آدرس پست الکترونيک [email protected]

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد









دوشنبه، 16 بهمن ماه 1396 = 05-02 2018

قاچاق و فروش نوجوانان ایرانی در ترکیه؛ گزارش

روزنامه شهروند در تهران: ماجرای قاچاق دو نوجوان ایرانی در ترکیه

یکی از این نوجوانان که توانست نجات پیدا کند، می گوید: خیلی‌وقت بود که دوست داشتم کارکنم. پدر من مجروح جنگی است و به دلیل مشکلات جسمی نمی‌تواند کار ‌کند. از وقتی یادم می‌آید، مادرم با زحمت و سختی خرج زندگی را می‌داد. البته برادرهایم هم کار می‌کنند اما درآمد زیادی ندارند. من همیشه دوست داشتم که مادرم کار نکند. به خاطر همین دنبال راهی بودم که به خانواده‌ام کمک کنم. تا این‌که چندماه پیش یعنی تابستان امسال با احمد آشنا شدم....احمد همه شرایط سفر به ترکیه را برای من و محمد چند بار توضیح داد. او گفت؛ فقط چند روز اول در شهرهای مرزی شرایط سختی در انتظارمان است، اما بعد از آن همه چیز خوب می‌شود و ما به راحتی در استانبول مشغول کار پردرآمدی می‌شویم.

چطور شد که متوجه نقشه او شدید؟

بعد از چند روز که ما در آن خانه بودیم، احمد رفتارش با ما تغییر کرد. من و محمد را کتک می‌زد. یک‌بار که داشت تلفنی صحبت می‌کرد از لابه‌لای حرف‌هایش متوجه شدیم که من و محمد را به قیمت ٤٠٠‌هزار لیره فروخته است.

شما را اذیت یا شکنجه هم می‌کرد؟

کتک‌زدن ما کار هر روزش بود. با مشت و لگد به جان ما می‌افتاد و وقتی هم خسته می‌شد یک تکه نان یا غذایی جلوی ما می‌انداخت. کم‌کم همه افرادی که در آن خانه بودند، رفتند اما من و محمد هنوز آن‌جا بودیم.

وقتی پلیس شما را گرفت، چرا به آنها نگفتید که ربوده شده‌اید؟

کسی به حرف ما توجه نمی‌کرد. ‌هزاربار من و محمد به آنها گفتیم، اما انگارنه‌انگار. ما زبان ترکی بلد نبودیم، پلیس هم به همه ما به چشم مهاجر غیرقانونی نگاه می‌کرد. حتی من چندبار به یک پلیس زن در آن پاسگاه التماس کردم که ما را نجات دهد، اما فایده‌ای نداشت.

خب، چطور شد که آزاد شدید؟

وقتی به آنکارا رسیدیم، چند روز در خانه ای آنجا بودیم. مردی در آنجا برای ما تعریف کرد که احمد هرسال چند بچه را از ایران می‌دزد و به یک نفر در استانبول می‌فروشد. آن‌جا بود که فهمیدیم همه حرف‌های او دروغ بوده. درواقع او برای ما نقشه کشیده بود. به همین دلیل هیچ پولی از من و محمد برای رفتن به ترکیه نگرفت. همه این کارها برای این بود که من و محمد را ٨٠٠‌هزار لیر در استانبول فروخته بود.... با خانواده‌ام تماس گرفتیم و آنها را از آزادی خودمان مطلع کردیم.



Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید:
  3878






© copyright 2004 - 2018 IranPressNews.com All Rights Reserved
Cookies on IranPressNews website
We use cookies to ensure that we give you the best experience on our website. This includes cookies from Google and third party social media websites if you visit a page which contains embedded content from social media. Such third party cookies may track your use of our website. We and our partners also use cookies to ensure we show you advertising that is relevant to you. If you continue without changing your settings, we'll assume that you are happy to receive all cookies on our website. However, you can change your cookie settings at any time.