روزنامه دنیای اقتصاد: گفته ميشود سرمايهگذاري ايرانيان در امارات متحده عربي و ساير شيخنشينهاي حاشيه جنوبي خليج فارس به فراتر از 300 میلیارد دلار رسيده است. حتي اگر به اين رقم نگرانكننده، ترديد داشته باشيم، نميتوانيم به سادگي از كنار آن بگذريم.
رييس كميسيون صنعت و معدن اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استان كرمان در نامهاي كه خطاب به نمايندگان و مديران اقتصادي اين استان نوشته پرسشهاي تامل برانگيزي را مطرح كرده است.
به گفته وي داشتن استراتژي و هدف چارهساز است ولي تا زمانيكه اين موارد صرفا در قالب كلمات و نوشتارها و بدون اقدامات عملي باشد نهتنها فايدهاي ندارد بلكه موجبات سردرگمي و بيتفاوتي را فراهم ميآورد.
در اين نامه آمده است، اگر طبق اظهارنظر مقامات دولتي براي هر نفر جهت اشتغال رقمي معادل حدود سيصدميليون ريال سرمايهگذاري نياز است در واقع با عدم سرمايهگذاري رقم مذكور در كشور و خروج آن موجبات عدم اشتغال ده ميليون نفر فراهم شده اگر اين رقم با تعداد بيكاران فعلي جامعه مقايسه شود، نشان ميدهد چنانچه اين رقم در كشور سرمايهگذاري شده بود نه تنها بيكار نداشتيم بلكه احتياج به واردات نيروي انساني نيز داشتيم.
بنابراين بايد پرسيد كه علت عدم سرمايهگذاري در ايران و خروج سرمايه به سمت كشورهاي مذكور چه بوده است؟
در ادامه اين نامه با اشاره به اينكه كشور ما نيز مبالغي سرمايهگذاري خارجي داشته، اين پرسش مطرح شده است كه ايرانيها در چه صنايعي سرمايهگذاري كردهاند و چرا بخش عمده سرمايهگذاري خارجي در ايران در زمينه نفت، گاز و انرژي بوده است؟
نايبرييس اتاق كرمان تصريح كرده است: سرمايهگذاران فعلي در كشور از كدام دلگرمي و حمايت برخوردار شدهاند كه مشوق ديگران براي سرمايهگذاري باشند، نگاه به آمار كارگران تسويه حساب شده از واحدهاي صنعتي و غيرصنعتي و تعطيلي يا رو به تعطيل بودن اينگونه واحدها آيا انگيزهاي براي سرمايهگذاري بيشتر فراهم ميكند؟ كدام كارخانه در ظرفيت اسمي كار ميكند؟ چرا در جهت رساندن توليدات واحدهاي صنعتي به ظرفيت اسمي آنها گامي برداشته نميشود؟