گیل آوایی
www.perslit.com/GilAvaei.htm
واقعیت جاری در سرزمین بلازده مان چنان هولناک و استخوان سوز است که حتی مرور حوادث و اتفاقات و ماجراهایی که هر روز بخشی از زندگی و گذار روزمره جامعه ماست، مرگی هزار باره در آدمی تکرار می شود و آرزو می کنی کاش کابوسی بود و با پریدن از این کابوس پایان می یافت اما این روزگار غم انگیز مردمان ِساده اندیش ِحافظه ی تاریخی باخته ایست که دوره ی دیگری از سرنوشت تارخی خود را به تکرار، تن داده است و تاوان دهشتناک چنین تن دادنی را با خون هزارانی از میان خود پرداخته و می پردازد.
گفتن از جنایتها و فقر و غارت و دروغ و تزویر و زندان و شکنجه و تجاوز و فرار و فحشاء و سنگسار و خرافه و خدا و قرآن و اعتیاد و هزار درد خانمان سوز، چنان است که دیگر بخشی از زندگی روزمره همه گان شده و نوعی وازدگی از پرداختن به چند و چون آن و یافتن راه برون رفت از آن را سبب می شود.
روزگار کنونی میهن ما بگونه ایست که کسانی با سالها و قرنها و دهه ها زیستن انگل وار و نفوذ حتی در کوچکترین واحد اجتماعی ما ایرانیان، بار دیگر دوره ای خونبار را بر ملت و سرزمین ما تحمیل کرده اند و همه آنچه را که ملتی ساده اندیش و خوش باور، مقدس داشته بودند، بگونه ی بختک کابوسی به زندگی هرروزه شان تبدیل شده و هر نماد انسانی و ارزشهای زیبنده زندگی و جامعه انسانی مفهوم عینی وارونه یافته است و هر پلیدی و سقوط قهقرایی فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، زشتی و قباحت خود را از دست داده و گذران روز مره جامعه بلا زده ی اسلامی شده است.
واقعیت چنان آشکار و رسوا و غیر قابل انکار است که آفریننگان پلیدی و شوربختی در میهن ما با وقاحت هرچه تمامتر آن را بدیلی برتر و الهی در برابر آنچه که شایسته یک جامعه انسانی است، جا انداخته است.
هیچ گاه اسلام و خدا و قرآن در سرزمین ما تا بدین حد نماد قتل و تباهی و خرافه و جنایت و غارت و تاراج نبود.
اگر در دورهای تاریخ بیگانگانی سرزمین مان را به زیر سلطه خویش بردند و تاختند و بتاراج بردند، امروز همان تفکر بدست ایرانی نمایانی بی ریشه، بدست خویش سرزمین و مردمی را به چنان فجایع هولناک کشانده اند که در میانشان قرنها زیسته و مفت خورده وگردن کلفت کرده اند و با ادعایی مردم فریب، از این دنیا بریده و نماد اخلاق و درستکاری و پاکی الهی بوده و نامهای آیت الله و مراجع تقلید و چه و چه یدک کشیده اند. و هم اینان امروز چنان جنایتهایی را بر سرزمین مان تحمیل کرده اند که در روزگار کنون، اندیشیدن به آن نیز هولناک است و باور نکردنی.
کمی به عناوین خبرهایی که در سرزمین ما بطور روزمره اتفاق افتاده و می افتد، بنگرید، همه این خبرها را همگان شنیده و دیده و برخورد کرده اند اما در ِ این فاجعه بر همان پاشنه می چرخد و هنوز خودفریبانی قافیه باخته توهم گشایشی دارند که از میان چنین تباهی و سیاهی و خرافه برون آید!
با هم مرور می کنیم:
بدیهی سه میلیارد دلاری سوریه به ایران در داخل سوریه سرمایه گذاری می شود
ساخت کارخانه سیمان در سوریه
سوریه از ادعای مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر ایرانی در خلیج فارس حمایت می کند
کمکهای رژیم اسلامی به سوریه به 3.5 میلیارد دلار افزایش یافت
خبرگزاری حکومتی مهر: معاون اول رئیس جمهور از 3.5 برابر شدن خدمات فنی و مهندسی ایران به سوریه از جمله همکاری تهران در ساخت دو نیروگاه و یک پالایشگاه در این کشور خبر داد.
پرداخت غرامت به لبنانیانی که در جنگ با اسرائیل خسارت دیده اند
معالجه رایگان زخمی های فلسطینی و لبنانی در ایران
آموزش رزمندگان حزب الله و حماس و شیعیان عراق در ایران
ساخت بیمارستان و مسجد و مدرسه و پل و راه در لبنان
کمک دویست و پنجاه میلیون دلاری به حماس
سرمایه گذاری 500 میلیون دلاری در ونزوئلا
ساخت کارخانه اتومبیل سازی در ونزوئلا
ساخت سد دویست و سی میلیون دلاری در نیکاراگوآ
سرمایه گذاری دو میلیارد دلاری در اندنزی
واردات کالاهای بنجل چینی صنایع ایران را به ورشکستی کشانده اند
جمهوری اسلامی به عراق وام يک ميليارد دلاری می دهد
جمهوری اسلامی ۴/۵ميليون ليتر موادسوختی به تاجيكستان اهدا كرد
چهارهزار روستا بدون برق/ساخت نیروگاه برق در نجف
کارخانجات فولاد به حالت نيمه تعطيل در آمدند
140 شركت نوشابه سازی كشور ورشكست شدند
بیش از سی درصد ایرانیان زیر خط فقر
پدیده کارتن خواب در ایران
اعتیاد به مدارس ابتدایی ایران نیز کشیده شده است
سن متوسط فحشا به زیر شانزده سال رسیده است
جوانان ایرانی برای فرار از فقر به فروش کلیه ی خود روی آورده اند
فروش دختران ایرانی در امارات
سنگسار مردی در تاکستان
سنگسار دختر 8 ساله در اهواز
پدری دخترش را سنگسار کرد
حکم مجازات پرتاب از کوه برای جوانی در شیراز
محاکمه خانواده های اعدام شدگان 67 بدلیل حضور بر آرامگاه عزیزانشان
قطع انگشتان دست مردی شصت ساله به جرم دزدی
دزد بزرگ معروف به سلطان شکر آزاد می شود
رشوه سی میلیون دلاری به پسر رفسنجانی توسط شرکت نروژی
دزدی های میلیاردی از بانکهای ایرانی
قتل دانشجوی ایرانی زیر شکنجه در زندان
پرتاب دانشجو از طبقه چهارم خوابگاه دانشجویان توسط نیروهای انتظامی با یا حسین یا زهرا گویان
اختصاص بودجه میلیاردی برای ترویح فرهنگ بسیجی
كاهش ۴۰۰ميليارد ريالی يارانه كتاب و مطبوعات
درصد کودک آزاري هاي امسال بر اثر فقر آگاهي و اقتصادي و 40 درصد آنها به دليل اعتياد و جدايي والدين اعلام شده است.
به خاطر نداشتن جوراب تا حد مرگ کتکمان زدند
حراج نوروزی دختران ایرانی در دوبی
پنجمين جشنواره بينالمللي «بسم الله الرحمن الرحيم» در زمينه كتابت آيه مبارك «بسم الله الرحمن الرحيم» و تفسير آن برگزار ميشود.
خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران در مواقع بحرانی به چاه جمکران پناه می برد!
آنچه که بصورت تیتر وار به آن اشاره رفته است، در کنار موضع گیریها و برخوردها و تحلیلها و تفسیرهای احزاب و سازمانها و شخصیتهای منفرد ایرانیان برون و درون مرز بگذارید تا شاید در کمترین حد آن از خود بپرسید که ما چه می کنیم!؟
با چنین بیلان فاجعه بار و خیانت آمیز، ابلهانه نیست که مجلس و دولت و رهبر و طیف ها و لایه های معروف به جناحهای ( سگ زرد و برادرشغال ) این جانیان را بها دهیم باور کنیم و بباورانیم و در چند و چون آنان که کاری در جهت منافع ملت و میهنمان کنند، حرفی و بحثی و توهمی داشته باشیم!؟
آنانی که هنوز بین خاتمی و احمدی نژاد و رفسنجانی و خامنه ای و کروبی و جنتی و......................فرقی قائلند و توهم تحول و تغییری در جهت منافع ملت و مملکت ما از سوی این یا آن جناح دارند، ، ابلهانه و خود فریبانه، خاک در چشم مردم نمی پاشند!؟
با چنین بیلان فاجعه بار، آیا زمان آن نرسیده که همه نیروهای مخالف از هر طیف و گرایش و تفکر و بینشی، مرزها را مشخص کرده و سرنگونی کلیت این حکومت نحس را اساس هر طرح و برنامه و تحلیل و تفسیر خود قرار دهند و بدور از منافع فردی، گروهی، حزبی و سازمانی ، خیالپردازیها و اوتوپیا و آب در هاون کوبیدن، به مبارزه ی فراگیر در یک همبستگی شدیدا مورد نیاز بپردازند!؟
چه ننگی ننگین تر از زیستن تحت چنین حاکمیتی و در کنار یا همسو که بنوعی به رسمیت شناختن و تطهیر چنین حاکمیتی است، می باشد که توسط بسیارانی از جمله روشنفکر نمایان برون آمده از درون چنین حاکمیت نکبت باری، صورت می گیرد!؟
شرکت در نمایشها و جنگ زرگرانه ی این حاکمیت تحت هر نام و هر جناح و تشکل و فرد و گروهی، خیانت به مردم و سرزمینمان نیست!؟
زندان و شنکنجه و اعدامی که خاورانهای خونین سرزمین ما گواه مقاومت دلیرانه فرزدانمان است، آیا با برخوردهای از نوع بیان شده ، به ارزشهای بخون خفتگان سرزمین مان پایبند مانده ایم!؟
براستی ما چه می کنیم!؟
گیل آوایی
www.perslit.com/GilAvaei.htm
توضیح:
1-
مواردی سرانگشتی در اینجا فهرست شده است!اگرچه مشتی نمونه خروار! اما فاجعه ای که بر ما و سرزمینمان می رود بمراتب دهشتناکتر و ویرانگرتر است.
2- عنوان این نوشتار از شعر زنده یاد شاملو برگرفته شده است.