کاوه روشنگر زاده
امروز باز هم رژیم « عقل باختگان » قیامتی دیگر برپا کرد و به « فتح الفتوحی » تازه دست یافت . آخر چیز کمی نیست ، به ثبت ملی رساندن یک نشانه واپس ماندگی و زن ستیزی !
مگر شوخی است در عصری که بشر به یاری دانش روز و ابزار مدرن توانسته پوششی برای فضانوردان تولید کند که او را از تشعشات آسیب رسان بیرون از جو در امان نگاه دارد ، آدمیزادگانی هم باشند که به کشف دیرپا و شگفت انگیزشان بچسبند و همچنان « کفن سیاه » را تنها پوشش مناسب برای زن بشمارند .
به راستی باید به ایشان حق داد که برای این دستاورد تاریخی – که صاحبنظران ریشه نخستین اش را در تاریخ هند یافته اند و ملایان به زور آن را به زهرا و زینب و ام کلثوم نسبت می دهند – سر از پا نشناسند و به شعارها بسنده نکنند و به ثبت جهانی اگر نشد به ثبت داخلی – بین خودشان و علیا مخدره هایشان و صبیه ها – برسانند و بعد هم برای هم هورا بکشند .
واقعا ملت ایران چه قدرناشناس اند که این مغزهای متفکر را پاس نمی دارند و بیخودی شب و روز به خیابان ها می ریزند تا تومار حکومتشان را ببندند .
نمی دانم خبر را می دانید یا نه ؟ امروز خبرگزاری های داخلی با آب و تاب خبر دادند که « حجاب برتر » به ثبت ملی – میراث معنوی - رسید و محمودک احمدی نژاد پای سندش انگشت زد که بگوید جماعت چه نشسته اید که ما هم اهل « فَشن » ایم و نیازهای جامعه امروز ایران را که همانا به کار بردن کفن سیاه به شیوه مدرن است نادیده نمی گیریم .
سهل است که این جناب در حضور « والده بچه ها » و « منزل » - یعنی فرست لیدی حکومت دینی – حسابی درفشانی کرد و به طراحان مد توصیه نمود که از این فرصت بی همتا بهره ببرند و برای این چهار پنج متر پارچه سیاه که به زور بر سر زن سربلند ایرانی انداخته می شود – و سالهاست به وسیله باند « عسگر اولادی » ازکشورهای برادر و دوست غیر مسلمان مانند چین و ژاپن و کره وارد می گردد – طرح های نو ارائه دهند !
واقعا چه سخنان دل انگیزی ! آدمی مسحور این پیشنهادات سازنده و زیربنایی می شود . پیدا نیست چرا با توجه به این همه استعداد محمودک ، او را سمبل بلاهت می دانند .
ما چه ملت نیک بختی هستیم که چنین رییس جمهوری داریم که پای اسنادی از این دست را امضا می کند و روز به روز بر شمار میراث « معنوی » ما می افزاید . مهم نیست که سیب زمینی مان از پاکستان وارد می شود و بِه و انار از کشور همسایه ترکیه . مهم نیست که گندم از کجا می آید و ابتدایی ترین نیازهایمان از طریق چه کشورهایی تامین می شود . مهم آنست که ما « میراث معنوی » داریم و با این میراث می توانیم توی دهان ابرقدرت ها بزنیم .
اکنون این گوی و این میدان برای طراحان اروپایی که ببینیم با چهارمتر پارچه سیاه چه طرح های نویی در می اندازند که نه تنها همه اندام زن را یکپارچه بپوشاند و از چهره آن موجود کفن پوش سیاه بر سر ، فقط دماغ اش را به نمایش بگذارد ، بلکه حتما طوری باشد که یک دست زن همیشه گرفتار نگاهداشتن آن چندمتر سیاهی گردد که یادش نرود الله دین فروشان او را از روز نخستین سیاه بخت آفریده و او به لحاظ حقوق ، نصف مرد است و باید کر و کور و دهان دوخته « بله قربان گوی » او شود تا رستگار گردد !