شکوفه يی بر خاک، قسمت اول

ليليان گيش بازيگر بزرگ سينماي صامت که با حضور در شماري از مهم ترين آثار ديويد وارک گريفيث، تصويري جاودانه از خود در ذهن سينماشناسان به جا گذاشته، تنها يک پديده مهم تاريخ سينمايي نبود.

بازي او در برخي از ملودرام هاي کليدي آن دوران همچون «شکوفه هاي پژمرده» گريفيث، حتي با معيارهاي امروزي درس گرفتني و اثرگذار است. او همچون مارلنه ديتريش، مري پيکفورد، بت ديويس و اغلب بازيگران مشهور ديگر آن دوران، عمري بسيار طولاني داشت و تقريباً پا به پاي تاريخ صد سال اول سينما پيش آمد.

اين نوشته، به زندگي و فعاليت هاي او مي پردازد. در صحنه هاي پاياني فيلم Follow me boys (1966) (يک نمونه خاص و نفرت انگيز از کارهاي سطحي و بي اهميت والت ديسني)، شاهد يکي از بهترين بازي هاي ليليان گيش هستيم. در اين فيلم او در نقش «هتي سايبرت» زني پريشان حواس و ثروتمند بازي مي کند که مي خواهد زمينش را به پسري از گروه پيشاهنگ ها و بازيگران دوره گرد بدهد. گيش اين نقش کوتاه را بسيار قوي و با روح ايفا مي کند. در صحنه يي از فيلم در دادگاه هنگام شنيدن دادرسي، از او خواسته مي شود حرف هايش را بگويد و گيش اين جمله را مي گويد؛ «مرد جوان، تو يک آدم جلف، خودبين و از خودراضي هستي»


با شنيدن اين جمله ما قاعدتاً بايد به غرابت اين زن پير و عجيب بخنديم اما وقتي او شروع به دفاع از خودش مي کند، چيزي غيرمنتظره اتفاق مي افتد و گيش باعث هيجان زيادي (در فيلم) مي شود و حتي بسيار قوي تر از آنچه در متن سطحي فيلمنامه نوشته شده است ظاهر مي شود.

او را در حالي مي بينيم که مرگ دو پسرش و سوختن خانه شان و تبديل شدن آن به خاکستر را به ياد مي آورد، چهره اش به سختي حرکت مي کند و همه احساس خود را با چشم هاي آبي درشتش بيان مي کند و مثل خواننده يي است که سولو اجرا مي کند (و آنقدر به قاعده) و اصلاً هم خارج نمي خواند. گيش اولين بازيگري بود که خوب مي دانست لازمه بازي جلوي دوربين چيست و بازيگر جلوي دوربين بايد چگونه باشد به نحوي که در اين صحنه، در نماي بسيار نزديک (اکستريم کلوزآپ) او تمام احساساتش در مورد خاطرات شخصي اش را در درونش جمع کرده و به تصوير مي کشد.

گيش در بيان احساسش بيقراري نشان نمي دهد و براي نشان دادن رنجش و غم و اندوه خود به تماشاگر تلاش خاصي نمي کند و در واقع بدون اينکه تظاهر کند مثل زندگي واقعي رفتار مي کند و بازي و هيجانات او آنقدر واقعي است که اصلاً به نظر نمي آيد از تکنيک هاي بازيگري استفاده مي کند. گيش در نقش هتي در آغاز اين صحنه چنين مي گويد؛ «هيچ کس با وجود داشتن خاطرات خوبي که بتواند آنها را به ياد بياورد تنها نيست.» و هنگام گفتن اين جمله در چشمانش رضايت و ايماني ديده مي شود که وجه مشخصه اکثر بازي هاي گيش است.


گيش در طول عمرش و طي 75 سال خاطرات بسياري دارد. او ويژگي به خصوصي داشت و مي توانست در 19سالگي نقش يک آدم 90 ساله را بازي کند و در 90 سالگي، 19ساله باشد. چرا که او بازيگري فناناپذير و جاودانه بود. اما متاسفانه او اغلب چيزها را غلط به خاطر مي آورد و اين به تدريج او را به وحشت مي انداخت. چارلز آفرون که در کتاب بزرگ و باشکوهش «بازي ستارگان» در سال 1978 با چشم باز و بي طرف از سبک بازي گيش تقدير کرده بود، بعدها در نوشتن بيوگرافي گيش در سال 1998 نسبت به او هواخواهي و علاقه کمتري نشان داد؛ البته در روش کلاسيک بيوگرافي نوشتن.

يک نويسنده نبايد شيفته سوژه اش باشد و اين مساله در نوشتن بيوگرافي اهميت بسياري دارد. بخشي از اين مساله به اين دليل بود که گيش در افسانه سازي هايش دروغ هاي ناگهاني و بي مقدمه يي مي گفت مثل اينکه MGM آنها را مجبور کرده يک پايان خوش براي بهترين فيلم صامت او (باد، 1928) دوباره فيلمبرداري شود. البته چنين پاياني هرگز فيلمبرداري نشد. بنابراين از نظر آفرون قهرمان زن پاکدامن فيلم هاي گريفيث يک دروغگو است، اما بازيگري خودش يک دروغ است و گيش ذاتاً بازيگر بود. در سال هاي آخر استاد گيش- گريفيث- افسانه سازي هاي او را بر مبناي دلايل خوبي تکذيب کرد. گريفيث نژادپرست بود و اين تعصب نژادپرستي در تمام فيلم هايش ديده مي شد. او با سياهپوستان، آلماني ها يا آسيايي ها بدرفتاري مي کرد. او عاشق ديدن صحنه هايي بود که در آن زني شکننده و ظريف در فضايي بسته مورد تهديد و تهاجم و کتک خوردن به وسيله مرداني قوي قرار گرفته است.

او در عنوان فيلم هايش به طرزي رياکارانه عشق و محبت را تبليغ و موعظه مي کرد. اوج نفرتش را (در فيلم) نشان مي داد. گريفيث از نظر زيبايي شناسي، الفبا و اصول فيلمسازي را ابداع کرد. روش تدوين گريفيث (برش هاي متقاطع) سبب آغاز يک نوع عملکرد بي ملاحظه و بي فکر در فيلمسازي شد و يک جور روند بدون تعليق و خسته کننده يي ايجاد کرد که تا امروز هم ادامه دارد. گريفيث که خودش به عنوان يک بازيگر ناديده گرفته شده بود، اين فرصت را براي ليليان گيش فراهم کرد که ستاره دائمي فيلم هاي او و مثل يک الهه (الهه شعر و موسيقي) باشد. گيش از اولين فيلمش در سال 1912 تا آخرين فيلم او (1987) هنرمندي ذاتي و قدرتمند بود. اما کتاب آفرون به شهرت و خوشنامي او آسيب زد.

در کتاب «بازي ستارگان» آفرون از استعداد بازيگري هنرمندانه گيش- که خيالات و آرزوهاي شاعرانه او را برانگيخته مي کرد- هيجان زده شده بود اما در بيوگرافي اخيري که درباره او نوشت، در مورد نحوه بازيگري گيش نکاتي جزيي وجود دارد و آفرون بيشتر سرگرم رسوا کردن و تخريب شخصيت او و ماجراهاي زندگي واقعي گيش است. «ريچارد شيکل» در نوشتاري در باب کتاب آفرون در نيويورک تايمز گيش را با لقب هاي منفي بسياري توصيف کرد. چيزهايي مثل افراطي، گيج و منگ، خسته کننده، به طرزي نوميدکننده از مدافتاده و کمي عتيقه. او فکر مي کرد فيلم «باد» تقريباً چرند است و در مورد گيش اين طور ادامه مي دهد که او از اساس فاقد قابليت ستاره شدن و اصلي ترين مولفه آن جذابيت هاي زنانه است.

کتاب آفرون و يادداشت هاي شيکل منفي تر از آن بود که پاسخ دليرانه يي درباره گيش باشد و او (مثل فيلم ها) مجبور بود دوباره خودش را از چنگال آدم هاي پست نجات دهد. دوران کودکي گيش پر از سرما، گرسنگي، محروميت و فقر مالي بود. مادرش او و دوروتي خواهرش را به عنوان دختربچه هاي بازيگر دوره گرد با خود به خيابان مي برد اما آنها هرگز نمي توانستند به اين فقر پايان دهند. گيش به ياد مي آورد که آن زمان مي خواست راهبه شود (او از جنبه هاي مختلف هنرمندي مذهبي به حساب مي آمد و مثل دراير يا برسون هميشه در حال حرف زدن با خدا بود). سرانجام او و دوروتي براي ديدن «مري پيکفورد» دوست ديگرشان به بيوگراف استوديو رفتند.

او بازيگر خردسالي بود که براي گريفيث کار مي کرد. از اين لحظه ليليان وارد دنياي فيلمسازي شد. گريفيث عشق زندگي او و او عشق زندگي گريفيث بود و تمام عشق و علاقه آنها منحصر به کار فيلم بود. گيش در اولين فيلمش، دشمن پنهان به نظر راحت، رازآميز و زيرک مي آمد و چشماني غمگين و بي تفاوت و دست هاي تاثيرگذاري مانند نوازنده هاي چنگ داشت. (انگشتان گيش در کمک به بيان او شگفت آور بودند) او و خواهرش در اتاقي حبس شده بودند و اسلحه يي از سوراخ در به سمت شان نشانه رفته بود.

سال بعد در فيلم قلب مادرانه (1912) گيش بهترين بازي خودش را به عنوان بازيگري کم سن و سال ارائه داد. گيش در نقش زني شلخته با کلاهي نرم و مسخره در حالي که خيلي پيرتر از سن واقعي اش نشان مي داد ظاهر شد (او در آن زمان 20ساله بود اما صورتش اغلب سن او را بيشتر نشان مي داد). والتر ميلر نقش شوهر او را بازي مي کرد و مدام دست هايش را مثل بازيگران تئاتر تکان مي داد. گيش در اين فيلم احساساتش را با چشمانش نشان مي دهد. او زن خانه نشيني است که از فضاهاي تنگ و بسته مي ترسد. او حالتي گيج و گنگ پيدا مي کند و انگار در دريايي از هيجانات شناور است. گيش هميشه اين جور لحظه ها واکنش هاي خلاف قاعده معمول از خود نشان مي دهد، مثل لبخند کوچکي که از سر بيچارگي مي زند. او در فيلم ديگرش The muske teers of pig alley (1915) يک بچه خياباني خشن و مغرور است و مدام انگشتانش را به شکل چنگال خم مي کند.

به اشتراک بگذارید:

در همين زمينه:
  • شکوفه يی بر خاک، قسمت دوم ۸۸/۴/۱۲
  • زنان نامدار | چاپ | eMail | ۸۸/۴/۱۱ : 02-07-2009

    اوليای دم لاله سحرخيزان خواستار قصاص شهلا
    گفت و گو با مادر ژیلا بنی یعقوب





    آخرين اخبار زنان

    زنان در فيس بوک

    - نتيجه استفاده از پستانک در كودكان
    - مداد ابروی مخصوص برای ابروهايتان
    - چاق ترین نوزاد جهان در امریکا به دنیا آمد
    - تن فروشی دختران ایرانی در مالزی
    - میانگین سن ابتلا به سرطان سينه در ایران
    - آیا زنان در انتخابات مجلس شرکت می‌کنند؟
    - موتسارت شعر درگذشت
    - زنان ژاپنی و افت بی‌سابقه میزان بارداری
    - کاهش استرس با رنگ‌ها
    - رشد 17 درصدی طلاق در يزد
    - رکورد زندگی مشترک شکسته شد
    - گردو، درمان کننده سرطان سینه
    - گفته های معتمدآريا بهنگام دريافت جایزه هانری لانگوا
    - مردان زود‌تر از زنان آلزایمر می‌گیرند
    - تشخيص سرطان سينه از روی تار مو

    تازه ترين خبرهای ايران و جهان
    - تمرین یگان ویژه نیروی انتظامی برای سرکوب تظاهرات
    - اتحادیه عرب و به رسمیت شناختن شورای ملی سوریه
    - بازداشت ۱۰ تن از اعضا یك كلیسای خانگی در شیراز
    - مشکل جمهوری اسلامی برای واردات مواذ غذايی
    - محرومیت فرزند میرحسین موسوی از تحصیل
    - با جنایات اسد و پاسداران، سوریه به تابوتی بزرگ تبدیل شده
    - دانشجوی نوکیش مسیحی از تحصیل محروم شد
    - اقتصاد جهانی در مخاطره - شاهین فاطمی
    - احضار دبیر کانون صنفی معلمان کرمانشاه به حراست
    - نگه داشتن زندانیان بی دفاع در معرض سوز شدید سرما
    - اجرای محدودیتهای بی سابقه علیه کلیساهای جماعت ربانی
    - انفجار در دانشکده دارو سازی مشهد
    - تحريم خرید نفت از رژیم تهران وارد مرحله عملی شد
    - مقام حکومتی: با تمام قدرت از بشار اسد حمایت می کنیم
    - احتمال اعزام ناظر ویژه سازمان ملل به سوریه
    - پیلای: لزوم اقدام فوری برای حفاظت از مردم سوریه
    - شيوع بيماری های تالاسمی در ایران
    - واکنش همسر قرائتی به شایعه سه‌زنه بودن شوهرش
    - روزهای سخت بی نظمی در تئاتر شهر
    - سقف بازار تاريخی زنجان فرو ريخت
    - تلف شدن دلفین‌ها به دلیل ضربات صیادان
    - پيشنهاد انتقال آب خليج فارس به کرمان
    - گمراهی از سینما و وزرشگاه‌ها شروع شده است
    - مرغ هم مثل گوشت گران شد
    - مردم به خاطر شایعه گرانی و قحطی ریخته‌اند توی بازار





    برای فرستادن ديدگاه يا نظر خود لطفا اينجا کليک کنيد

    آدرس پست الکترونيکی
    info [at] IranPressNews [dot] com


    گذر از فيلترينگ با کمک گوگل
    Add to Google