سایت نواندیش: روزنامه اعتماد این هفته گزارشی از مسابقات انتخابی تیم ملی گلف دختران ایران منتشر کرد. در حاشیه این گزارش خبرنگار به نکاتی عجیب اشاره کرده است که در پی می آید:
تنها مساله يي که هنگام حضور در مسابقات انتخابي تيم ملي گلف دختران انتظارش را نداشتم، تصميم عجيب حراست مجموعه ورزشي انقلاب براي کنترل خبرنگاران و روش عجيب ترشان براي اجراي اين تصميم بود. بعد از آنکه فهميدم براي آنکه اجازه داشته باشم اين بازي ها را از نزديک ببينم، بايد با حراست مجموعه ورزشي انقلاب هماهنگ کرده باشم، کارت خبرنگاري ام که از سوي حراست سازمان تربيت بدني صادر شده، چند بار مورد بررسي نيروهاي حراست مجموعه قرار گرفت و نهايتاً هم فهميدم در تمام مدت حضورم در زمين گلف يکي از ماموران من را همراهي خواهد کرد، اما اين تمام ماجرا نبود. ماموري که همراهم شده بود و زمين گلف را با من بالا و پايين مي کرد، ورق و خودکار همراهش بود و توضيح داد وظيفه دارد تمام سوالات من از ورزشکاران و پاسخ هاي آنان را يادداشت کند. حتي بعد از آنکه حدود نيم ساعت من را در زمين هاي گلف گم کرد، کاملاً جدي درخواست کرد صادقانه بگويم در اين مدت با چه کساني صحبت کرده ام. ماموريت غيرممکن مامور حتي دامن مصطفي شهرکي را هم گرفت و او بعد از خوش و بش کوتاه با دخترش که در جمع شرکت کنندگان بود، مورد سوال قرار گرفت؛ «مي شود بگوييد به او چه گفتيد؟،»
اگرچه سعي کردم از غفلت هاي لحظه يي او به خوبي استفاده کنم اما حقيقت اين است که حضور فرد سومي که با نگاه پليسي به همه چيز نگاه مي کند، اشتياقم را حتي براي گپي دوستانه با ملي پوشان از بين برد. با اين حال حتي نتوانستم دليل اتخاذ اين تصميم غيرمنطقي حراست مجموعه ورزشي انقلاب را متوجه شوم و ماموري که همراهم بود تنها به اين جمله اکتفا کرد؛ «تا نباشد چيزکي، مردم نگويند چيزها،» او حتي تصور من را در قبال وظيفه نيروهاي حراست تغيير داد؛ «وظيفه مامور حراست اين است که...»