آدرس پست الکترونيک [email protected]

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد









یکشنبه، 10 مرداد ماه 1395 = 31-07 2016

گزارشی از بازداشت اخیر - حشمت اله طبرزدی

تقدیم به یاران اگاه و مقاوم
روز 28 اردیبهشت، ساعت 9.30 از خانه به قصد دیدار با دکتر ملکی خارج شدم. ایشان در تماس تلفنی از من درخواست کرده بود که به دیدنش بروم و وصیت هایی دارد.می دانستم که تلفن کنترل است ،اما دوست نداشتم درخواست این پیر مرد را زمین بگذارم.البته با خودم گوشی یا حتا کارت شناسایی نبردم تا در صورت بازداشت، برادر ها را خوشحال نکرده باشم!؟

به میدان سعادت اباد رسیدم که محاصره ام کردند.برای این که مجبور شوند از زور استفاده کنند،از رفتن به درون اتومبیل انها امتناع کرده و فریاد زدم: مردم من طبرزدی هستم. اینها دزد گرفته اند!؟ زدند و درون اتومبیل انداختند و بردند.در انجا نیز دست به مقاومت زده و ضمن اعتصاب غذا،نه در بازجویی و نه در بازپرسی،یک کلمه ننوشتم.برای این که به این اقدامات غیر قانونی و بازداشت خودسرانه،قوه ی قضاییه ی غیر مستقل،دادگاه انقلاب غیر قانونی و شرایط غیر انسانی بازداشتگاه و...اعتراض دارم.به غیر قانونی بودن عنوان اتهام ،اعتراض دارم. در این مدت 60 شبانه روز، البته به من بسیار سخت گذشت.9 شبانه روز اول که در اعتصاب غذا بودم و به ویژه که از نحوه ی بازداشت عصبانی بوده و این تکرار بازداشت و سلول و چشم بند و...طی 20 سال گذشته به من فشار می اورد. حدود 45 روز ان را با یک داعشی در سلول زندگی گذراندم.در حالی که روز اول درخواست کردم که تنها باشم. بقیه ی 60 شبانه روز را با معتاد و قاچاقچی و البته افرادی که متهم به جعل و رشوه بودند گذراندم و نه تنها باید انها را تحمل می کردم که ناگزیر بودم غم شبانه روزی انها را بخورم و سنگ صبور انها نیز باشم و بار انها را نیز تحمل کنم.
در جدالی که روز دوم با بازپرس امنیتی شعبه دوم مقدسی به نام ثارالهی-معمم- داشتم، به او گفتم که همه ی کار هایتان غیر قانونی و سلب حقوق شهروندی است. به او اعتراض داشتم که ما انقلاب نکردیم که دوباره بساط سرکوب حاکم شود و حتا قانون اساسی موجود، ازادی بیان،میتینگ،تشکل،انتخابات و ازادی عقیده را پذیرفته و شما با این اقدامات پا روی قانون و وجدان و اخلاق گذاشته اید.اما کو گوش شنوا!؟
او نیز پرونده ای را که اطلاعات برایم ساخته بود می خواند.
موارد اتهامی ام بسیار زیاد بود. اب خورده بودم، از سوی اطلاعات برایم پرونده شده بود. از جمله این که:
با حضور نیروهای نظامی ایران در سوریه و منطقه مخالفت کردم.
متهم به براندازی نظام شده بودم.زیرا در بیانیه ای مردم را برای بر افکندن استبداد دینی حاکم دعوت کردم!؟
به دلیل محکوم نمودن حمله به کمپ لیبرتی، به تبلیغ علیه نظام متهم شده بودم!؟
به دلیل تاسیس همبستگی و عضویت در لگام، به تبانی محکوم شده بودم!
به دلیل اظهار نظر در مورد برجام و اعلام این که سپاه و خامنه ای اجازه ی موفقیت برجام را نمی دهند، متهم به تبلیغ علیه نظام شده بودم!
خلاصه این که هر اظهار نظری طی 10 ماه ازادی از زندان،به یک اتهام جدید علیه من تبدیل شده بود.
در صحبت با بازجو نیز ،به من گفته شد که زندان یا سکوت!این نتیجه ی حرف انها بود. به من می گفتند، نمی خواهیم اجازه دهیم دوباره 88 تکرار شود. پیشگیری می کنیم. به من گفتند که تو قدرت رهبری و جریان سازی داری.اجازه نخواهیم داد ،دوباره تشکیلات بزنی و افراد را جمع کنی. تاکید داشتند؛از دیدگاه ما فرقی ندارد رییس جمهور احمدی نژاد باشد یا روحانی.ما فقط رهبر را می شناسیم و نظام را محافظت می کنیم. تاکید داشتند،برای ما به ویژه در شرایط کنونی که خطر داعش هست، فقط حفظ نظام اهمیت دارد.تو مخیری که در زندان بمانی یا در بیرون باشی اما هیچ فعالیتی نداشته باشی.حتا تاکید داشتند ؛ما نمی گوییم کار تو غیر قانونی است،بلکه ما نمی خواهیم به تو اجازه دهیم مخالفین را متشکل کنی.
جالب این است که خیلی صریح و البته محترمانه ،حرف میزدن.تاکید داشتند که برای تو اشد مجازات را درخواست کرده ایم و مخیری که در زندان بمانی یا بیرون باشی و سکوت کنی.در مورد همبستگی بسیار حساسیت نشان می دادند بازداشت کورش زعیم و بازجویی 8 ساعته ی عیسا خان حاتمی و اخذ تعهد برای عدم فعال کردن همبستگی و وادر کردن من به سکوت در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری 96،گویای همه چیز است.انها به حاتمی در بازجویی گفته بودند که شرکت همبستگی در انتخابات مجلس،موجب گردید تا رهبر حرف خود را پس بگیرد و به زعم انها این جرم سنگینی است!؟از دیدگاه انها طرح ،حق انتخاب ازاد، از سوی همبستگی، یک گناه نابخشودنی است!
دادگاه 26 انقلاب نیز مامور رسیدگی به پرونده ام با دو اتهام تبانی و تبلیغ شد که جمعا 6 سال حبس برایم مقدر کرده اند.البته می دانم که پس از 6 سال و به محض ازادی، 6 سال بعدی را تعیین خواهند کرد.اگر چه موقتا با وثیقه ی 200 میلیونی ازادم اما متن کیفر خواست گویای همه چیز است. در واقع پرونده ام از زمان زندانی بودن در رجایی شهر در سال 94 و با تاسیس کمپین حقوق بشر یا ،،تلاش،، شروع می شود و تاسیس همبستگی، ایجاد کمپین ،،حق انتخاب ازاد،، و ،،کمپین معیشت،، را در بر می گیرد و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه ها و انتشار پیام ها را در بر می گیرد.
نتیجه ی سخن این که:نه از زندان ترسی دارم و نه از مردن و نه قصد خروج از کشور را دارم. اگر چه حمایت جدی از سوی هیچ گروه یا جریانی طی 23 سال گذشته ندیده ام اما همواره صادقانه حرف خودم را با مردم زده ام.همین که پایداری و صداقت مبارزاتی خودم و خانواده ام برای دوست و دشمن اثبات شده و بازجو ها و زندانبان ها همواره به ان اعتراف می کنند، برایم کافی است.بیش از دو دهه است که خودم و خانواده ام،در عمل انچه باید ببینند،دیده ایم و حرفی که میزنم شعار نیست. اما اینک ترجیح می دهم بیرون از زندان بمانم. البته اگر اقدامی تحریک امیز از سوی دستگاه صورت بگیرد،تاکتیک خود را تغییر میدهم.اما فعلا تا تشکیل دادگاه بنا را بر سکوت می گذارم و به این تاکتیک وفادار هستم.به ویژه که مردم از من خواسته اند که بیرون از زندان باشم، بهتر است تا بقیه ی عمر را در زندان بمانم.البته رژیم نیز به خوبی می داند که زندانی کردن من،برایش هزینه ی کمی ندارد.بنابراین است که چنین توازنی از سوی دو طرف برقرار شده است. اگر وعده ی ازادی من در روز نهم اعتصاب غذا را نداده بودند،هر گز اعتصابم را نمی شکستم و هر زمان دیگری که به زندان برگردانند،همان اش است و همان کاسه و انها بهتر از هر کس با روحیات من اشنا هستند.
من از این دوره به ایستادگی -مقاومت- تعبیر کرده ام.واقعیت این است که طی بیش از دو دهه است که با همه ی توان برای دموکراسی سکولار،ازادی و عدالت،مبارزه کرده ایم و این راه از سوی گروههای گوناگون اجتماعی با قوت ادامه دارد و نهادینه شده است.اما اینک رژیم نشان داده است که بسیار کم تحمل تر شده است.ما ترجیح می دهیم به همین مبارزه ی صلح جویانه که مورد تایید اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است ادامه دهیم و می دهیم، اما این کم تحملی بیش از حد رژیم در برابر دموکراسی خواهان صلح طلب، ممکن است موجب شود گروههایی که توان مبارزات به روش های دیگر را دارند، تحریک به فعالیت شوند.مسئولیت ان بر گردن سرکوبگرانی است که با مبارزات مدنی بی رحمانه برخورد کرده و می کنند.
من بسیار مایلم،همه ی نیروهایی که شیفته ی ازادی،دموکراسی سکولار،عدالت و رفاه و امنیت هستند با هم باشند.مایلم و ارزومندم بار دیگر ان حس ازادیخواهی و عدالت طلبی که روزی در سال 56 در بین مردم ما غلیان کرد،بار دیگر به حرکت در اید و همه ی ازادیخواهان متحد و یک صدا شوند.باید همدل بود و امیدوار.همه ی ما رویایی داریم،رویای ازادی.پس با هم باشیم. می دانم هزاران انسان از ان زمان تا کنون مبارزه کرده و هر یک به گونه ای قربانی شده اند. می دانم راهی جز اتحاد همه ی ازادیخواهان وجود ندارد.
اگر چه اینک غل و زنجیر های زیادی بر دست و پایم زده اند تا نتوانم حرکت کنم اما همواره عاشق ازادی و در خدمت ازادیخواهان هستم.




Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید:
  






© copyright 2004 - 2017 IranPressNews.com All Rights Reserved
Cookies on IranPressNews website
We use cookies to ensure that we give you the best experience on our website. This includes cookies from Google and third party social media websites if you visit a page which contains embedded content from social media. Such third party cookies may track your use of our website. We and our partners also use cookies to ensure we show you advertising that is relevant to you. If you continue without changing your settings, we'll assume that you are happy to receive all cookies on our website. However, you can change your cookie settings at any time.