ساسان کردستانی
امروزه شرایط بسیار ناگواری بر فعالین سیاسی و دانشگاهی وادارات ، زندان ها و خیابان های ایران عزیز مان حاکم است. روزی نیست ده هانفراز نویسندگان ،دانشگاهیان و فعالین حقوق بشر و وکلای قضائی دستگیر و ناپدید نشوند و به سیاه چال های حکومت نظامی - ولائی آقای خامنه ای و سرداران سپرده نشوند.
حکومتی که اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های حقوق مدنی و سیاسی راامضا کرده است امروز برای تعهدات خود پشیزی ارج واحترام قائل نیست.
ازایران تحت زعامت ولی فقیه هر روز گوشه ای از بحران سیاسی-اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی،به بیرون از دیوارهای سانسور و خفقان امنیتی درز می کند و در جهان آزاد بازتاب می یابد .
بر اساس شواهد موجود حدود 60 درصد از واحدهای تولیدی و کارخانه ای بزرگ و کوچک در حال رکود شدید تاتوقف کامل قرار دارند و روزی نیست خبر بیکاری و اخراج صدها نفراز کارگران و کارکنان این واحد های تعطیل شده، گزارش نشود.
پس از 8 ماه از اجرای کودتای انتخاباتی ، ورشکستگی بانک ها به مرحله بحرانی رسیده،زیرا مبلغ نجومی 48 هزار میلیاردتومان بدهی واخواست گردیده، در شرایطی که دولت فاسد و ناکارآمد احمدی نژادعملن توان باز پرداخت این بدهی کلان به بانک ها را ندارد. طرح نقدی کردن پرداخت یارانه هااز سال آینده حتا در حد همین 15 تا 20 هزار تومان در ماه جز این که تورم 30 در صدی فعلی را به 50 تا 60 در صد برساند،معجزه ای نخواهد کرد الا حیف و میل بی حساب سرمایه ملی.
این نکته به ما می گوید دیری نخواهد کشید تا شاهد حضور گسترده یقه آبی ها(کارگران)در خیابان ها باشیم. به همین دلیل اگر دولت بر فرض این که بتواند با حکومت نظامی عریان هم تظاهرکنندگان را در کنج خانه هایشان محبوس کند ، هرگز نمی تواند ملیون ها کارگر بی کار و گرسنه را وادار به سکوت گورستانی نماید .این خاصیت فرایند گرسنگی است که ترس نمی شناسد .
اما در این شرایط فقر و ناکامی و بی کاری وسیع،دولت به جای حل مشکلات اساسی مردم با فشفشه هوا کردن و مانورهای نظامی و امنیتی خود،که همه برای ارعاب داخل و خارج است ،به ما می گوید که از حل کوچکترین مصائب تولید صنعتی وکشاورزی وتجارت و بازرگانی و غیره بسیار به دور است و گیج و بی هدف دور خود می چرخد و چپ وراست همه را تهدید به زندان و داغ و درفش می کند تا بلکه فردا یک معجزه ای مانند زلزله 8 ریشتری از چاه های جمکران،به دادش برسد !
درفضای اجتماعی هم وضع به مراتب بدتر است:
جمهوری اسلامی در طی 31 سال حکومت نکبت بار خود به طرز غریبی علاقه خود را به ایجاد و تقویت نفرت عمومی ایرانیان و آبیاری روزمره درخت انزجار در اشکال گوناگون نمایش داده است .
بر دار کردن دو جوان برومند و مبارز ایرانی،
آرش رحمانی پور و محمد رضا علی زمانی در هفته پیش،ایرانیان و به ویژه والدین و خانواده اسیران و زندانیان سیاسی را در شوک و تکانی جان فرسا فرو برد و آه از نهاد همگان بدر آمد.
از آن پس هر شب چند هزار نفر ازاین پدران و مادران در برابر زندان و شکنجه گاه اوین در هوای سرد و بارانی ، بی قرار به این ظلم کده خامنه ای چشم می دوزند تا بلکه نشانی از زنده بودن فرزند وکسان خود به دست آورند.طنز اینست
که این پدران و مادران دردمند امروز، در حقیقت همان جوانان سال 57 هستند که در خیابان های ایران ، آزادی را فریاد می کردند و در خواب هم نمی دیدند که زمانی فرزندان دلبندشان در همان زندانی به اسارت درآید و به تخت شکنجه و چوبه های داری سپرده شوند که خود در 31 سال پیش ، پیروزمندانه آن را فتح کرده و درهای آن را برای بازدید عمومی گشوده بودند.
اینک در آستانه روزهای سرنوشت سازی قرار داریم و همه ملت ایران به روز بزرگ 22 بهمن چشم دوخته تا دستان در هم گره کرده ملیون ها همدرد و هم رنج ایرانی این کاخ ظلم نظامیان کودتاچی و ولایت حامی فساد و تباهی خود شیفته را در هم نوردند و بنیادایرانی مرفه و آزادو آباد را ازخشت جان های رنج دیده خود از نو بسازند.