يكي از دانشجويان ساكن درقم دررابطه با وضعيت اقتصادي واجتماعي خود و خانواده اش درابتداي سال 87 گفت: الان تخم مرغ غذاي اعياني شده ,من يك فرزند دارم اما نميتوانم غذاي مناسبي براي او تهيه كنم .بدليل مشكلات اقتصادي يكي ازخواهرانم كه فوق ديپلم گرفته نميتواند به درس خواندن ادامه بدهد و خانه نشين شده است. يك برادرم كه او نيز فوق ديپلم است بهمين دليل درس را كنار گذاشته و دنبال كارآزاد رفته است. يكي ديگر از خواهرانم كه وارد دانشگاه شده بود بدليل عدم توانايي پرداخت مالي پس ازيك ترم انصراف داده و در خانه نشسته است. ما الان پدرنداريم و دوماه است كه پدرم فوت كرده است. من خودم براي تامين مخارج دانشگاهم مجبورم كه كاركنم و براي كم كردن مخارج تحصيل، واحدهاي غيرحضوري برداشته ام. ساير خواهرانم نيز به اين ترتيب نميتوانند تا ديپلم بيشتر درس بخوانند .بافوت پدرم تنها نان آور خانواده امان را ازدست داديم والان وضع اقتصاديمان خيلي خراب شده است . تنها ارثي كه ازپدرمان به جا مانده است, يك زمين بود كه آن زمين نيز الان توسط دولت تصرف شده و با داشتن مدارك، بما نميدهند. چرا؟ چون پشت و پناهي نداريم. چون ما پارتي نداريم وهيچكدام از نفرات فاميلمان نيزاز كله گنده هاي نظام يا عوامل حكومتي نيستند كه بخواهند براي ما كاري كنند . وضعيت فك و فاميلمان هم اگر بدتراز ما نباشد بهتر نيست !نميدانم بااين وضعيت گراني و رنج وسختي ناشي از آن ، چرا مسئولين كشور به كشورهاي خارجي كمك ميكنند؟ وقتي ملتي خودش گرسنه است چرا به ديگران كمك ميكنند؟ اصلا چه هدفي را ازكمك كردن به كشورهاي ديگر دنبال ميكنند ؟!! به خدا زشت است ملتي اينقدر نيازمند باشد و دولتش بي خيال !!چرا من و خانواده ام نتوانيم يك ميوه درست حسابي بخوريم .من راشيتيسم دارم بااينحال نميتوانم درسال يكبار هم ماهي بخورم. شيرالان پاكتي 800 تومان است وآنقدر گران است كه ما آنرا با آب مخلوط ميكنيم وميخوريم. چرا من دانشجو همراه با ساير برادران وخواهرانم كه همگي هم درسخوان هستند نميتوانم بدرسمان ادامه بدهيم؟ كتاب نميتوانيم بخريم ودنبال كتابهاي دست دوم هستيم.خواهرم مجبورشد براي گذران زندگي مان به كارخانه اي درشكوهيه برود و از صبح تا شب پاي دستگاه بايستد وماهي 70 هزارتومان بگيرد بعد فهميديم كه در محيط كارش ميخواهند از او سواستفاده كنند و از كارخانه بيرون زد .نميدانم از كدام بدبختي هايمان برايتان بگويم