- مرگ دیکتاتور مسخرهای که هرگز نفهمید پشت و روی زندگی کدام است
- نامه سرگشاده به عبدالله مهتدی و دیگر گروههای سیاسی کُرد - دانشگاه؛ تصور میکرد میتواند صدای اعتراضات را در حمامی از خون خفه کند - خامنهای درمانده چه تسلیم بشود و چه نشود، مثل صدام و قذافی باید برود - تیر خلاص بهمثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ - فداکاری مردم ایران و اراده اسرائیل ما را به این لحظه تاریخی رسانده است - انقلاب شیروخورشید؛ هر چه به ما تیر زدن، تبر زدن...، زخم نشد، جوانه شد - نخست وزیر سابق فرانسه: همه باید تلاش کنند تا رژیم خامنهای به درک واصل شود - داماد پرزیدنت ترامپ شخصا پیگیر پروندهٔ تغییر رژیم در ایران شد - چرا جامعه ایران به حمله آمریکا دل بسته است؟ جامعهای که همه راهها را آزموده
- خبرگزاری سپاه: ۷ فرمانده نظامی کشته شدند؛ سنتکام: سر مار قطع شد+فیلم
- پیام تازه ترامپ به نیروهای حکومتی؛ اسرائیل: رژیم ایران به سیم آخر زده است - حملات گسترده در غرب تهران؛ ضربه ارتش اسرائیل به قلب وزارت اطلاعات - فیلم؛ حمله نظامی اسراییل و آمریکا تا سقوط رژیم ضد ایرانی ادامه مییابد - رئیس ستاد ارتش آمریکا: هدف ما ایجاد هرج و مرج در درون حکومت ایران است - مرگ دیکتاتور مسخرهای که هرگز نفهمید پشت و روی زندگی کدام است - بیانیه فعالان حقوق بشر: وضعیت بحرانی و اضطراری در زندان اوین - جمهوریاسلامی در آستانه سقوط؛ ضربه نهایی به ته مانده حزبالله در لبنان - رئیس جمهور آمریکا: به مردم ایران کمک می کنیم تا کشورشان را پس بگیرند - نشریه آلمانی: همه با هم برای موفقیت آمریکا و اسرائیل در ایران دعا کنیم
- بیانیه فعالان حقوق بشر: وضعیت بحرانی و اضطراری در زندان اوین
- چند تن از معترضانی که به اعدام محکوم شده اند زیر ۱۸ سال سن دارند - روایتهای دردناک؛ مأموران برای بردن پیکر زخمی به داخل خانه هجوم آوردند - این هموطن فداکار برای جلوگیری از آسیبدیدن نوجوانان به خیابان رفته بود - کانون ایرانشناسی دانشگاه: ایران هرگز به پیش از ۱۹ دیماه بازنخواهد گشت
- رئیس جمهور آمریکا: به مردم ایران کمک می کنیم تا کشورشان را پس بگیرند
- رئیس ستاد ارتش آمریکا: هدف ما ایجاد هرج و مرج در درون حکومت ایران است - نشریه آلمانی: همه با هم برای موفقیت آمریکا و اسرائیل در ایران دعا کنیم - مرگ دیکتاتور مسخرهای که هرگز نفهمید پشت و روی زندگی کدام است - جمهوریاسلامی در آستانه سقوط؛ ضربه نهایی به ته مانده حزبالله در لبنان
- رسوایی اپستین دامن خانواده سلطنتی انگلیس را رها نمیکند؛ بازداشت اندرو
- مرگ ناگهانی تهیهکننده سریال "تهران"؛ جسدش در اتاق هتلی در یونان کشف شد - ترانه شروین؛ تقدیم به جانباختگان و قلبهای داغدار بازماندگان دیماه خونین - ویدئوکلیپ دیدنی؛ شیر غران ایران به دنبال شکار موشعلی تا سپیده دم آزادی - طرفداران ترامپ با تولید این ویدئوکلیپ خواهان حمله به بیت خامنهای شدند
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد
- برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده - کاریکاتور فعال ضد اسرائیلی: گنبد آهنین عربی برای حمایت از اسرائیل ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
آدينه، 26 آبان ماه 1391 برابر با 2012 Friday 16 Novemberداستان تلخ زندگی من و دیگر دراویش ایرانسایت پناهندگان ایرانی: داستان تلخ زندگی من و دیگر دراویش ایران در جمهوری اسلامی حجت شهاب هستم اهل کوار شهری در سی کیلومتری شیراز که حدودا نیمی از جمعیت این شهر را دراویش گنابادی تشکیل میدهند متاسفانه در حمله وحشیانه نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها در تاریخ 11شهریور1390 به منازل و مغازه های دراویش در شهر کوار من و خانواده ام هم در امان نبودیم و بعداز به آتش کشیده شدن مغازه همسرم که یک آرایشگاه زنانه بود به خانه ما نیز حمله ور شدند. من هم مثل سایردراویش که به خانه هایشان حمله شده بود به دفاع ازخود پرداختم، ولی چنان با چوب و چماق به جان ما افتادندکه همچون جسدی نیمه جان به روی زمین افتادیم و ما را کشان کشان به داخل ماشین های ضد شورش انداختند و بردند. این نیروهای به اصطلاح امنیتی حتی به همسر من که آن زمان باردار هم بود رحم نکردند و در هنگام ورود وحشیانه به منزلمان چنان او را مورد ضرب و شتم قرار دادند که متاسفانه بعد از خونریزی فراوان دچارسقط جنین شد. نمی دانم که آیا اسم زندان پلاک صد به گوشتان خورده یا نه؟ این زندان مربوط به وزارت اطلاعات است و یکی از مخوفترین زندانهای رژیم ایران در شیراز می باشد. بعد از سپری کردن حدود سه ماه در آن زندان، و تحت بد ترین شکنجه های روحی و جسمی که قرار گرفته بودم، توانستم با وثیقه ای که پدرم گذاشته بود دو روز مرخصی درمان پزشکی یا همان استعلاجی بگیرم. چونکه بدلیل فشار های دائمی شکنجه گران و مامورین زندان، و فحش ها و تهمت های ناروایشان دچار یک سری نا هنجاریهای روحی روانی شده بودم. بعد از خروج از زندان بدلیل اینکه هیچگونه تضمین جانی در صورت برگشت به زندان نداشتم و از طرفی دیگر شرایط سخت و غیر انسانی آنجا همچون بازجویی های مکرر، سوالات تکراری، شکنجه های روحی روانی، وضعیت بد بهداشتی، و از همه بدتر اینکه سلولهای انفرادی برایم قابل تحمل بود، تصمیم گرفتم که از این فرصت بدست آمده استفاده کنم و به همراه خانواده ام از ایران بگریزم. و اما با مشکلات فراوان موفق شدم که به همراه همسر و فرزند خردسالم به کشور سوئد پناهنده شویم. وضعیت تلخ زندگ دراویش ایرانی در حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی از بعد از درگیریهای سال 1384 در قم که منجر به تخریب حسینیه دراویش توسط ماموران امنیتی ایران شد فشار بر روی دراویش بیشتر شده است و دیگر اجازه فعالیتشان را بصورت آزادانه نمی دهند، و حتی برگزاری مجالس هفتگی را باید تحت نظر مامورین رژیم ایران باشد، و آن هم با نصب دوربین در حسینه ها. و متاسفانه از درگیری های شهریورسال1390که بین دراویش کوار و نیروهای امنیتی ولباس شخصی ان هم به تحریک دو نفر از آخوندهای تندروبه نام شهبازی و لوائی و کافرنامیدن دراویش آن هم با پخش سی دی و بروشور در سطح شهر و اظهار همدردی تمام دراویش ایران با دراویش کوار روز به روزفشارها رژیم زیادتر، و برخوردها شدیدترمی گرد. حتی تعداد بیشتری از دراویش دستگیر می شوند. اکنون با گذشت بیش از یک سال از این واقعه تلخ هنوز عده بسیاری ازدراویش کوار و دیگر دراویش در شهر های دیگر که به کمک برادران خود آمده بودند و حتی وکلای آنها بدون حتی تفهیم اتهام یا برگزاری دادگاه و تنها به جرم درویش بودن و مخالفت با خواست های تحمیلی نظام فاشیستی ولایت فقیه در زندان بسر می برند. دراویش معتقد به جدائی دین از حکومت هستند. و همین باور باعث میش ود که خشم مسئولین حکومتی را بر انگیزاند ودراویش را به عوان یکی از دشمنان دینی خود در داخل کشور بدانند. اعتقادی که حتی بزرگان دینی شیعی همچون آیت اله بروجردی بخاطر آن در زندان بسر می برد. از دیگر اعتقادات ما ممنوع بودن استعمال مواد مخدر است چیزی که رژیم بر خلاف ادعاهای واهی خود علاقه فراوان به پخش اینگونه مواد بین جوانان میهنمان را دارد. از دیگر اعتقادات ما حق برابری زن و مرد و احترام به حقوق کلیه اقلیتهای مذهبی است که رژیم ایران خلاف هر دوی آنها را انجام می دهد. لذا با توجه به اینگونه اعتقادات بسیار روشن است که چرا رژیم ایران هر روز برخورد خود را با دراویش گنابادی شدیدتر وغیر انسانی تر می کند و هر روز به تعداد دراویش در زندانهای مخوف این رژیم غیر انسانی و ناقض حقوق بشر افزوده می شود. ایران بعنوان یکی از بزرگترین کشورهای ناقض حقوق بشر در دنیا مطرح و شناخته شده است. حکومتی که رهبرش جهت ازدیاد جمعیت دستور به حذف بیش از هفتاد رشته دانشگاهی برای زنان می دهد و می گوید زنان بایستی در خانه بنشینند و تولید مثل کنند تا ظاهرا اسلام به خطر نیفتد! و دولتش در ادامه کلیه بودجه های کنترل جمعیت را حذف می کند و یا اینکه بخاطر خوردن مشروبات الکلی حکم اعدام می دهند! و یا بدلیل سرودن شعری توسط هنرمندی جوان فتوای حکم ارتداد صادر میکنند، و برای کسی که اجرای حکم وحشیانه را انجام دهد، جایزه می گذارند! در ایران اقلیتهای مذهبی را هر روز به جرم های واهی روانه زندان می شوند . امیدوار که شاهد زمانی باشیم که در کشور ایران همه اقلیت های مذهبی و غیر مذهبی و با هر گرایش سیاسی دیگر در کنار همدیگر آزادانه وبا احترام به حقوق همدیگر زندگی کنند، وتمام فکر و تلاششان بمنظور سازندگی و داشتن یک زندگی و دنیای بهتر برای خود و آیندگانمان باشد. |