- تیر خلاص بهمثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ
- فداکاری مردم ایران و اراده اسرائیل ما را به این لحظه تاریخی رسانده است - انقلاب شیروخورشید؛ هر چه به ما تیر زدن، تبر زدن...، زخم نشد، جوانه شد - نخست وزیر سابق فرانسه: همه باید تلاش کنند تا رژیم خامنهای به درک واصل شود - داماد پرزیدنت ترامپ شخصا پیگیر پروندهٔ تغییر رژیم در ایران شد - چرا جامعه ایران به حمله آمریکا دل بسته است؟ جامعهای که همه راهها را آزموده - چگونه مخالفان شاهزاده رضا پهلوی بنبست سیاسی را آگاهانه ساختند - رویترز: ترس معترضان ایرانی فرو ریخته و با خشم تمام منتظر حمله آمریکا هستند - سیانان: مردم ایران یا باید در خیابان کشته شوند یا در خانه از گرسنگی بمیرند - این رقص مردم ایران، نمایش فانتزی نیست، بلکه جوشش خون سیاوش است
- فیلم؛ چه کسی میخواست امروز ترامپ را ترور کند؟ واکنش او چه خواهد بود؟
- ویتکاف تائید کرد که خامنهای باید تسلیم شود؛ فیلم: تائید دیدار مهم با شاهزاده - از جنگ ۱۲ روزه تا بحث بر سر براندازی؛ هدف چیست؟ هشدار مامور سابق سیا - یک نشریه آمریکایی هدف از حمله مرگبار به رهبر جمهوری اسلامی را اعلام کرد - چرا فرودگاه صوفیه به روی پروازهای غیرنظامی بسته شد؟ بازی عربستان+فیلم - فیلم؛ گزارش رسانه خارجی از حمله وحوش خامنهای به دانشجویان مبارز - روزنامه آمریکایی: ترامپ گفته اگر خامنهای تسلیم نشود، میریم تا سرنگونی
- چند تن از معترضانی که به اعدام محکوم شده اند زیر ۱۸ سال سن دارند
- روایتهای دردناک؛ مأموران برای بردن پیکر زخمی به داخل خانه هجوم آوردند - این هموطن فداکار برای جلوگیری از آسیبدیدن نوجوانان به خیابان رفته بود - کانون ایرانشناسی دانشگاه: ایران هرگز به پیش از ۱۹ دیماه بازنخواهد گشت - چرا خانواده دکتر دزفولیان پیکر بیجان او را یک شب در خانه نگه داشتند؟
- فیلم؛ چه کسی میخواست امروز ترامپ را ترور کند؟ واکنش او چه خواهد بود؟
- از جنگ ۱۲ روزه تا بحث بر سر براندازی؛ هدف چیست؟ هشدار مامور سابق سیا - ویتکاف تائید کرد که خامنهای باید تسلیم شود؛ فیلم: تائید دیدار مهم با شاهزاده - یک نشریه آمریکایی هدف از حمله مرگبار به رهبر جمهوری اسلامی را اعلام کرد - تیر خلاص بهمثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ
- رسوایی اپستین دامن خانواده سلطنتی انگلیس را رها نمیکند؛ بازداشت اندرو
- مرگ ناگهانی تهیهکننده سریال "تهران"؛ جسدش در اتاق هتلی در یونان کشف شد - ترانه شروین؛ تقدیم به جانباختگان و قلبهای داغدار بازماندگان دیماه خونین - ویدئوکلیپ دیدنی؛ شیر غران ایران به دنبال شکار موشعلی تا سپیده دم آزادی - طرفداران ترامپ با تولید این ویدئوکلیپ خواهان حمله به بیت خامنهای شدند
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد
- برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده - کاریکاتور فعال ضد اسرائیلی: گنبد آهنین عربی برای حمایت از اسرائیل ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
یکشنبه، 8 اسفند ماه 1395 = 26-02 2017آقای فرهادی! مرگ خوب است فقط برای وطن؟شکوه ميرزادگی در میان کارگردانان چهار کشور دانمارک، سوئد، آلمان، و استرالیا (که برای دولت ها و مردمان شان، و به ويژه برای هنرمندان و روشنفکران شان، «درک و حمایت از آزادی بیان و شأن انسان» کاملاٌ قابل فهم است، و قوانین اساسی شان بر مبنای همین ارزش ها ساخته شده)، حضور آقای فرهادی باید توجيه روشنی داشته باشد. یعنی ایشان بايد روشن کند که يا به نمايندگی از کشوری سخن می گوید که همه ی حقوق بشری در آن رعایت می شود، و یا از جايگاه شهروندی کشوری که به نقض حقوق بشر مشهور است. پنج کارگردان نامزد اسکار فیلم خارجی اعلام کرده اند که «جایزه ی اسکار امسال را، صرف نظر از این که چه کسی برنده خواهد شد، به تمام مردم، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالانی تقدیم میکنند که برای ترویج اتحاد و درک متقابل و همچنین برای حمایت از آزادی بیان و شأن انسانی تلاش میکنند؛ ارزشهایی که این روزها محافظت از آنها از هر زمان دیگری حائز اهمیتتر است». آقای اصغر فرهادی، فیلمساز ایرانی، یکی از این پنج کارگردان است. اين بیانیه بسیار زیبا و انسان دوستانه نوشته شده است. اما برای من قابل درک نیست که چرا آقای فرهادی (که به نظر می آید به تقاضای ایشان این نامه تهیه شده) از بقیه نخواسته اند تا همانطور که اشاره ی مستقیمی به سیاستمداران آمریکایی دارند ذکری هم از سیاستمداران ایرانی داشته باشند؟ براستی که در میان کارگردانان چهار کشور دانمارک، سوئد، آلمان، و استرالیا که برای دولت ها و مردمان شان، و به ويژه برای هنرمندان و روشنفکران شان، «درک و حمایت از آزادی بیان و شأن انسان» کاملاٌ قابل فهم است، و قوانین اساسی شان بر مبنای همین ارزش ها ساخته شده اند، حضور آقای فرهادی باید توجيه روشنی داشته باشد. یعنی ایشان بايد روشن کند که يا به نمايندگی از کشوری سخن می گوید که همه ی حقوق بشری در آن رعایت می شود، و یا از جايگاه شهروندی کشوری که به نقض حقوق بشر مشهور است. اگر اولی نیست چگونه است که در بیانیه ی اين هنرمندان هیچ سخنی از کشور ایران به ميان آورده نمی شود؛ کشوری که علاوه بر داشتن حکومتی آزادی کش و مردم ستیز، قوانین قضایی و مدنی اش نيز برگرفته از قوانین قرون وسطایی و ضد هر نوع درک و حمایت از آزادی بیان و شأن انسانی ست؟ چگونه است که این خانم ها و آقایان اعلام می کنند که «به نمایندگی از تمامی نامزدها، به صورت متفقالقول و قاطع، فضای متعصبانه و ناسیونالیسم موجود میان بخشی از جمعیت و متاسفانه سیاستمداران در آمریکا و بسیاری از دیگر کشورها» را تقبیح می کنند اما به تعصبات «امت پروری» در کشوری چون ایران اشاره ای ندارند؛ ، تعصباتی که به مراتب هراس انگیزتر از تعصبات ناسیونالیسی در آمریکا یا دیگر کشورها ست؛ تعصباتی که نزدیک به چهل سال است جهان را گرفتار شدیدترین خشونت ها کرده است. آیا تفکیک افراد براساس جنیسیت، رنگ، مذهب، در کجای دنیا بیش از کشورهایی چون ایران وجود داشته است من، به عنوان یک ژورنالیست ایرانی ـ آمریکایی، شخصاً از منتقدان سیاست های آقای ترامپ بوده ام، اما از آنجا که قوانین موجود در آمریکا را یکی از انسانی ترین قوانین امروز جهان می دانم که بیشترین رویکرد را به مفاد اعلامیه ی حقوق بشر دارد، به هیچوجه نگرانی ام در مورد وضعیت آمریکا قابل مقایسه با نگرانی ام در ارتباط با وضعیت سرزمین رنج دیده ی ایران نیست. نمی خواهم آقای فرهادی را متهم به حمایت از روش های ضد آمریکایی جمهوری اسلامی کنم. انتظاری هم نیست که یک هنرمند حتماً مخالفت خود را نسبت به حکومتی دیکتاتوری که همواره زندان و شکنجه را به همراه دارد اعلام کند، اما این پرسش برایم وجود دارد که چطور آقای فرهادی طی این همه رفت و آمد به خارج هیچ اعتراض، هر اندازه کوچک، و حتی هیچ سخنی در ارتباط با تبعيض و سانسور و شکستن ارزش های انسانی در محدوده ی هنرمندان و فیلمسازان کشوری که تابعیت آن را دارد نکرده است؟ چگونه است که تا کنون از تربیون هایی جهانی که در اختیار دارد نگفته است که زنان هنرپیشه ی ايرانی، حتی هنگام ظاهر شدن در نقش دختر و خواهر و مادر و همسر، ناچارند «حجاب سیاسی جمهوری اسلامی» ( و نه حجاب اسلامی) را داشته باشند؟ چرا اگر ایشان به تعهد یک هنرمند باور دارد حتی یکبار هم نپرسيده است که چرا هنرمندان آواز خوان زن ایرانی چهل سال است اجازه ی خواندن ندارند و بیشترشان چون پرندگان در قفس در کنج خانه هاشان نشسته اند؟ چرا درباره ی سانسور مذهبی، جنسیتی، فرهنگی در فیلم ها و کتاب های ادبی (و نه سیاسی) سخنی نگفته اند؟ کاش ایشان هم، چون کیا رستمی، هنرمند بزرگ جهانی ایران، در مقابل همه چیز ساکت می شد و تعهدات هنرمندانه اش را در آثارش نشان می داد. اما ایشان (که يکباره خود را وسط معرکه ی سیاست انداخته و نخست اعلام می کند که «به دلیل سیاست های مهاجرتی ترامپ در مراسم اسکار شرکت نمی کند»، و حالا سخن از «تعصبات ناسیونالیستی در کشور آمریکا» می گوید و خیال اش هم راحت است که صفحات روزنامه های دولتی ایرانی - که در بيان هر کلمه ی سياسی سانسور می شوند - گفته ها و عکس های ایشان را منتشر می کنند) آيا بهتر نبود که کلامی هم درباره ی وضعیت تاثرانگیز هنرمندان و نویسندگان و هموطنان رنج دیده ی زادگاهش می گفت؟ آقای فرهادی! آیا این شما نیستی که بیشتر از هنرمندان اروپایی و آمریکایی موظفی «دوربین ات را به سمت ويژگی های مشترک انسانی» بچرخانی؟ و بیشتر از آن ها از شکستن حرمت انسان و هنر در کشورت بگویی؟ یا فکر می کنی که مرگ خوب است برای هموطن؟ در آمریکا، به اندازه ی کافی هم هنرمندان متعهد و ژورنالیسم آزاد وجود دارد و هم مردمانی که برای خواست های حقوق بشری خود اجازه ی اعتراض دارند. شما بهتر است به فکر مردمانی باشید که صدایی برای گفتن و قلمی برای نوشتن و فریادی برای اعتراض ندارند. به اشتراک بگذارید:
|