در صفحه سوم متن جدیدترین بسته پیشنهادی گروه پنج بعلاوه یک امضاءها دیده میشوند. امضای ششم مربوط به کاندالیزا رایس است. متکی میخواهد بداند آیا این امضا اصل است یا اینکه توسط دستگاه خودکار و یا کپی نگاشته شده است. سولانا اطمینان میدهد البته که خانم رایس خودش شخصا این ورقه را امضا کرده است. متکی اوراق را جمع میکند. خبرنگاران و عکاسان را صدا میزند و تشریفات تحویل بسته پیشنهادی را با غرور از سر میگیرد: اینجاست! نامه از شیطان بزرگ با امضای خودش!
*****
برگردان از الاهه بقراط
تحریم به جای جنگ
مجله اشپیگل در تازهترین شماره خود (30 ژوئن) مینویسد: «جامعه جهانی قصد دارد با تحریمهای جدید ایران را از ساختن بمب اتمی منصرف سازد. به نظر میرسد این تحریمها تنها امکان برای جلوگیری از بروز یک جنگ باشند. بیش از همه اسراییل مصمم است تا در صورت عدم توقف برنامههای اتمی تهران، تأسیسات اتمی ایران را ویران کند». فشرده این گزارش را میخوانید:
در یک سو بسته پیشنهادی شامل ابراز پیام دوستانه و تفسیر سیاسی قرار دارد. عالیجانب دکتر خاویر سولانا به مثابه بالاترین نماینده سیاست مشترک خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا جدیدترین بسته پیشنهادی گروه پنج بعلاوه یک متشکل از سه کشور اروپایی بریتانیای کبیر، فرانسه و آلمان هم چنین چین و روسیه و ایالات متحده آمریکا را به همتای ایرانی خود، منوچهر متکی، تحویل میدهد. هدف همانا همکاری بینالمللی برای آزمودن نیت حقیقی برنامههای اتمی ایران است.
در متنی که همراه این پیشنهاد است و متکی شروع به خواندن آن میکند، با تمام وجود در برابر «یکی از قدیمیترین تمدنهای جهان» زانو زده میشود. در صفحه سوم این متن امضاءها دیده میشوند. امضای ششم مربوط به کاندالیزا رایس است. متکی میخواهد بداند آیا این امضا اصل است یا اینکه توسط دستگاه خودکار و یا کپی نگاشته شده است. سولانا اطمینان میدهد البته که خانم رایس خودش شخصا این ورقه را امضا کرده است.
متکی اوراق را جمع میکند. خبرنگاران و عکاسان را به درون سالن صدا میزند و تشریفات تحویل بسته پیشنهادی را با غروری که نمیتواند پنهان کند، دوباره شروع میکند. گویی میخواهد بگوید: اینجاست! نامه از شیطان بزرگ با امضای خودش!
در سوی دیگر تهدیدات مکرر قرار دارند که فاصلهشان بیش از پیش کاهش مییابد. صد هواپیمای جنگنده اسراییلی یک فاصله هزار و چهارصد کیلومتری را بر فراز دریای مدیترانه درنوردیدهاند. آنها دقیقا فاصلهای را پرواز کردهاند که در صورت حمله به تأسیسات غنیسازی اورانیوم در نطنز باید بپیمایند.
هم چنین ناگهان اطلاعاتی از کارشناسان اسراییلی میرسد که ظاهرا پرده از معمای برنامه مشترک و مخفی سوریه و ایران و کره شمالی بر میدارد. بله، تأسیساتی که در سپتامبر سال گذشته در سوریه بمباران شد، قرار بود برای تهران پلوتونیوم تولید کند. بله، بین مقدار پلوتونیومی که کره شمالی میخواست تولید کند و مقداری که در آنجا عملا تهیه میشد، تفاوتی وجود داشت. و بله، بر اساس این تفاوت میتوان حدس زد آن مقدار برای ایران بود تا برنامه خود را تا سال 2010 یعنی عملا همین فردا تحقق ببخشد. کارشناسان معتقدند اگر این روند متوقف نشود، خیلی زود جنگ بعدی در خاور میانه در خواهد گرفت.
ولی چه گزینههایی در برابر این جنگ وجود دارد؟ آیا بخت از سر گرفته شدن گفتگوها آنگونه که سولانا به تقاضای گروه پنج بعلاوه یک مطرح کرده است، وجود دارد؟ آیا تحریمهای جامعه جهانی نهایتا تأثیرات امیدوارکنندهای خواهند داشت؟
برای امتناع از مذاکرات و توقف غنیسازی اورانیوم که اینک جریان دارد، رژیم تهران هم اکنون نیز بهای گرانی میپردازد.
آمریکا از سال 1979 ایران را تحریم بازرگانی کرده است. شورای امنیت سازمان ملل سه قطعنامه تحریم اقتصادی را به تصویب رسانده است. همین هفته گذشته اتحادیه اروپا داراییهای ایران را در اروپا مسدود ساخت و سفر سیاستمداران، نظامیها و دانشمندان ایرانی را به خاک اروپا ممنوع اعلام کرد. این تحریمها بسیار گسترده است. ولی آیا ایران به این وسیله از برنامه اتمی خود که مدعی است نه برای تولید بمب بلکه برای مصارف غیرنظامی است، چشم خواهد پوشید؟
تحریمهای بازرگانی و مالی تا کنون اتفاقا در خاورمیانه کمتر موفق بودهاند. سیزده سال تمام جامعه جهانی پس از نخستین جنگ آمریکا علیه عراق، این کشور را تحریم کرد. رژیم خودکامه صدام حسین اما به زانو در نیامد. و با این همه این تحریمها به شدت او را تضعیف کردند.
برنت اسکرافت مشاور امنیتی پیشین آمریکا در این زمینه به این نکته اشاره میکند که به دلیل همین تحریمها عراق از سال 1991 نتوانست ارتش خود را بطور جدی تجهیز کند. کارشناسان خارجی دولت بیل کلینتون حتی امروز نیز هنوز معتقدند که با این تحریمها ارتش عراق برای همسایگانش هم نمیتوانست خطری به شمار رود چرا که صدام حسین نیز همان مسیر جاهطلبانهای را دنبال میکرد که امروز ایران در پی آن است: تبدیل شدن به قدرت برتر در منطقه.
بهترین دلیل برای تشدید تحریمها همانا گزینه شوم جنگ است. این امر تغییری در این واقعیت نمیدهد که تحریمهای اقتصادی زیانهای موازی نیز به وجود میآورند چرا که تحریم نهایتا همواره به زیان مسبب اصلی [تحریم شونده] تمام خواهد شد. تردیدی نیست که تحریم از سوی اتحادیه اروپا ناگزیر به اروپا و بیش از همه به اقتصاد آلمان زیان وارد میآورد.
بانک ملی ایران که صددرصد دولتی است، بزرگترین بانک تجاری کشور است که با سی و هشت میلیارد یورو، حدود چهل و پنج هزار کارمند و سه هزار شعبه در سراسر جهان دارد. بخش بزرگی از معاملات بازرگانان آلمان از طریق این بانک پیش میرود که با وجود این تحریم هنوز از نفس نیفتاده است. شنیده میشود شعبه این بانک در مسکو همچنان به کار، از جمله معاملات از آلمان، مشغول است و در امارات متحده عربی که محبوبترین آدرس عوضی در معاملات بینالمللی مربوط به ایران است، هنوز هفت شعبه بانک ملی فعال هستند.
ایران به تحریم بانک ملی با بیرون کشیدن موجودی خود از اروپا واکنش نشان داد. احمدینژاد دستور داد تا مبلغی بالغ بر 75 میلیارد دلار را از اروپا خارج کنند. آنها این واکنش را به مثابه استفاده از اسلحه مالی درک میکنند. مهدی صفری معاون وزارت خارجه ایران میگوید: «وقتی چندین میلیارد دلار از بانکهای اروپایی خارج شود، آن وقت کاهش پول بر اقتصاد جهانی نیز تأثیر خواهد گذاشت».
مدتهاست که ایران به مناطق دیگر جهان روی آورده است. بیش از همه به کشورهای آسیایی که با کمال میل جای بازرگانان اروپایی را پر میکنند. به این ترتیب بر اساس اطلاعات مرکز امور اقتصاد خارجی حجم معاملات چین با ایران از سال 2005 از ده میلیارد به هجده و نیم میلیارد دلار یعنی تقریبا دو برابر افزایش یافته است.
هم چنین پاکستان و هند نیز روابط اقتصادی خود را با ایران گسترش دادهاند. روابط بازرگانی ایران با کشورهای عربی و خلیج نیز به شدت افزایش مییابد. به این ترتیب ایران تلاش میکند با روی آوردن به کشورهای آسیایی و عربی و همکاری با دلالان اقتصادی، گریبان خود را از چنگ تحریم کشورهای اروپایی و آمریکا خلاص کند. ولی با وجود سخنسراییهای غرا از سوی زمامداران رژیم و تمامی این بیراههها، تحریمها نتیجه مطلوب را در بسیاری از بخشها نشان میدهند.
سعید لیلاز کارشناس اقتصادی معتقد است تحریم بانک ملی از سوی اروپای غربی یک «ضربه جدی» است. به نظر او واردات به ایران «مشکلتر و گرانتر» خواهد شد و این امر به تورم بیشتر خواهد انجامید که در حال حاضر بیش از بیست درصد است.
بزرگترین شرکت شناخته شده ایرانی که مشمول این تحریمها میشود، شرکت ایران ایر است که به لوازم یدکی نیاز دارد. البته میتوان این لوازم را از دلالهای بینالمللی تهیه کرد ولی تا زمانی که هواپیماهای این شرکت به طور مرتب توسط تولیدکنندگان و یا تعمیرکاران ویژه و صاحب مجوز کنترل نشوند، یاتا به آنها اجازه پرواز نخواهد داد و بدون این اجازه هیچ شرکت هواپیمایی حق ندارد از فرودگاههای بینالمللی استفاده کند. ایران ایر هم اکنون شبکه پرواز خود راکاهش داده است.
تحریمها بیش از همه بر صنعت انرژی تأثیر میگذارند. بر اثر سالها فشار تحریم، تولید نفت ایران همچنان کاهش مییابد. از زمان انقلاب 1979 تا کنون، با اینکه ایران سومین ذخایر بزرگ نفت جهان را دارد، ولی تولید آن از شش میلیون بشکه در روز به سه میلیون و نهصد هزار بشکه کاهش یافته است. مطالعات انستیتوی آمریکایی دانشگاه جان هاپکینز نشان میدهد ایران با افزایش تقاضا در داخل کشور، اگر به طور میلیاردی در بخش تولید انرژی سرمایهگذاری نشود، از سال 2015 دیگر نمیتواند نفت صادر کند. ولی سرمایهگذاری در چنین پروژههای عظیمی از زمانی که بانکهای بزرگ غربی حاضر نیستند با شرکای ایرانی همکاری کنند، بسیار مشکل است.
این مشکل را میتوان در بازگشایی منطقه گاز پارس جنوبی دید که ایران در آن با قطر در آن سوی خلیج شریک است. در حالی که اعراب میلیاردها دلار برای بازگشایی و پالایش ذخایر گاز سرمایهگذاری کردهاند، ایران قادر نیست کار تأسیسات خود را به انجام برساند. همین ماه گذشته بود که شرکتهای انگلیسی و هلندی مولتی رویال دوچ/شل و کنسرن اسپانیایی رپسول از پروژه گاز پارس جنوبی کنار کشیدند.
به نظر میرسد تحریمها واقعا به یک نوعی تأثیر میگذارند و آن این است که مشکل به وجود میآورند. ولی نه چیزی بیش از این. رهبری رژیم در تهران این مشکلات را به جان میپذیرد ولی از برنامه اتمی دست نمیکشد. از همین رو کاسه صبر آمریکا و اسراییل که به هر حال اعتقادی به تأثیر تحریمها نداشتند، به شدت تمام میشود.
در اورشلیم بحث بر سر زمان حمله تأسیسات اتمی ایران است. اهود برک نخستوزیر اسراییل ماهها پیش قول داد: «ایران هرگز به بمب اتمی دست نخواهد یافت». و ژنرال نیروی هوایی اسحاق بن اسراییل پیام میدهد: «اسراییل دست روی دست نخواهد گذاشت و تماشا نخواهد کرد که ایرانیها چگونه بمب اتمی درست میکنند. اگر لازم باشد، ما نیروی قهر به کار خواهیم بست».
ولی کی؟ فلینت لهورت کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است: «کسانی که جنگ نمیخواهند با تمام توان روی زمان حساب میکنند». زمانی که یک رییس جمهوری تازه به کاخ سفید منتقل شود. ریچارد پرل که زمانی مشاور دانلد رامسفلد بود و پیش از این در اینکه قدرتنمایی نظامی آمریکا را به نمایش بگذارد، همواره در خط اول جبهه بود، نظری مشابه دارد. اما امروز او بیشتر تسلیمشده به نظر میرسد هنگامی که میگوید: «هفت سال و نیم پس از آنکه رییس جمهوری آمریکا به انتقاد آشکار از برنامه اتمی ایران پرداخت، امروز او و یارانش نگاه میکنند چگونه ایران به سوی خط پایان میشتابد».