گزارش جالبی را منتشر کردید. شاید مفید باشد خوانندگان شما بدانند که این گزارش از دو بابت ناقص است:
یکم: گزارش به گرایشهای مخالف و یا منتقد ملاها نپرداخته است. برای مثال، گرایش فرزندان آقای لاهوتی. این برای فهم تاریخ معاصرمان خالی از اهمیت نیست. خود آقای لاهوتی هم در اواخر آنقدر از خمینی دور شده بود که پیش بینی می کرد، او بدست بهشتی و احمد خمینی یک حمام خون به راه خواهد انداخت که چنین شد.
دوم: ازدواجهای فامیلی این گزارش، یک سنت قدیمی میان آخوندها، به خصوص آخوندهای متمک فئودال و موقوفه خوار بود.
این سابقه از این بابت مهم است که -تقریبا- تمامی کثافتکاریهای رژیم آخوندی دارای سوابقی تمرین شده هرچند در ابعاد کوچکتر حوزوی است.
این حقیقت همیشه این پرسش را ایجاد می کند که طی انقلاب57 چرا و چگونه مردم ما و به خصوص شخصیتهای سیاسی با تجربه و قدیمی به اینها اعتماد کردند؟.
شاید این هم به دلیل سنت دیرپای رازداری شدید آخوندهای حوزوی بود. کاری که در حکومت هم استمرار یافته است. "خودکشی" سعید امامی یا سرنوشت سردار انتظامی که این روزها نقل زبانهاست، تنها نمونه های این سابقه و روش نیست.
اسلام حكومتی و ازدواج حكومتی