فرصت شرکت در انتخابات را از دست بدهند! (والبته دراین میان آنتنی کردن این رویکرد توسط رسانه هائی چون رادیو فارسی فرانسه در کناربی اعتنائی به صف گسترده تحریم کنندگان نیز خالی ازتماشا نیست). فراخوان این حضرات درشرایطی است که حتی جریاناتی هم چون جبهه ملی و تحکیم وحدت و نیز ملی-مذهبی ها و عناصری چون سحابی و پیمان و... عدم شرکت خود دراین انتصابات را اعلام داشته اند!

بی شک آنچه که به صورت عشق بی ریا و خالصانه این جماعت به رژیم تماما گندیده نمایان می شود، دراصل نه از روی حب و جذبه عطرمسحورکننده یار، بلکه نشأت گرفته ازبغض معاویه و ترس از آن سوی است: آنها راست و حسینی نگران پی آمدهای تحریم گسترده و موجهای برآمده از آن و نگران یک برآمدتوده ای و نافرمانی مدنی-اجتماعی گسترده هستند. آنها درزمانی به فکرآشتی دادن مردم با رژیم، و صندوق با رای مردم برآمده و به جرگه تحریم شکنان پیوسته اند، که حاکمیت بی اعتنا به اندرزهای آنها وب ا تکیه بر تنها ابزاربقاء خود یعنی سرکوب، هیچ گونه توهمی را برای دخیل بستن به امامزاده صندوق ها باقی نگذاشته و سعید حجاریان از پدیده بت واره شدن صندوق سخن به میان آورده است.

آری اکنون بیش ازهرزمانی راه خیابان، کارخانه، مدرسه، دانشگاه و خانه از"صندوق" جدا شده و آهنگ گام های سنگین مارش مستقل راه پیمایان پرطنین ترشده است. بگذار رژیم در انزوا و تنهائی خود جشن پیروزی برپا دارد و آرمان باختگان و بریدگان ازمردم، به صندوق های ازقبل تعیین تکلیف شده دخیل به بندند!




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved