وانشا رودبارکی، نقاش ایرانیتبار مقیم فرانسه
وقتی من در مورد ایران و ایرانی حرف میزنم و از درد مشترک میگویم سعی میکنم بین زنها و مردها جدایی نیاندازم.معتقد بودم در جامعهای که زنان و مردانش نمیتونند با آزادی آنطور که خودشون دوست دارند لباس بپوشند و آونطور که خودشان میخواهند فرهنگهای خودشون را به جا بیاورند مردهای آن جامعه هم خوشحال نخواهند بود. صحبتهای او در پی میآید:
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
یعنی در چنین جامعهای کاملن طبیعی است که مردها هم آسیب میبینند و جامعه دچار یکسری ناآرامیها و نابسامانیها میشود. من وقتی در مورد ایرانی و ایران صحبت میکنم اینها رو از نظر دردی که متحمل میشوند و مسایلی که روی دوش خودشان دارند از هم جدا نمیکنند.
ولی طبیعی است که به عنوان یک ایرانی وقتی ایران رو ترک کردم تقریبن نزدیک بیست سال پیش بود و در دورران نوجوانی بودم تقریبن زمان جمهوری اسلامی بود و حتا مسایل جنگ رو هم لمس کردم و درست زمانیکه جنگ خاتمه پیدا کرد به فرانسه اومدم برای ادامه تحصیل و این طبیعی که اولین بار بود که من پامو از ایران بیرون میگذاشتم از یک فضای دیگه ای اومدنم و حتا یکسری پوششهای دیگه بود و بعد من وارد فضایی شدم که کاملن متفاوت بود و جور دیگهای تفکر میکردند و من درست زمانی ایران رو ترک کرده بودم و حتا روابط و چیزهاییکه برای جوانها وجود داره به این راحتی نبود و من وقتی وارد فضای فرانسه و اروپا شدم کاملن متفاوت بود و تا مدت خیلی زیادی تحت شوک بودم از این همه اختلاف فرهنگی که وجود داشت و این نیاز به زمان داشت که بتونیم ببینیم چه کار خواهم کرد.
من چون رشته تحصیلیم ریاضی بود و برای ادامه تحصیل اومده بودم و نمیتونستم به این سرعت مطالعاتم رو ادمه بدم، بدون اینکه جامعه رو بشناسم و چون کار نقاشی رو در کودکی میکردم متوجه شدم که چهقدر از این سرمایه وجود داره و چه چیزهایی برای دیدن هست از نظر هنرهای تجسمی که اینها رو باید دید و نمیشه از کنارش رد شد و بگویید میخوام علمی رو بخونم ومدرکی رو بگیرم و تیتر دکتری هم دنبالم باشه برای من احساس کردم چیزهایی هست که من در جامعه خودم نداشتم و آنها رو در این جامعه یافتم و ارزشهایی رو که در مملکت خودم نمیتونستم بهشون برسم رو اینجا دنبال کنم.
شخصیت و ترکیب کاری ونشا از کجا برگرفته شده؟
در فرانسه برای من فرق زیادی وجود نداشت یعنی من فکر میکنم اگر در ایران بودم اون زنی که امروز هستم شاید نبودم و اون موجودی که الان شکل پیدا کرده نبودم به این ترتیب آزادی رو که داشتم آنجا نداشتم و این طبیعی که من با اون دید نمیتونستم نگاه کنم. برای من دادههای جدیدی وجود نداشت و این شخصیتی که من امروز هستم برآیند تجربه، گذشته، سفرها، اطرافیان و محیط پیرامونم است و این بدیهی است که اگر از کشور خارج نمیشدم شاید جور دیگری عمل میکردم. ولی برای من مسلم است که آنچه امروز هستم بخش قابل توجهای ثمره خارج بودن و دیدن بقیه این هنرهای تجسمی کوناگون بود که من امروز میتونم ببینم. جامعهای رو میبینم که اگر در ایران بودم آنرا هرگز نمیدیدم و خیلی خوشحالم دریچهای بیشتر و بزرگتری رو به دنیا داشته باشم که بعد هر کدوم رو که باز میکنم از اون زاویه تسلط بیشتری دارم.
البته این صحبت من به هیچ وجه این نیست که آنهایی که در ایران هستند توان کمتری دارند اما منظورم این است اگر آزادی عمل نداشتند خیلی تواناییهای درخشانتری داشتند و میتوانستند از پیش بروند و امروز میبینم که به واسطه اینترنت رشد خوبی کردند و به عقیده من نسل جوان در مسیری قرار گرفتهاند که داند یکسری پیشرفتها در هنرهای تجسمی داشته باشند. اگر چه این نوع کارها مقاومت میخواهد و از خودگذشتگی و بهای سنگینی رو باید بپردازی درسته که استعدادها هست و ما میبینیم کاملن قابل شناسایی هستند.
ونشا، سنگسار و آینده زن ایرانی
جناییتر از این من کمتر دیدم آنچه در ایران و بیشتر کشورهای مشابه اتفاق میافتد اینکه بشر تا چه حد پیش میره و به خودش اجازه میده حصارها رو تنگ کنه و برای خودش آزادیهایی را مسلم بدونه و برای دیگران نه و اینکه چهطور میشه بهواسطه دین حکم کرد و بگویی من حق دارم که این کار رو انجام بدم و نه تنها این رو باید بپذیری که آنچه من تعیین میکنم و میگم وگرنه باید سنگسار بشی یعنی شما ببینید انسان رو مخصوصن زن رو در جامعه نیم قارا میدهند که البته اثراتش دامنگیر مردها هم هست. و اون رو در شرایطی قرار میدن که از خودش شخصیتی نداره در واقع به شکار شخصیت میرن و یک قالبی رو قرار میدن. مثل خیلی از کشورهای دیکتاتوری قالبی هست به اسم دین و کسی هم نمیتواند حرفی بزند برای من شکنجه شخصیت و من واژهای وحشتناکتر از این نمیشناسم و این هر چی که کرده باشند حکمی صادر میکنند و زجر میدن و اونقدر سنگ بهش میزنن تا بمیره یک حیوان هرگز نمیخواد شکارش زجر بکشه که حتا طبیعتش این هست و کسانی که میتوانند به این موضوع فکر کنم آدمهای خطرناکی هستند.
من فکر میکنم که زن ایرانی رو به رشد هست منتهی موضوعی که من دوست دارم راجع به اون صحبت کنم اینه که آینده زن ایرانی برای من روشن است و یک موضوع زمان میماند. این زمان چهقدر طول بکشه یک سال ده سال تصور من بر این است که به هر حال زن ایرانی موفق است چون به دنبال حقش هست پس موفق خواهد بود. و ما نباید چون میخواهیم با بیعدالتیها مبارزه کنیم، ارزشها رو از بین ببیریم. ما داری یک کشور با ارزشهای چند هزار ساله هستیم. در تمام دنیا ارزشهای جوامع جای خودشون رو دارند اما من ناراحتیم از اینه که ارزشها جای خودشان را به ضد ارزشها ندهند.
برگرفته از راديو کوچه
نوزاد مرده پس از نوازشهای مادر زنده شد
محبوبه کرمی، به چهار سال حبس محکوم شد|
|
|
|
- نتيجه استفاده از پستانک در كودكان
- مداد ابروی مخصوص برای ابروهايتان
- چاق ترین نوزاد جهان در امریکا به دنیا آمد
- تن فروشی دختران ایرانی در مالزی
- میانگین سن ابتلا به سرطان سينه در ایران
- آیا زنان در انتخابات مجلس شرکت میکنند؟
- موتسارت شعر درگذشت
- زنان ژاپنی و افت بیسابقه میزان بارداری
- کاهش استرس با رنگها
- رشد 17 درصدی طلاق در يزد
- رکورد زندگی مشترک شکسته شد
- گردو، درمان کننده سرطان سینه
- گفته های معتمدآريا بهنگام دريافت جایزه هانری لانگوا
- مردان زودتر از زنان آلزایمر میگیرند
- تشخيص سرطان سينه از روی تار مو
برای فرستادن ديدگاه يا نظر خود لطفا اينجا کليک کنيد
آدرس پست الکترونيکی
info [at] IranPressNews [dot] com
گذر از فيلترينگ با کمک گوگل











