روزنامه اعتماد: قاتل سريالي کرج بعد از شش ماه و کشتن هشت زن و دختر دستگير شد. اين متهم از بهمن ماه سال گذشته جنايت هايش را آغاز کرد و پليس در سومين قتل به سريالي بودن آنها پي برد اما ترجيح داد به جاي اطلاع رساني، سکوت پيشه کند و اجازه ندهد کوچک ترين خبري درباره اتفاقاتي که زير پوست شهر در جريان است، درز پيدا کند. استدلال نيروي انتظامي که بارها اين سياست را آزموده و هر بار با افزايش تعداد قربانيان مواجه شده، اين است که چاپ هر خبري و هرگونه اطلاع رساني درباره ظهور قاتلي سريالي از سويي سبب مي شود متهم از تحت تعقيب بودن خود مطلع شود و درصدد از بين بردن رد پاها و سرنخ ها برآيد و از طرفي ديگر جو رواني جامعه متشنج شود. حال آنکه درخصوص دليل نخست بايد گفت هر متهمي که جرمي مرتکب مي شود بي شک انتظار دارد از سوي مراجع قانوني تحت پيگرد قرار بگيرد، به همين خاطر نيز از همان بدو کار سعي در امحاي آثار جرم دارد. زماني که فردي دست به قتل هاي زنجيره يي مي زند و اجساد را در انظار رها مي کند بدان معنا است که او بنا به هر دليلي که البته در اختلالات رواني اش ريشه دارد، نه تنها تلاش ندارد جنايت هايش را پنهان کند بلکه مي کوشد حضور خود را با صدايي بلند فرياد بزند. چنين فردي قطعاً مي داند با پيدا شدن اجساد قربانيان تحت تعقيب قرار مي گيرد بنابراين استدلال ذکرشده فاقد اساس منطقي است.
بر هم خوردن جو رواني جامعه نيز نمي تواند توجيهي براي کتمان چنين وقايعي باشد. در واقع نگه داشتن قربانيان احتمالي در بي خبري مطلق آنان را لحظه به لحظه به مرگ نزديک تر مي کند. اگر در پرونده اخير پليس کرج که مي دانست قاتل سوار بر يک پيکان زنان را به عنوان مسافر به خودرواش مي کشاند و سپس آنان را به قتل مي رساند، به مردم هشدار مي داد هنگام تردد در سطح شهر از سوار شدن به خودروهاي شخصي به ويژه پيکان خودداري کنند، احتمالاً قتل هاي چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم به وقوع نمي پيوست. در واقع اين دختران و زنان قرباني ناآگاهي از وضعيت خطرناک موجود شدند.
رويه نيروي انتظامي در اين نوع حوادث درست عکس سياست پليس در بسياري از کشورهاي پيشرفته است. به عنوان نمونه زماني که جرمي کلان و حساس در برخي کشورها به وقوع مي پيوندد پليس براي اطلاع رساني به شهروندان و تنگ کردن حلقه محاصره بر متهم، مشخصات احتمالي مجرم، نوع جرم و ساير اطلاعات قابل انتشار را روي تابلوهاي الکترونيکي بزرگراه ها درج مي کند و شبکه هاي تلويزيوني نيز با قطع برنامه هاي معمولي به اطلاع رساني در اين خصوص مي پردازند. دليل به کار بستن چنين تمهيداتي اين است که پليس اعتقاد دارد سکوت و پنهانکاري به طور ناخواسته حاشيه امني براي متهمان ايجاد مي کند و به آنان اين امکان را مي دهد که بدون ترس از شناسايي شدن از سوي مردم در سطح شهر در تردد باشند و طعمه هاي بيشتري را شکار کنند. از اين رو است که هنگامي که تک تيرانداز امريکايي اعلام وجود کرد تمامي رسانه ها به انعکاس جزئيات اين پرونده پرداختند، يا زماني که لندن خود را در برابر قاتل سريالي زنان خياباني ديد، پليس و رسانه ها همسو با يکديگر به اطلاع رساني چنان وسيعي پرداختند که بازتاب آن در سراسر جهان نيز منعکس و در نهايت قاتل در جنايت پنجم متوقف شد. سکوت يا اطلاع رساني در اين موارد به مثابه دوراهي پيچيده يي است که رفتن به هر سو بايد با توجه به تجارب گذشته و تحقيقات علمي صورت گيرد. حال آيا تجربه پنهانکاري تاکنون موفق بوده است.