واقعا المالکی چه باید بکند هنگامی که به دلیل نفوذ شدید ایران در میان شیعیان عراق، بدون کمک تهران نمیتواند بر اوضاع مسلط شود؟ برای مالکی درگیری با ایران اصلا نمیارزد. ایران میتواند موقعیت عراق را هر زمان که بخواهد به موقعیت انفجاری برساند و یا برعکس، آرام نگاه دارد. مالکی برای حفظ ثبات و امنیت به ایران و آمریکا، هر دو، نیاز دارد.
*****
برگردان از الاهه بقراط
عراق گرفتار میان ایران و آمریکا
روزنامه روسی نووستی (12 ژوئن) که تحلیلهای سیاسی آن قابل توجه است، سفر اخیر نوری المالکی نخست وزیر عراق به ایران را به مثابه ادامه بنبست موقعیت عراق بین دو کشور ایران و آمریکا ارزیابی کرده و مینویسد:
نوری المالکی نخستوزیر عراق همراه با چند تن از وزیران خود امسال برای دومین بار راهی تهران شد. ایران همکاری متقابل به ویژه در عرصه نظامی به عراق پیشنهاد میکند آن هم درست زمانی که مذاکرات بغداد بر سر انعقاد یک پیمان همکاری استراتژیک بلندمدت با آمریکا به بنبست رسیده است. گفتنی است که این پیمان اصلا به مذاق تهران خوش نمیآید.
به این ترتیب نخستوزیر عراق واقعا در وضعیت ناخوشایندی قرار گرفته است. او میخواهد روابط خوبی هم با ایران و هم با آمریکا داشته باشد. در بهترین حالت او پیمان با هر دو طرف را لازم دارد لیکن با توجه به روابط بحرانی بین ایران و آمریکا چنین تصوری غیرواقعی است.
واقعا المالکی چه باید بکند هنگامی که به دلیل نفوذ شدید ایران در میان شیعیان عراق، بدون کمک تهران نمیتواند بر اوضاع مسلط شود؟ ایران میتواند موقعیت عراق را هر زمان که بخواهد به موقعیت انفجاری برساند و یا برعکس، آرام نگاه دارد. به این ترتیب برای مالکی درگیری با ایران اصلا نمیارزد. از طرف دیگر او به پیمان با آمریکاییان نیز به شدت نیاز دارد. زمان قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد یاری نیروهای نظامی بینالمللی در 31 دسامبر 2008 به پایان میرسد و تا آن زمان هنوز نیروهای نظامی عراقی چنان قوی نخواهند بود که بتوانند بدون کمکهای غربی از پس حفظ امنیت کشور بر آیند. مالکی مطلقا میل ندارد سپاهیان ائتلاف بینالمللی را با نیروهای ایرانی عوض کند. بعلاوه نه آمریکاییان و نه اعراب چنین اجازهای را نخواهند داد. جانشینی نیروهای بینالمللی با سپاهیان ایرانی به درگیری مناطق سنی و کردنشین عراق خواهد انجامید. از سوی دیگر به نظر نمیرسد که منظور پیشنهاد کمک از سوی ایران به بغداد، اعزام نیروهای نظامی باشد.
تنها راهی که برای مالکی باقی میماند این است که ایران و آمریکا را به مثابه دو متحد خود که میتوانند امنیت عراق را تضمین کنند، آشتی بدهد. این کار تا کنون میسر نشده است. مالکی در دیدار خود از تهران تلاش کرد مقامات ایرانی را دست کم قانع کند که پیمان بغداد با واشنگتن تهدیدی علیه آنها نیست. مالکی اطمینان داد: «عراق به پایگاهی برای حمله به همسایگانش از جمله حمله به ایران تبدیل نخواهد شد». او به این وسیله تلاش نمود شایعات مربوط به برنامههای آمریکا درباره تهران را رد کند. این شایعات پس از آن شدت گرفتند که طرح پیمان بین واشنگتن و بغداد در بسیاری از روزنامهها از جمله روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» منتشر شدند. اینکه آیا این طرح باورپذیر است یا نه را نمیتوان اثبات نمود. ولی انتشار آن سبب شد که ادامه مذاکرات بغداد و واشنگتن با مشکل روبرو گشته و تقریبا ناممکن شود.
در اینجا به نکاتی از طرح این پیمان که توسط رسانهها منتشر شده است، اشاره میگردد: برپایی حدود پنجاه پایگاه نظامی آمریکا در عراق، مصونیت سربازان و کارمندان آمریکایی در برابر قوانین عراق، حق آمریکا در مورد دستگیری و هم چنین عملیات نظامی بدون توافق با مسئولان محلی، کنترل حریم هوایی عراق در ارتفاع بیش از 9 هزار متر، کنترل پیمانهای نظامی عراق و تصمیمگیری در مورد امور امنیتی در طول سالهای متمادی و هم چنین حق حمله از درون خاک عراق «به هر کشوری که ثبات بینالمللی را به خطر بیندازد».
طبیعتا این نکات چه در عراق و چه در ایران و کشورهای دیگر، و بیش از همه در ایران، سبب خشم شد. ولی مقامات رسمی آمریکا قید چنین نکاتی را در پیمان یادشده تکذیب میکنند. رایان کراکر سفیر آمریکا در عراق مدعی است که این پیمان هیچ خدشهای به حاکمیت ملی عراق وارد نمیآورد.
از آنجا که این پیمان باید به تأیید مجلس و هم چنین افکار عمومی عراق برسد، به نظر نمیرسد که این شرایط که بنا بر گزارش روزنامهها، آمریکا بر آنها تأکید میورزد، بدون مخالفت پذیرفته شوند.
پیش از آن اما از سوی برخی از سیاستمداران و به ویژه رهبران با نفوذ شیعه از جمله مقتدا صدر فراخوانهایی جهت اعتراض به این پیمان اعلام شده است. نمایندگان پارلمان عراق برای کنگره آمریکا نامه نوشته و متذکر شدهاند آنها علیه هرگونه پیمانی با آمریکا که در آن تاریخ و چگونگی عقبنشینی نیروهای ائتلافی از عراق تعیین نشده باشد، رأی خواهند داد. به آسانی میتوان تصور کرد اگر آنچه رسانهها در مورد این پیمان منتشر کردهاند، حقیقت داشته باشد، چه اتفاقی در عراق روی خواهد داد. واشنگتن سادهانگاری خواهد کرد اگر با موقعیت نا آرام موجود در عراق، به دست خودش آن را به نقطه انفجار برساند.
واشنگتن مدعی است به دلیل بیاطلاعی رسانهها، پروژهای جهت تحریکات سازمان یافته از سوی مخالفان هرگونه پیمان بین آمریکا و عراق به دست انتشار سپرده شده است. نخستین مظنون همانا رژیم ایران است. ولی خود آمریکا هم میتواند این اطلاعات را داده باشد تا واکنش عراقیها را پیشاپیش تخمین بزند و آنها را برای یک پیمان ملایمتر آماده سازد. نکاتی از آنچه در رسانهها منتشر شده است اگرچه میتوانند موضوع مباحثه باشند، لیکن به شدت تحریکآمیز هستند به ویژه نکتهای که به دامنه عمل نیروهای نظامی آمریکا در عراق و مصونیت آنها در برابر قانون این کشور میپردازد.
به هر روی اما گزارشهای رسانهها به هدفی که میخواستند رسیدند: مذاکرات بین بغداد و واشنگتن به بنبست رسیده است. در این میان فرصت برای تصمیمگیری به سرعت از دست میرود. نه تنها زمان قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد کمک نیروهای نظامی بینالمللی به پایان میرسد، بلکه دوران ریاست جمهوری جرج بوش نیز که مذاکره با مالکی را درباره همکاریهای استراتژیک پیش میبرد، به انتهای خود نزدیک میشود. هر دو سیاستمدار در نوامبر 2007 بر روی مهلتی توافق کردند که تا آن زمان میبایست به یک تصمیم قطعی دست یابند: 31 ژوئیه 2008. اکنون دیگر روشن است که رعایت این مهلت عملی نیست.
تمایل ایالات متحده آمریکا مبنی بر اینکه این پیمان ضروری را هر چه زودتر به امضا برساند، چنان قوی است که واشنگتن پس از انتشار گزارش روزنامهها در مورد این پیمان، تهدید کرد در صورت پیش نرفتن مذاکرات، مصونیت حسابهای بانکی عراق را در بانک فدرال آمریکا مستقر در نیویورک، لغو خواهد کرد. بنا به نوشته «ایندیپیندنت» در این صورت عراق از بیست تا پنجاه میلیارد دلار زیان خواهد کرد.
اگر مذاکرات عراق و آمریکا به درازا بیانجامند، چه بسا مالکی مجبور شود تمدید مهلت قطعنامه سازمان ملل را تقاضا نماید. ولی چه کسی جز آمریکا مایل است در عراق بماند؟ حتی ماندن آمریکا نیز با توجه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که در پیش است، چندان روشن نیست. مذاکرات کنگره آمریکا درباره پیمان استراتژیک با بغداد، درست مانند مذاکرات پارلمان عراق میتواند داغ و طولانی شود. از همین رو تا آن زمان جای نگرانی برای تهران وجود ندارد. با وجود این، مقامات ایران مایل نیستند دل به تصادف ببندند و همچنان بر روی تماسهای تنگاتنگ با عراق اصرار میورزند. به این ترتیب موقعیت دولت عراق با گرفتار شدن بین آمریکا و ایران، بیش از پیش دشوار میشود.