منصور امان
آقای لاریجانی از سفر اُستانی خود به فارس که با هدف یارگیری در جدال میان گرایشهای باند "اُصول گرا" ترتیب داده بود، با موقعیتی ضعیف تر به "اُم القرا" باز می گردد. امواج اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز، رُسوایی مدرک ساختگی آقای کُردان و خود پردازی صد میلیون تومانی نمایندگان حریص مجلس، حرکت تهاجُمی و مُداخله گرایانه وی را به دست و پا زدن برای رهایی از تله بدل ساخت.
آقای لاریجانی با حُضور در دانشگاه شیراز نشان داد که توانایی محدودی در گرفتن نتایج دُرُست از شرایط دارد. از این لحاظ، او یک گام از رقیب خود، آقای احمدی نژاد که خفت پس گرفتن قُدرت نمایی اعلام شده اش در دانشگاه تهران را قورت داد، عقب تر است. شاید رییس مجلس گمان می بُرد می تواند در گرمای پُرحرارت بیزاری دانشجویان از گُماشته ی ولی نعمت اش بر مسند ریاست جمهوری، حمام آفتاب بگیرد و به مدد "بُغض مُعاویه" برای "علی" مجلس اسلامی، "حُب" مجانی فراهم کُند.
آخرین کسی که پیش از آقای لاریجانی به چنین صرافتی اُفتاد و گریبان دریده به بیرون از دانشگاه هدایت شُد، حُجت الاسلام خاتمی بود. آقای لاریجانی دست کم با عبرت گیری از نمونه ی او می بایست به خُطوط مُوازی ای که دانشگاه بین نمایندگان رنگارنگ "نظام" ترسیم می کُند و بر اساس آن، خویشاوندی نزدیک سگ زرد با شُغال را مُورد تاکید قرار می دهد، دقت بیشتری می کرد.
این شانس را نماینده قُم از دست داد و به جای آن مجبور شُد با یک شرایط غیر مُنتظره روبرو شود که کم ضرر ترین تاثیر آن، به زبان آوردن سُخنان خودغرضانه و از فرط دستپاچگی رها شُده ای از جنس "ما از این دُکتُراهای قُلابی در کشور کم نداریم" است.
نُکته دلداری دهنده برای آقای لاریجانی و شُرکای "اُصولگرای" او این است که تنها یک بخش از باری که سفر اُستانی فارس بر گُرده رییس مجلس گُذاشت را باید هر چه زودتر چاره کُنند؛ برای بی مشروعیتی اجتماعی در هر صورت چاره ای وجود ندارد.