مصاحبه ای با هرتا مولر
هرتا مولر در ۱۷ اوت ۱۹۵۳ در نیتسکیدورف در نزدیکی تمیشوار به دنیا آمده است. از جوانی به نویسندگی روی آورد، اما بیشتر کارهای او با سانسور و خود او با آزار و مزاحمت مأموران روبرو شد.
خانم موللر، رمان اخیر شما، برای شما چه اهمیتی دارد؟
موضوع نفی بلد( تبعید اجباری ) با کل سرگذشت زندگی من ارتباط دارد، چون مادرم نفی بلد شد. نه تنها او، بلکه همه آنهایی که هم سن وسال مادرم بودند ـ جز مردها که در جبهه های جنگ بودند. این وضعیت، درطی دیکتاتوری سال های پنجاه رخ داد. سالیان تیره و تاری بود که آدم به خاطر هرچیز جزیی دستگیر و زندانی می شد. سخن گفتن در مورد نفی بلد ممنوع بود. آنهایی که نفی بلد شده بودند گاهی تلویحی به آن اشاره می کردند. خانواده من دهقان بودند. در این خانواده ها مردم در باره خودشان سخن نمی گفتند و از اینرو در این مورد واژگانی وجود ندارد. اما من احساس می کردم مادرم پریشان حال به نظر می رسد. ساختار و وضعیت دهکده در طول سه قرن هیچ تغییری نکرده بود و تحولی رخ نداده بود. آنهایی که نفی بلد شده بودند و از اردوگاه های روسیه بازگشته بودند وضعیت دیگری داشتند. آنها پوشاک محلی خود را از دست داده بودند و گیسوهای بافته شده ی آنها را بریده بودند. این تصویرهمواره دربرابرم ظاهر می شد و دریکی از مجموعه داستان هایم نیز به آن اشاراتی شده است. من تصمیم گرفته بودم که در این باره چیزی بنویسم، اما از نوشتن آن بیم داشتم، چون نمی دانستم جز شکایت های معمول از گرسنگی وسرما چگونه بنویسم. من می خواستم توصیف کنم که آسیب واقعی چیست.
شما نوشتن رمان اخیرتان را با اسکارپاستیور آغازکردید. آیا می دانستید که او نیز نفی بلد شده بود؟ آری، من سال ها او را می شناختم، اما اسکار پاستیور درباره نفی بلد شدنش فقط در حاشیه سخن می گفت. اردوگاه، او را آدمی دست آموز و ترسو بارآورده بود. او شخصا آدمی خجول و بسیار محتاط بود و به نظرم همین خصوصیات مانع می شد در انظار عموم از نفی بلد شدنش سخن گوید.
به هیج وجه.
آیا توصیف سرگذشت های دیگران در رمان اخیرتان مجاز است؟
اصولا، در این جا در مورد موفق بودن هنر سخن می کوییم. بنابراین موضوع مجاز بودن و نبودن نیست. آدم هایی هستند که خود سرگذشتی داشته اند و نوشته اند ولی کارهنری شان موفق نبوده است. هنر امری تصنعی است. هنر واقعیت نیست و واقعیت هنر نیست. من نمی توانم ملاک دیکری تعیین کنم.
آیا ادبیات می تواند با به فراموشی سپردن مقابله کند؟
البته چنین است. همه آنچه که من درباره اردوگاه، در باره زندگی فلاکت بار آن اردو.گاه و قتل عام های سازمان داده شده ی انسان ها در آن اردوگاه می دانم از کتاب ها ست. همه آنهایی که در آن اردوگاه به سربرده اند و همه آنهایی که به این موضوع پرداخته اند پیوسته از ضرورتی درونی خود درباره اش نوشته اند. رمان اخیر من سرگدشت من نیست، اما سرگذشت محیط من است. سرگذشت مادر من است.
آیا مادرتان رمان اخیر شما را خوانده است؟
نه. مادر من زن ساده ای است. ما درباره ی آن هرگز صحبت نمی کنیم. او می داند که من می نویسم، اما روابط ما با هم روابط دیگری است. سکوت نیز نیرویی است، درست مانند توصیف کردن. هرکس باید بتواند خودش تصمیم بگیرد که روال زندگی اش را به پیش برد: با سکوت، یا با توصیف.
در همين زمينه:
هرتا مولر: من میهن ندارم ۸۸/۹/۲۳
رکورد اعطای جایزهی نوبل به زنان ۸۸/۹/۲۱
هرتا مولر، سخنرانی جایزه نوبل را ایراد کرد ۸۸/۹/۱۷
نوبل اقتصاد برای اولين بار به یک زن رسيد ۸۸/۷/۲۱
آنجلينا جولی در فيلم توريست
سادگی و مادری، راز ماندگاری مادران عزادار|
|
|
|
- نتيجه استفاده از پستانک در كودكان
- مداد ابروی مخصوص برای ابروهايتان
- چاق ترین نوزاد جهان در امریکا به دنیا آمد
- تن فروشی دختران ایرانی در مالزی
- میانگین سن ابتلا به سرطان سينه در ایران
- آیا زنان در انتخابات مجلس شرکت میکنند؟
- موتسارت شعر درگذشت
- زنان ژاپنی و افت بیسابقه میزان بارداری
- کاهش استرس با رنگها
- رشد 17 درصدی طلاق در يزد
- رکورد زندگی مشترک شکسته شد
- گردو، درمان کننده سرطان سینه
- گفته های معتمدآريا بهنگام دريافت جایزه هانری لانگوا
- مردان زودتر از زنان آلزایمر میگیرند
- تشخيص سرطان سينه از روی تار مو
برای فرستادن ديدگاه يا نظر خود لطفا اينجا کليک کنيد
آدرس پست الکترونيکی
info [at] IranPressNews [dot] com
گذر از فيلترينگ با کمک گوگل












