کمیته گزارشگران حقوق بشر
"هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد."(ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر)
حق آزادی بیان و عقیده، به عنوان یکی از اساسی ترین حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است، با این حال پس از گذشت 60 سال از زمان نگارش اعلامیه جهانی حقوق بشر، هنوز در برخی کشورهای جهان، افراد به دلیل اعتقادات خود مورد تعقیب قرار می گیرند و در این میان اهل قلم بیش از سایر گروه ها مورد تهدید واقع می شوند.
نویسندگان، روزنامه نگاران، ناشران، کسانی هستند که به دلیل محدودیت ها و عدم وجود آزادی در جامعه دچار بازداشت و یا متحمل ضرر و زیان های مالی می شوند.
عدم وجود امنیت شغلی، موردی است که بیش از هرچیزدیگری روزنامه نگاران را تهدید میکند. چرا که آنان همواره با خطر بازداشت و یا توقیف روزنامه مواجه بوده و هر ازگاهی از کار بیکار می شوند. همچنین وجود حق التحریه های بسیار پایین، این قشر از اجتماع را در ردیف طبقه متوسط و پایین جامعه قرار می دهد.
به مناسبت روز قلم، در نگاهی اجمالی به مشکلات و محدودیت های اهل قلم در ایران پرداخته ایم.
1 ـ هرچند میتوان تمامی برخوردهایی که با اهل قلم صورت میگیرد را اشکال گوناگون سانسور دانست اما «سانسور» به معنای اخص کلمه، یعنی اعمال نظارت حذفی بر متن نویسنده، امروز به شکل عنان گسیختهیی اعمال میشود. سانسوری که اعمال آن به هر شکل و شیوه و درهر زمانی نقض آشکار آزادی بی حد و حصر اندیشه و بیان و نشر و در نتیجه نقض آشکار حقوق بشر به شمار میرود.
2 ـ تعداد زیادی کتاب در راهروهای وزارت ارشاد اسلامی مانده و کسانی که مسئولیت بازخوانی کتاب یا به بیان درستتر سانسور آن را بر عهده دارند از هرگونه پاسخگویی به ناشر و نویسنده خودداری میکنند. در این میان حتی کتابهایی وجود دارد که بیش از سه سال از زمان تحویل آنها به وزارت ارشاد گذشته و هنوز هیچ پاسخی دریافت نکردهاند.
3 ـ علاوه بر کتابهایی که پاسخی برای انتشار دریافت نمی کنند، بسیاری از کتابها به خصوص در حوزهی ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، شعر و خاطرهغیر قابل چاپ تشخیص داده شده و با مهر قرمز «ممنوعالانتشار» به بایگانیهای وزارت ارشاد سپرده می شوند.
4 ـ همهی کتابها پیش از انتشار باید توسط مسئولان سانسور وزارت ارشاد «بازخوانی» شوند. کارمندان سانسور وزارت ارشاد بر روی تکه کاغذهایی بدون هیچ مهر و امضا یا سربرگ رسمی از نویسنده و ناشر میخواهند که کلمات یا جملاتی را تغییر داده یا حذف کنند. اگر این نظرات که غیررسمی به شمار میروند، اعمال نشود، مجوز انتشار کتاب صادر نخواهد شد.
5 ـ برخی از نویسندگان و شاعران و مترجمان به طور غیررسمی «ممنوعالقلم» شدهاند و هیچ کتابی از آنان مجوز نشر نمیگیرد.
6 ـ برخی از نویسندگان مستقل از حکومت توسط نهادهای امنیتی و قضایی تهدید میشوند یا مورد تعقیب قرار میگیرند. در یک مورد مشخص یعقوب یادعلی، داستاننویس به دلیل اعمالی که یکی از شخصیتهای داستانش انجام میداد بازداشت و محاکمه شد. همچنین هستند نویسندگانی که به دلیل سوژههایی که قصد داشتهاند در مورد آنها بنویسند مورد تعقیب قرار گرفتهاند.
7 ـ سانسور علاوه بر حوزهی کتاب در حوزهی نشریات که دیگر عرصهی فعالیت اهل قلم محسوب میشود نیز، به شدت انجام میگیرد.
8 ـ نهادهای امنیتی و قضایی که نهادهای مختلفی را شامل میشوند در دستورالعملهای رسمی، نشریات و روزنامهنگاران را از اطلاعرسانی در برخی حوزهها منع میکنند.
9 ـ ممنوع شدن اطلاعرسانی در مورد برخی «اتفاقات» مشخص به ممنوع شدن اطلاعرسانی در مورد برخی «حوزه»های مشخص نیز کشیده شده است. در واقع خط قرمزهای نهادهای امنیتی در مورد برخی حوزهها آنقدر پررنگ و پرشمار شده که مسئولان نشریات ترجیح میدهند مطالب مربوط به آن حوزهها را منتشر نکنند.
10 ـ دامنهی دخالت نهادهای نظارتی حکومتی در کار نشریات آنچنان گسترده شده است که برخی از مدیران مسئول را وادار کردهاند تا تیترهای صفحهی اول و در برخی موارد کل مطالب یک نشریه را پیش از انتشار به تائید افراد مشخصی در نهادهای نظارتی برسانند.
11 ـ بسیاری از روزنامهنگاران به شکل غیررسمی ممنوعالقلم شدهاند. در برخی موارد شرط بقای نشریهیی اخراج و یا عدم همکاری با برخی روزنامهنگاران دانسته می شود. معمولا در چنین مواردی یا مأموران نهادهای امنیتی و قضایی به مدیر مسئول مراجعه کرده یا او را به محل مشخصی احضار میکنند و وی را در جریان چنین شرایطی برای انتشار یا بقای نشریه قرار میدهند.
12 ـ نشریهیی که این خط قرمزها را نادیده بگیرد یا چنان شرایطی را نپذیرد بلافاصله توسط یکی از شعب قضایی یا نهاد حکومتی نظارت بر مطبوعات در وزارت ارشاد اسلامی توقیف یا لغو امتیاز میشود.
13 ـ روزنامهنگاران همواره با خطر احضار، بازجویی و بازداشت روبهرو هستند. آنان نه از امنیت شغلی برخوردارند و نه از امنیت شخصی. بسیاری از روزنامهنگاران به دلیل اطلاعرسانی در زمینههایی که حاکمیت آن را در شمار خط قرمزهای خود میدانسته است با احکام سنگین زندان و در برخی موارد حتی اعدام روبهرو شدهاند.
14 ـ محدودیت در اطلاعرسانی تنها به روزنامهنگارانی که با نشریات داخلی همکاری میکنند محدود نمیشود. روزنامهنگارانی که به دلیل محدودیتهای شغلی در ایران و اخراج از نشریاتی که با کار در آنها گذران زندگی میکردند، با نشریات و رسانههای خارج از ایران همکاری میکنند نیز مورد تعقیب دستگاههای امنیتی و قضایی قرار گرفته و در برخی موارد با اتهام سنگین «جاسوسی» روبهرو میشوند.
15 ـ نهادهای صنفی مستقل از حکومت حامی حقوق اهل قلم همواره تحت فشار نهادهای امنیتی و قضایی قرار دارند. کانون نویسندگان ایران که چهل سال از تاسیس آن میگذرد بیوقفه تحت فشار نهادهای حکومتی است و نویسندگان عضو آن با احضارهای غیررسمی از سوی نهادهای امنیتی برای توقف فعالیت صنفی خود مورد تهدید قرار میگیرند. علاوه بر این بیش از شش سال است که نهادهای امنیتی و قضایی از برگزاری جلسهی مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران برای انتخاب هیات دبیران جلوگیری میکند.
16 ـ انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران هرچند نهادی نیمهدولتی محسوب میشود اما با این وجود حضور روزنامهنگاران مستقل در آن موجب شده است که از سوی نهادهای حکومتی تحت فشار قرار بگیرد. در آخرین اقدام از این نوع، وزارت کار و امور اجتماعی در اعلامیهیی رسمی انحلال این انجمن را اعلام کرد.
نتیجهی چنین وضعیتی مهاجرت گستردهی اهل قلم، دوری گزیدن ایشان از تولید فرهنگی، خودسانسوری، اخته شدن تولیدات فرهنگی، عدم احساس امنیت شغلی، عدم اقبال مردم به کتاب و نشریات و موارد بسیاری از این دست است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر در آستانهی "روز قلم"، با اعلام اینکه اعمال هرگونه سانسور را نقض آشکار حقوق بشر میداند، خواهان آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا برای همگان است.