آیا فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران وفادار به رژیم، که در گذشته فرمانده قرارگاه ثارالله – مسئول دفاع و محافظت از رژیم در تهران - بوده است، یکباره در چنین مقطع زمانی مهمی از صحنه نظامی و از زنجیره فرماندهی ارشد سپاه ناپدید شده است؟ به نظر میرسد که ناپدید شدن وی به هیچ وجه امری اتفاقی نیست.
سردار زاهدی بار دیگر و برای سومین بار به لبنان رفته است تا در آنجا فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران را به عهده بگیرد. زاهدی لبنان و سوریه را از زمان فعالیتهای پیشینش در این دو کشور به خوبی میشناسد. از سال 1998 تا 2002 زاهدی فرمانده نیروی قدس در لبنان و سوریه بود، ولی در آن زمان وی با نام مستعار محمد رضا مهدوی و هنگامی که سمت دبیر دوم سفارت رژیم ایران در بیروت را یدک میکشید، هویت خویش را مخفی نگاه داشت.
همچنین در سالهای 1992 تا 1996، هنگامی که عنوان حجت الاسلام زاهدی نام داشت، وی نمایندگی رهبری در لبنان را به عهده داشت. آیا امروز نیز زاهدی از یک نام مستعار بهره میبرد؟ چرا هنگام به اصطلاح خدمتش در سوریه و لبنان، زاهدی از استفاده از نام واقعیش شرم دارد؟ شکی نیست که زاهدی پشت یک هویت دیگر پنهان میشود تا فعالیت حقیقی خود را در لبنان و سوریه کتمان نماید.
چرا فرمانده نیروی زمینی نامدار و از خود راضی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، میبایست پشت یک سمت بسیار متوسط در لبنان و سوریه پنهان شود؟ آیا ممکن است که دلیل این امر گنجانیده شدن نام وی به همراه تنی چند از دیگر فرماندهان ارشد سپاه، در لیست افراد تحریم شده قطعنامه 1747 شورای امنیت باشد؟
شکی نیست که از بین فرماندههان نیروی قدس، که سالهای سال است در عرصه سوریه و لبنان، و همواره با نامهای مستعار فعالیت میکنند، زاهدی ارشد ترین است. این افراد حتی از همسایه های خود نیز پنهان میشوند تا خدای ناکرده هویت حقیقیشان برملا نگردد.
همانطور که همه آگاهند، نیروی قدس یکی از ارکان سپاه میباشد که وظیفه اش انجام فعالیتهای نظامی و پنهان در خارج از مرزهای ایران است. اما آنچه مردم ایران از آن اطلاع زیادی ندارند، حجم و میزان فعالیتهای این نیرو در خارج از مرزهای ایران میباشد. بودجه اختصاص یافته به فعالیتهای نیروی قدس بودجه ای گزاف است که بدون هیچ نظارت و کنترلی و با استفاده از راههای گمراه کننده و با چشم پوشی مسئولان، از بودجه کشور و از دهان بچه های گرسنه ایران قاپیده میشود، و برای دخالت در امور نظامی کشورهای دور افتاده به کار گرفته میشود.
خود سردار زاهدی مسئولیت نظارت بر بودجه چند صد میلیون دلاری که به جیب ارگانهایی چون حزب الله لبنان برای پرداخت حقوق هزاران نفر، خرید اسلحه، انجام تمرینات نظامی و دادن رشوه به سیاستمداران و احزاب لبنانی و فلسطینی ریخته میشود را به عهده دارد.
بس منطقی است که چنین مسئولیتی بر عهده زاهدی گذارده شود، همان کسی که در ماه آوریل 2006 چنین اذعان داشته بود که والاترین هدف سپاه فرمانبری از دستورات رهبری و ایفا نمودن شئونات و ارزشهای بنیانگذار رژیم یعنی آیت الله خمینی میباشد. آیا منظور، فرمانبری بدون قید و شرط از رهبری است؟ آیا شخص رهبر یک تافته جدا بافته است که هرگز اشتباه نمیکند و فرشتگان آسمانی سخن بر زبانش میگذارند؟ آیا این فرمانبری که آقای زاهدی از آن سخن میگوید باید یک فرمانبری چشم بسته باشد که بدون در نظر گرفتن تحولات جهانی انجام میگیرد؟
واضح ومبرهن است که هنگامی که زاهدی قبلا به سمتهای گوناگونش در سپاه انتصاب یافت، هرگز از زمان فعالیتش در لبنان در خدمت رژیم و بین سالهای 1998 الی 2002، هیچ گونه یاد آوری نشد. این امر نه تنها در مورد وی، بلکه در مورد شخصی که اخیرا در سمت فرمانده نیروی زمینی جایگزین وی شد، یعنی سردار محمد جعفر اسدی که از سال 2002 تا 2005 و پس از زاهدی در لبنان فعالیت داشته، نیز صدق میکند.
پس چرا نیروی قدس به اصطلاح "خدمت" فرماندهان ارشدش را در عرصه های برون مرزی، و به ویژه در لبنان، پنهان میکند؟ آیا نیروی قدس از انتشار چنین امری بیم دارد؟ از چه میترسد؟ آیا نیروی قدس را میتوان به همان خار کوچک است که چشم شیر را آزار میدهد؟ آیا زاهدی هم میخواهد نقش امام زمان در لبنان را بازی کند؟
در این عکس، زاهدی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا زمان اخیر، با لباس سرداری دیده میشود. وی اکنون در لبنان خدمت میکند و همواره کوشش میکند که ظاهر و قیافه خود را تغییر دهد تا توسط محیط شناسائی نشود. برای مثال، وی در حالیکه کلاه بسر دارد وارد سفارت رژیم ایران در بیروت میشود.
آنرا که حساب پاک است،
از محاسبه چه باک است؟