تجاوز برادر معتاد به خواهرش

این دختر 12 ساله مورد تجاوز برادر 27 ساله اش قرار گرفته و باردار شده است. او را ابتدا به جرم زنای با محارم به دادگاه آورده بودند اما وقتی قضات زندگی دردناک وی را شنیدند پرونده به نفع دخترک چرخید و او حالا در مقام شاکی قرار گرفته است.

دخترک یک سال پیش در خانه پدری اش مورد تجاوز قرار گرفته و باردار شده بود. او حالا از خانه طرد شده از سوی دادگاه به بهزیستی سپرده شده است.

وقتی این دختر زندگی پر از دردش را برای قضات تعریف کرد اشک از چشمان آنها جاری شد و انقدر آنها را تحت تاثیر قرار داد که رسیدگی به پرونده های دیگر را به بعد موکول کردند.

دخترک می گوید: برادرم معتاد است. او همیشه در حالت خماری به سر می برد اما نمی دانم چطور آن شب حالش خوب بود. از من خواست برایش چای بیاورم حدود 12 شب بود. من ظرفهای غذا را شسته بودم و می خواستم بخوابم. رختخوابم را پهن کردم و دراز کشیدم. برادرم داشت فیلم نگاه می کرد. من را صدا زد و گفت فیلمش خوب است حالا که پدر خوابیده تو هم می توانی ببینی. وقتی فیلم را دیدم یک جوری شدم خیلی خجالت کشیدم. یک زن و یک مرد در فیلم بودند که کارهای خیلی بدی می کردند و بعد گفتم من نگاه نمی کنم. رفتم به رختخوابم. پتو را تا سرم کشیدم قلبم تند و تند می زد. اما نمی دانم چرا می ترسیدم از زیر پتو بیرون بیایم.

حدود یک ساعت از فیلم گذشته بود. من آنقدر ترسیده بودم که حتی خوابم نمی برد. از زیر پتو فیلم را یواشکی می دیدم. یک دفعه برادرم به من حمله کرد قلبم خیلی تند می زد. جلوی دهانم را گرفت و با گذاشتن انگشت اشاره روی بینش به من گفت ساکت باش. بعد لباسهایم را درآورد و ...

خون همه تشکم را گرفته بود، من درد داشتم نمی دانستم باید چه کنم. وقتی برادرم مرا رها کرد به دستشویی رفتم بدنم را شستم بعد لباس تمیز پوشیدم.

چند ماه که گذشت احساس حالت تهوع پیدا کردم. دلم درد می کرد. به بوی غذا حساس شده بودم. کم کم شکمم ورم کرد بعد از چند ماه متوجه شدم که حامله شدم. نمی دانستم که چه باید بکنم به برادرم گفتم اما او کمکی به من نکرد. بیشتر اوقات خمار بود و اگر هم می خواست نمی توانست کاری برایم بکند. شکمم هفته به هفته بزرگتر می شد و من نمی دانستم باید این بچه را چه کنم نمی دانستم چطور باید او را از بین ببرم.."

دخترک گریه می کند و می گوید "چند روزی بود که دلم درد می کرد. لباسهایم به تنم تنگ شده بود. نمیدانستم این دقیقا چه معنایی دارد. یک روز در آشپزخانه که بودم درد عجیبی در دلم پیچید دیگر نتوانستم حرکت کنم یک دفع مایه ای از بدنم خارج شد احساس می کردم همین حالا می میرم انگار کسی به من گفت که وقت زایمان است به سختی یک دستمال برداشتم و زیر خودم گذاشتم چند ساعت این درد ادامه داشت تا اینکه کم کم بچه به دنیا آمد.

در تمام این مدت تنها بودم. بچه به دنیا آمد و من بی حال و غرق در خون در آشپزخانه افتاده بودم، پدر وارد آشپزخانه شد من را در آن حالت دید. اولین کلمه ای که به زبان آورد این بود "فاحشه". دیگر از حال رفتم وقتی چشمانم را باز کردم در بیمارستان بودم. پدر، من و بچه را به بیمارستان رسانده بود اما بچه همان لحظات اول مرده بود." قاضی: "در این مدت پدر و مادرت متوجه بارداری تو نشده بودند؟"

دخترک: "من اصلا مادرم را به یاد نمی آورم. وقتی که یک ساله بودم مادرم تصادف کرد و مرد. من با پدر و برادرم زندگی می کنم. پدرم هم چند سالی است که سکته کرده و حواس درستی ندارد و نیمی از بدنش هم لمس شده است. من برای او غذا می پزم و کارهای خانه را انجام می دهم. از وقتی یادم می آید من این کارها را می کردم. حالا هم که پدرم می گوید حاضر نیست مرا در خانه نگه دارد. به من می گوید "فاحشه، بدکاره". حتی غذایی که میپزم را نمی خورد. چند روز پیش هم من را به کلانتری برد و گفت که دیگر حاظر نیست مرا نگه دارد چون با برادرم زنا کردم. راستی زنا یعنی چه؟


قاضی: پدرت با برادرت چه کرد؟
دخترک: چند چک و لگد به او زد. پدرم زورش به برادرم نمی رسد. او را از خانه بیرون نکرد. فقط مرا تحویل ماموران داد و آنها هم مرا به اینجا آوردند. من نمی دانم حالا باید چه کنم. پدرم می گوید اگر غیرت داشتی خودکشی می کردی. تو آدم نیستی و من هم حاضر نیستم تو را نگه دارم. حالا من باید چه کنم. من از دست برادرم شکایت دارم. دخترک از دیروز به بهزیستی سپرده شده جایی که چندان امن نیست اما حداقل برادرش را دیگر نمی بیند و دیگر او نیست که دخترک را مورد تجاوز قرار دهد.

مددکار این دختر می گوید تست هوش نشان داد او از ضریب هوشی بالايی برخوردار است. او به شدت از برادرش می ترسد و برادر برای او یک وحشت بزرگ است این دختر به لحاظ روانی بیمار است.

کسی نمی داند چند سال و یا چند ماه دیگر دخترک را در کدام خیابان و زیر کدام پل پیدا می کنند. کسی نمی داند این دختر وقتی کمی بزرگتر شد او را در کجای خیابان رها و در کجای بیابان پیدا میکنند.

به اشتراک بگذارید:

در همين زمينه:
  • تجاوز به دختر جوان ۸۹/۴/۲۱
  • سوءاستفاده جنسی پدر از دخترانش ۸۹/۳/۱۲
  • زنی ديگر مدعی پرونده رومن پولانسكی شد ۸۹/۲/۲۵
  • قصد تجاوز امام 48 ساله به دختر 11ساله ۸۹/۲/۱۸
  • سوء استفاده جنسی از زندانيان زن در اسپانیا ۸۹/۲/۷
  • تجاوز به دختر جوان در حاشيه‌ بزرگراه ۸۹/۱/۳۰
  • تجاوز جنسی دانشجویان دختر در بریتانیا ۸۸/۱۲/۲۸
  • تجاوز به هشت دختر کلاس دوم ابتدایی ۸۸/۱۱/۲۶
  • نگرانی بان کی مون از تجاوز جنسی در آفريقا ۸۸/۱۱/۱۲
  • بی‌پناهی زنان ترکیه در برابر تجاوز جنسی ۸۸/۱۰/۲۶
  • حقوق زنان | چاپ | eMail | ۸۷/۱۰/۱۴ : 03-01-2009

    خانه تكانی و كاهش استرس
    زنان معتاد افغانی





    آخرين اخبار زنان

    زنان در فيس بوک

    - رکورد زندگی مشترک شکسته شد
    - گردو، درمان کننده سرطان سینه
    - گفته های معتمدآريا بهنگام دريافت جایزه هانری لانگوا
    - مردان زود‌تر از زنان آلزایمر می‌گیرند
    - تشخيص سرطان سينه از روی تار مو
    - معتمدآریا برنده‌ی جایزه‌ سینمایی هانری لانگ لوا
    - آرایشگاه ۵ زن را بلعید!
    - نمایش لباس کابل برای کمک به یک مکتب دخترانه
    - با مصرف روزانه این میوه لاغر شوید
    - دليل وداع هما حسینی چه بود؟
    - هفت غذای سالم برای زنان
    - هیس! دختران فریاد نمی‌زنند
    - مادر فداكار به همراه دخترش غرق شد
    - 5 دلار برای دوستی 10 روزه در فيس بوک
    - اگر این اخلاق ها را دارید، ازدواج نکنید

    تازه ترين خبرهای ايران و جهان
    - اهداف اینترنت پاک برای مسئولان هم مشخص نیست
    - روز گذشته 128 نفر بدست نیروهای بشار اسد کشته شدند
    - تحریمها؛ چین واردات نفت از ایران را کاهش می دهد
    - بیانیه کمپین سفارت سبز در محکومیت وتوی چین و روسیه
    - برنده نوبل: روسیه و چین مسئول کشتار مردم سوریه
    - حكم یكسال محرومیت از تحصیل برای یك نوكیش مسیحی
    - چوب و پیاز برای آقایان کنی، لاریجانی و عسگراولادی
    - بدستور اوباما دارایی های رژیم در آمریکا بلوکه شد
    - سوریه؛ انگستان سفیر خود را از دمشق فراخواند
    - یک فعال دانشجویی به زندان مشکین شهر منتقل شد
    - آمریکا سفارتش را در سوریه بست / خروج کلیه پرسنل
    - ادعای دستگیری تعدادی از همکاران بی بی سی در ایران
    - 48 ساعت دیگر پل تاریخی ساسانی غرق می‌شود
    - ایران اسلامی؛ فروش عروسک‌ های حامی مظلومان
    - اخوان المسلمین: خامنه ای همدست اسد در قتل عام مردم
    - افتتاح "حساب روپیه" بانک مرکزی رژیم در هند
    - 20 سال بی خبری از سرنوشت یک شهروند مهابادی
    - توافق فتح و حماس درباره رياست دولت انتقالی
    - موج سرمای شديد اروپا به سواحل مديترانه رسيد
    - سرکوب با چوب و چماق را نباید به پای نظام نوشت
    - چند پادگان ديگر از تهران خارج می‌شوند
    - اینترنتی شدن ازدواج ها چالشی پیش روی جامعه
    - حمله دزدان دریایی به نفتکش‌ جمهوری اسلامی
    - اين زن را به خاطر تكليف شرعی و دينی به قتل رساندم
    - هنوز مدارس را با علاءالدين و چراع های هيزمی گرم می‌كنند


    جوک اتفاقی : زيرآبی



    برای فرستادن ديدگاه يا نظر خود لطفا اينجا کليک کنيد

    آدرس پست الکترونيکی
    info [at] IranPressNews [dot] com


    گذر از فيلترينگ با کمک گوگل
    Add to Google