بنا بر «دکترین بگین» اسراییل به هیچ یک از دشمنان خود اجازه نخواهد داد که صاحب سلاح اتمی شود. این امر در سال 1981 در عراق و در سپتامبر سال 2007 در سوریه نشان داده شد. تأسیسات اتمی هر دو کشور همراه با سکوت تأییدآمیز جامعه جهانی توسط اسراییل از بین رفتند. در سال 2009 یا 2010 اگر رژیم ایران متوقف نشود، ما شاهد اجرای بعدی «دکترین بگین» خواهیم بود.
*****
برگردان از الاهه بقراط
اسراییل به ایران حمله خواهد کرد اگر...
جهان غرب و به ویژه اسراییل تهدیدات اتمی رژیم ایران را بسیار جدی تلقی میکنند. روزنامه استاندارد در گفتگویی با یاسی ملمان نویسنده، کارشناس اتمی و ژورنالیست روزنامه ها آرتص به همین موضوع میپردازد. ملمان کارشناس مسائل سازمانهای اطلاعاتی و امور امنیتی و استراتژیک نیز هست و تا کنون کتابهای زیادی از او منتشر شده که معروفترین آنها «تاریخچه موساد» است. تازهترین کتاب او درباره برنامههای اتمی رژیم ایران، با عنوان «معمای هستهای تهران: محمود احمدینژاد و حکومت ایران» با همکاری معیر جاودانفر نوشته شده است. ملمان یکی از شرکتکنندگان کنفرانس «خطر از سوی ایران» بود که سوم و چهارم ماه مه در وین برگزار شد. دانستن نظرات کسانی که خطر رژیم ایران را جدی میگیرند، از این نظر لازم است که بخشی از آیندهای که در انتظار ایران است، خواه ناخواه و بیش از هر چیز متأثر از این نظرات خواهد بود و نه نظراتی که همچنان در بیخیالی بسر برده و امیدهای واهی درباره زمامداران جمهوری اسلامی در سر میپرورانند. ملمان در این گفتگو به صراحت میگوید اسراییل اجازه نخواهد دشمنان وی به سلاح اتمی مجهز شوند. به همین دلیل باید از سال 2009 بر روی حمله به ایران حساب کرد.
س: نظر شخصی شما چیست؟ برنامه اتمی ایران در چه مرحلهای است؟ آیا این برنامه اتمی وجود دارد؟
ج: به سادگی نمیتوان گفت این برنامه در چه مرحلهای است. گزارشهای متناقض در این زمینه وجود دارد. از سویی آنها هنوز در موقعیتی نیستند که بتوانند تمامی سانتریفوژهای خود را تولید کنند. از سوی دیگر گفته میشود که آنها مشکلات فنی در به کار گرفتن سانتریفوژهای موجود دارند. اما آنها این مشکلات را حالا اگر امروز نشد، سال دیگر، یا 2009 و یا در سال 2010 حل خواهند کرد. سازمانهای اطلاعاتی در این مورد توافق دارند که بین سال 2009 تا 2013 ایران در موقعیتی خواهد بود که به اندازه کافی اورانیوم غنیشده برای ساختن دو سه بمب اول را داشته باشد. بعد اگر مصمم باشند، بیشتر خواهند ساخت. اینکه آیا این کار را خواهند کرد یا نه، من مطمئن نیستم. اما این بیشتر یک مسئله نمادین است. شاید آنها در ساختن بمب تردید دارند ولی میخواهند همه چیز را برای تولید آن آماده داشته باشند، حتی اگر نخواهند آن را بسازند.
س: یعنی آنها الگوی آلمانیها یا ژاپنیها را در نظر دارند: قطعات و وسایل لازم یک بمب را در انبار داشته باشند.
ج: با این تفاوت که کشورهای دیگری که عین همین کار را میتوانند انجام دهند، در این مسیر گام بر نمیدارند و بر روی کلاهکهای هستهای تحقیقات نمیکنند.
س: هدف ایران از داشتن بمب اتمی چیست؟
ج: نخست اینکه موقعیت خود را به عنوان یک قدرت منطقهای و شاید هم بیشتر، دامنه ببخشد. دوم، بقای رژیم را تضمین کند. سوم، به خاطر دلایل تاریخی مانند فشار از سوی سنیها، قدرتهای استعماری و آمریکا. گاهی بیماران پارانوئید هم واقعا دشمن دارند. به همین دلیل من فکر نمیکنم که آنها، اگر واقعا بمب اتمی وسیلهای برای رسیدن به هدفشان میبود، مانند کره شمالی به آسانی دست به توافق بزنند.
اگرچه اصلا معلوم نیست نظر خمینی درباره بمب اتمی چه بود. از سویی بمب اتمی برای او به عنوان سلاح کشتار همگانی، نماد فساد غرب بود که تر و خشک را با هم میسوزاند. از سوی دیگر او اهمیت سیاسی و استراتژیک آن را دریافته بود. به این موضوع نیز باید توجه داشت که جهان در دهه هشتاد در مورد استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی یک کلمه در دفاع از ایران نگفت.
س: به این ترتیب همه چیز تقریبا عاقلانه به نظر میرسد. ولی درباره تهدیدات رییس جمهوری اسلامی احمدینژاد چه میتوان گفت؟
ج: در اینجا یک تابو شکسته میشود. کشوری بر خلاف خواست جامعه جهانی برای به دست آوردن بمب اتمی تلاش میکند چرا که این جامعه جهانی برای قاطعانه واکنش نشان دادن، بسیار ضعیف است. نتیجه آن عبارتست از اینکه کشورهای خاورمیانه ناگهان به استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای علاقمند میشوند و همه زیر پوشش آن یک مسابقه تسلیحاتی را پیش میبرند، از عربستان سعودی، مصر و ترکیه تا حتی اردن و امارات. آنها از ایران و شیعیان میترسند. برای اسراییل نیز به این معنی است که رژیمی دارای سلاح اتمی میشود که معتقد است اسراییل نباید وجود داشته باشد و با دشمنان آن همکاری میکند. رییس جمهوری اسلامی ایران واقعا به وسواس اسراییل دچار است.
س: راه حل چیست؟
ج: من فکر می کنم، اگر همه طرفین شرکتکننده بطور جدی فشار بیاورند، منظورم تحریمهای درست و سخت است، آن وقت حتما بر رژیم ایران تأثیر خواهد داشت. ببینید، رژیم ایران، رژیم نازیها نیست، رژیم خمر سرخ یا مشابه هم نیست. در ایران یک نوع تقسیمبندی دمکراتیک در جامعه وجود دارد و رژیم ایران نمیتواند و نمیخواهد همه مردم را از خود براند. میان ادعای رژیم ایران و واقعیت تناقضهای بسیاری وجود دارد. از فقر و فحشا و اعتیاد تا فساد دستگاه اداری رژیم. رژیم این همه را نمیتواند تغییر دهد، درست مثل ببری که نمیتواند لکههای پوست خود را برطرف کند. به همین دلیل این رژیم فرو خواهد پاشید. حال پرسش این است که آیا این بمب قبل یا بعد از این فروپاشی به دست خواهد آمد. من فکر میکنم رژیم ایران در برابر تحریمهای فراگیر و متحد، واکنش نشان خواهد داد. در عین حال طرفدار گفتگوی آمریکا و تهران هستم. این روند به گفتگو و فشار شدید نیاز دارد.
س: شما از قرارداد شرکت نفت و گاز اتریش با ایران نیز انتقاد میکنید.
ج: با اینکه من بلاتکلیفی اتریش را در مورد منافعاش در زمینه انرژی میفهمم، ولی قرارداد شرکت نفت و گاز اتریش میتوانست به تعویق بیفتد و یا دست کم طور دیگری معامله شود. اتریش میتوانست برای بستن این قرارداد از ایران چیزی مطالبه کند. باید خیلی سختگیرتر از این بود. اساسا ما در برابر ایران خیلی کوتاه میآییم. مثلا به خانم وزیر امور خارجه سوییس نگاه کنید که در تهران روسری گذاشت. این یک نشانه است به این معنی که ما به شما احترام میگذاریم ولی اصلا انتظار نداریم که شما به ما احترام بگذارید! اتریش باید از آلمان یاد بگیرد: آلمان بهترین متفق اسراییل است، حتی بهتر از آمریکا، چرا که منافع آلمان در دفاع از اسراییل نقشی ندارند.
س: اسراییل چه خواهد کرد؟
ج: اگر تلاشهای ایران به طور دیپلماتیک متوقف نشود، اگر توافقی در زمینه به رسمیت شناختن حق ایران در داشتن انرژی هستهای همزمان با از میان برداشتن تأسیسات غنیسازی اورانیوم، به دست نیاید، آن وقت به نظر من اسراییل دیر یا زود حمله خواهد کرد.
س: اسراییل؟ آمریکا نه؟
ج: نه، من فکر نمیکنم آمریکا حمله کند. برعکس، بنا بر آنچه که من «دکترین بگین» مینامم، اسراییل به هیچ یک از دشمنان خود اجازه نخواهد داد صاحب سلاح اتمی شود. این امر در سال 1981 در عراق و در سپتامبر سال 2007 در سوریه نشان داده شد. تأسیسات اتمی هر دو کشور همراه با سکوت تأییدآمیز جامعه جهانی توسط اسراییل از بین رفتند. در سال 2009 یا 2010 اگر رژیم ایران متوقف نشود، ما شاهد اجرای بعدی «دکترین بگین» خواهیم بود. اسراییل امکاناتی مشابه آمریکا ندارد، ولی میتواند و این کار را انجام خواهد داد.
س: در سال 1998 شما نوشتید که دلفین اسراییل (زیردریاییهای مجهز به سلاح هستهای اسراییل) «یک بُعد جدید از مسابقه تسلیحاتی را در خاورمیانه» به همراه خواهد داشت. آیا صحبت بر سر توانایی تدافعی اسراییل است؟
ج: این را من پیش از این در سال 1991 در واشنگتن پست نوشتم و این زمانی بود که آلمان به اسراییل اجازه داده بود دلفین خود را در کشتیسازیهای آلمان بسازند چرا که آلمانیها آن موقع از اینکه چندین شرکت آلمانی در پیشبرد برنامه اتمی عراق شرکت داشتند، وجدانشان ناراحت بود.