جايزه ادبی اورنج برای رمان خانه
هيات داوران جايزه ادبي اورنج امسال از ميان شش رمان که به مرحله نهايي اين رقابت رسيده بودند، به اتفاق آرا رمان «خانه» نوشته مريلين رابينسن، نويسنده 65ساله امريکايي را برگزيدند.
دبير هيات داوران «خانه» را، که سومين رمان خانم رابينسن است، کندوکاوي زيبا و ماهرانه در روابط خانوادگي و نجات و رستگاري توصيف کرد و گفت اين رمان به آساني بر رقباي خود پيروز شده است.
في گلاورً روزنامه نگار، که دبير هيات داوران امسال جايزه اورنج است، گفت؛ «شگفتي اين رمان در اين است که زندگي را توصيف مي کند که کمابيش مي شناخته ايد، ولي هرگز موفق نشده ايد روي آن انگشت بگذاريد.» رقيبان خانم رابينسن عبارت بودند از سامانتا هاروي با رمان «برهوت»، الن فلدمن با «اسکاتسبرو»، سامانتا هانت با «اختراع هر چيز ديگر»، ديدري مدن با «تولد مالي فاکس» و کاميلا شمسي با رمان «سايه هاي سوخته». مريلين رابينسن اول ماه ژوئن جايزه اش را در رويال فستيوال هالً لندن دريافت کرد. در همين مراسم، جايزه اورنج براي نويسندگان نوپا هم به فرانچسکا کًي براي اولين رمانش، «سکون برابر»، اهدا شد.
جايزه اورنج براي ادبيات داستاني، که در 1996 بنيان گذاشته شده، يکي از جوايز ادبي معتبر انگلستان است که هر سال به بهترين رمان به قلم يک نويسنده زن از هر مليتي اهدا مي شود. اين رمان بايد به زبان انگليسي نوشته شده و در سال قبل از اهداي جايزه در انگلستان منتشر شده باشد. به برنده اين جايزه 30 هزارپوندي يک مجسمه برنزي به نام «بًسي» هم اهدا مي شود که اثر گريزل نيوًنً مجسمه ساز است. سال گذشته جايزه اورنج براي رمان «راه خانه» به رز تريمين رسيد. زادي اسميت، لاينل شريور، آندره آ لًوي و کرول شيلدز از جمله برندگان پيشين اين جايزه اند. اختصاص يک جايزه ادبي به آثار زنان رمان نويس بحث هايي هم ايجاد کرده است. اي. اس. بايات، برنده بوکر 1990، اورنج را جايزه يي مبتني بر تبعيض جنسي خوانده و معتقد است هيچ ضرورتي براي اهداي چنين جايزه يي وجود ندارد. بايات و آنيتا بروکنر، برنده بوکر 1984، ناشران خود را از شرکت دادن کتاب هايشان در جايزه اورنج منع کرده اند.
در رمان «خانه»، برخلاف اکثر رمان هاي برنده جايزه، از رويدادهاي تاريخي مهم و طرح معضلات پيچيده جامعه خبري نيست. رابينسن با موشکافي و فارغ از احساساتي گري از زندگي آدم ها و مرزهايشان، از گناه و از شادي مي نويسد، و کم وبيش از رستگاري و نجات براي شخصيت هاي ويران و دردکشيده. هسته رمان غم و رنج معمول انسان هاست، ولي در حواشي آن مصائب بزرگ تر اين زمانه را هم مي بينيم؛ از همه مهم تر، نژادپرستي و مبارزه با آن. ويژگي کار رابينسن اين است که براي طرح اين مسائل مکاني کوچک و دورافتاده و چند شخصيت معمولي را انتخاب کرده، و چنين اهميتي به آنها بخشيده است.
دو رمان اخير مريلين رابينسن، «گيليئاد» و «خانه»، در يک دوره زماني در شهر کوچک گيليئاد (يا همان جلعاد) در ايالت آيوا اتفاق مي افتند. شخصيت هاي اين دو رمان زندگي ساده يي را در اين شهر مي گذرانند و خود را براي ماندن در آنجا ملامت مي کنند. جايي نمي روند، کاري نمي کنند، غير از همسايه هايشان کسي را نمي بينند، و خود شهر هم تغييري نمي کند. انتخاب چنين زمينه يي از سوي يک رمان نويس عجيب است، ولي به او امکان مي دهد اين مساله را نشان بدهد که آدم ها در آشپزخانه هايشان است که همديگر را آرام آرام و اغلب بي آنکه منظوري داشته باشند ويران مي کنند، و اين بخش جدايي ناپذيري از زندگي است. راوي «گيليئاد» کشيشي است در بستر مرگ به نام جان ايمز.
رويدادهاي رمان «خانه» با کمي فاصله در خانه دوست قديم و همسايه او، کشيش رابرت باوتن، اتفاق مي افتد. اين دو کشيش پير با هم بزرگ شده اند، به هم اعتماد دارند و اعتقادات مذهبي شان مشترک است. ايمز دير ازدواج کرده و يک پسر بيشتر ندارد، ولي باوتن هشت فرزند دارد که يکي از آنها، يعني جک، مايه سرافکندگي خانواده است. کشيش باوتن پير، دختر خشکه مقدسش گلوري، و جک سه شخصيت محوري رمان «خانه» هستند. ناسازگاري و خلاف هاي کوچک و بزرگ جک از دوران کودکي سرانجام به ترک خانه منتهي شده است، حتي براي مراسم تدفين مادرش هم برنگشته و حالا، بعد از گذشت بيست سال، بار ديگر به خانه پناه آورده و سعي مي کند با گذشته مالامال از درد و رنج خود کنار بيايد. رازگشايي از معماي ناسازگاري جک باوتن و بي خانماني او از نظر رواني خط اصلي اين رمان است. اگرچه رابينسن در آخرين رمان خود از شخصيت هاي رمان قبلي اش «گيليئاد» استفاده مي کند، ولي «خانه» ادامه «گيليئاد» نيست و اين دو رمان مستقل را بيشتر مي توان مکمل يکديگر دانست.
مريلين رابينسن، که در حال حاضر در کارگاه نويسندگان آيوا تدريس مي کند، نويسنده مهمان و استاد دانشگاه هاي مختلف بوده است. اولين رمانش را با عنوان «خانه داري» در 1980 منتشر کرد که جايزه بنياد همينگوي/ پن را براي بهترين رمان اول به دست آورد و نامزد جايزه پوليتزر شد. «خانه داري» اکنون يک اثر کلاسيک مدرن محسوب مي شود و نشريه «آبزرور» آن را در شمار صد رمان بزرگ همه اعصار قرار داده است. دومين رمانش «گيليئاد» را در 2004 منتشر کرد که با استقبال منتقدان رو به رو شد و جايزه پوليتزر و جايزه مجمع ملي منتقدان کتاب امريکا و جايزه کتاب آمباسادور را به دست آورد. رمان سومش «خانه» هم که در سال 2008 منتشر شده و به تازگي جايزه اورنج را گرفته، نامزد دريافت جايزه ملي کتاب بوده است. رابينسن در فاصله انتشار رمان اول و رمان دوم خود، که 24 سال طول کشيده، دو اثر غيرداستاني نوشته است؛ «سرزمين مادر» درباره صنايع هسته يي انگلستان، و مجموعه مقالاتي با عنوان «مرگ آدم».
مدونا در تبلیغات لوئیس وویتون
زنان اصول امنیتی آنلاین را بیشتر رعایت میکنند|
|
|
|
- نتيجه استفاده از پستانک در كودكان
- مداد ابروی مخصوص برای ابروهايتان
- چاق ترین نوزاد جهان در امریکا به دنیا آمد
- تن فروشی دختران ایرانی در مالزی
- میانگین سن ابتلا به سرطان سينه در ایران
- آیا زنان در انتخابات مجلس شرکت میکنند؟
- موتسارت شعر درگذشت
- زنان ژاپنی و افت بیسابقه میزان بارداری
- کاهش استرس با رنگها
- رشد 17 درصدی طلاق در يزد
- رکورد زندگی مشترک شکسته شد
- گردو، درمان کننده سرطان سینه
- گفته های معتمدآريا بهنگام دريافت جایزه هانری لانگوا
- مردان زودتر از زنان آلزایمر میگیرند
- تشخيص سرطان سينه از روی تار مو
برای فرستادن ديدگاه يا نظر خود لطفا اينجا کليک کنيد
آدرس پست الکترونيکی
info [at] IranPressNews [dot] com
گذر از فيلترينگ با کمک گوگل












