از روي كنجكاوي شناسنامه ام را برداشتم و وارد مسجد امام علي در اميرآباد شدم , تنها چند نفري تردد مي كردند و مجريان انتخابات سعي مي كردند كند كار كنند كه شايد صف طولاني شود . نوبت من شد و شناسنامه را از من گرفتند.مامور ي كه شبيه پاسدار بود اسم و فاميل مرا روي ورقه راي نوشت و آدرسم را پرسيد كه من گفتم و او نوشت و ورقه را جدا كرد و به من داد .وارد پستوي راي گيري شدم و روي ورقه راي نوشتم : بر پدر و مادر رهبرو و دارو دسته مزدورش لعنت كه ايران را ويران كرد . با ترس و لرز ورقه را در صندوق انداختم و بيرون آمدم .........
حالا مي ترسم اين امام زمان گمنام اسم من را از توي صندوق در آورد و به وزارت اطلا عات دهد. خوب كه فكر كردم ديدم اين ورقه راي شماره سري داشت و مي توانند بفهمند كه راي متعلق به چه كسي است.عجب آخوند حرامزاده اي كه كتف شيطان را از پشت بسته است ملت كه جاي خود دارد..
فريدون از امير آباد