آدرس پست الکترونيک [email protected]

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد









شنبه، 2 اسفند ماه 1399 = 20-02 2021

کولبری زنان فاجعه تلخ دیگری از فقر در رژیم ملایان

یک فعال صنفی کارگران مریوان در استان کردستان با اشاره به فقدان فرصت‌های شغلی در این استان حتی برای مردان می‌گوید: چرا باید یک زن، کوله‌بار بر دوشش بگذارد و به اسم کولبر از کوهستان‌های سخت و پرخطر بگذرد؟ آیا این کار دلیلی جز استیصال و ناچاری می‌تواند داشته باشد؟

به گزارش ایلنا، عبدالله بلواسیادامه می‌دهد: در استان‌های مرزی فرصت‌های اشتغال بسیار محدود است. از معدود فرصت‌های شغلی موجود نیز هرگز حمایتی صورت نگرفته است. به همین دلیل است که نیروی جویای کار چاره‌ای ندارد جز اینکه به کولبری پناه ببرد. اما اینکه زنان بخواهند چنین شغل پرخطری را که اصلاً «شغل» نیست، بر عهده بگیرند، بسیار دلخراش و ناراحت‌کننده است.

به گفته بلواسی، در کشور اسلامی، وضع زندگی و معاشِ زنان بدسرپرست یا خودسرپرست نباید اینگونه باشد. وقتی شعار مبارزه با بی‌عدالتی می‌دهیم، باید حواسمان به شهروندان‌مان باشد؛ به این زنان محروم که جان خود را بر سرِ «نان» به قمار گذاشته‌اند!

وی اضافه می‌کند: اینکه ۱۱۰ زن را شناسایی کرده‌اند، اول ماجراست. بدون تردید آمار واقعی بسیار بیشتر از این عددهاست. همانطور که اعلام کرده‌اند، این آمار فقط متعلق به ۷ روستای استان کرمانشاه است بنابراین اگر کل استان‌های غربی را پایش کنند، آمار واقعی چند برابر این عدد است.بلواسی در پایان می‌گوید: مسئولان باید پاسخ بدهند سرمایه‌های عظیم این مملکت، کجا و برای چه کسانی هزینه می‌شود؟ چرا یک زن باید بار بر دوش بگذارد و به کولبری پناه بیاورد؟ چرا هیچ حمایتی از این زنان تنها نمی‌شود؟ وقتی این زنان دچار مصدومیت و بیماری می‌شوند، چه کسی حامی آن‌هاست. کدام نهاد به داد خانواده‌های محروم آن‌ها می‌رسد؟! مگر اصل ۲۹ قانون اساسی نمی‌گوید برخورداری از بیمه و حمایت‌های اجتماعی حقی است همگانی! پس حق این زنان کجا رفته است؟!


تلاش نوجوان کولبر برای خرید گوشی هوشمند با سقوط از کوه ناتمام ماند

مانی، کولبر ۱۴ ساله اهل پاوه کرمانشاه به دلیل سقوط از کوه، مصدوم شد. به گفته خبرگزاری ایلنا، خانواده مستمند این نوجوان برای انتقال او به مراکز درمانی تهران توان مالی ندارد. مانی از ترس دستگیری و بازداشت، تعادل خود را از دست می‌دهد و از کوه سقوط می‌کند.

روزنامه همشهری در این باره نوشت: پسر با بارش سقوط کرد و صدایش درکوه پیچید: «مادر جان، مادر جان، به دادم برس...» زن، غلت‌زدن پسرش در سراشیبی کوه و برخوردش با تخته سنگ‌ها را می‌دید اما جز فریاد زدن کاری از او ساخته نبود. این بخشی از ماجرایی است که چند روز پیش برای کولبری ۱۴ساله رخ داد. پسری به نام مانی که می‌خواست با کولبری گوشی بخرد و در کلاس‌های آنلاین شرکت کند. از قریب به ۴هزار نفری که در روستای شمشیر در نزدیکی شهر پاوه زندگی می‌کنند، اغلب ناچار به کولبری هستند. بارهای سنگین را کیلومترها به دوش می‌کشند و به روستاهای عراق می‌برند تا با پول ناچیزی که نصیب‌شان می‌شود روزگار بگذرانند. آنها ساعت‌ها بارهای بزرگ را که گاهی بیشتر از ۱۰۰کیلو است با چنگ و دندان در پیچ و خم کوه‌های خشن کردستان به دوش می‌کشند. رفتن روی مین، هدف گرفته شدن از سوی نیروهای نظامی، سقوط از کوه یا جان دادن در سرما را به جان می‌خرند تا شرمنده خانواده‌شان نباشند. اما در این بین گاهی کودکان و زنان هم ناخواسته به کولبری رو می‌آورند؛ مثل مانی ۱۴ساله و مادرش روناک.

مادر و پسر کولبر
روناک زن ۳۸ساله روستایی، همراه پسر ۱۴ساله‌اش مانی و دختر ۱۰ساله‌اش مونا در روستای شمشیر، در چند کیلومتری پاوه زندگی می‌کنند. روناک بعد از جدایی از شوهرش، به تنهایی بار زندگی را به دوش می‌کشد. او ابتدا نان محلی می‌پخت و می‌فروخت اما بعد از گران شدن آرد دیگر این کار برایش فایده چندانی نداشت. از آن زمان بود که مثل صدها مرد دیگرِ روستا تصمیم گرفت کولبر شود. او بارهای سنگین را از روستا به آن طرف مرز در منطقه طویله عراق می‌برد و پول ناچیزی نصیبش می‌شد. نیمه شب بارها را می‌برد و کمی قبل از ظهر با دست پر به خانه برمی‌گشت. اما از ۲ سال قبل وقتی مانی بزرگ‌تر شد، گفت که او هم می‌خواهد کولبری کند. او می‌گفت غیرتش قبول نمی‌کند که مادرش به کولبری برود اما او در خانه بماند.

کولبری دررؤیای «شاد»
از چندماه قبل مادر و پسر با هم به کولبری می‌رفتند و چون می‌توانستند بار بیشتری حمل کنند پول بیشتری گیرشان می‌آمد و وضعیت زندگی‌شان بهتر شده بود. اما وقتی مدرسه‌ها باز شد مانی باید به مدرسه می‌رفت. او پسر درس‌خوانی بود و مادرش می‌خواست به هر قیمتی که شده مانی درسش را ادامه بدهد، اما کرونا کلاس‌ها را غیرحضوری کرده بود و دانش‌آموزان باید با نرم‌افزار شاد و از طریق موبایل و تبلت در خانه درس می‌خواندند. اما زن جوان که درگیر مخارج روزمره زندگی‌اش بود چطور می‌توانست برای پسرش گوشی موبایل بخرد؟ به همین دلیل بود که این بار مانی با انگیزه جمع کردن پول برای خریدن گوشی به کولبری می‌رفت. او رسیدن به آرزوهایش را در کولبری، خریدن گوشی، درس خواندن با شاد و رفتن به دانشگاه می‌دید.

حادثه در کوهستان
کولبران روستای شمشیر معمولا نیمه‌های شب به طرف مرز عراق روانه می‌شوند. آنها باید مسافتی را با ماشین به طرف مرز بروند اما از آنجا به بعد باید با پای پیاده به دل کوه و کمر بزنند. چند شب قبل روناک و مانی ۴بسته ۲۵کیلویی لوبیا را که در عراق مشتریان خوبی دارد با خود به نقطه صفر مرزی بردند.از ساعت ۲صبح راه رفته بودند تا به آنجا برسند. کمی مانده به مرز همراه چند کولبر دیگر استراحت می‌کردند تا آسمان روشن شود. اما وقتی سپیده زد مأموران سر رسیدند و بار همه‌شان را توقیف کردند. کولبران که بارهایشان را از دست داده بودند، به طرف روستا به راه افتادند. وضعیت روناک و مانی اما فرق می‌کرد. وقتی مأموران از آنجا دور شدند و بقیه کولبران هم رفتند، مانی به مادرش گفت که دو بسته از بارها را کنار سنگی مخفی کرده است. مانی از کوه بالا رفت و خودش را به بارهایی که مخفی کرده بود رساند اما همین که می‌خواست بسته‌های لوبیا را پایین بیاورد ناگهان یک خودرو سر رسید و ماموری از آن پیاده شد.او به مانی گفت بارها را زمین بگذار و برو اما پسر کولبر همراه بارها شروع به دویدن در سراشیبی کوه کرد. همین که چند گام برداشت، پایش پیچ خورد و به پایین پرتاب شد. پسر با بارش در سراشیبی کوه غلت می‌خورد و با تخته سنگ‌ها برخورد می‌کرد. صدایش در کوه می‌پیچید که می‌گفت: «مادر جان، مادر جان، به دادم برس...» زن، پسرش را می‌دید اما جز فریاد زدن کاری از او ساخته نبود. وقتی خودش را بالای سر او رساند، سر و صورت مانی غرق خون بود. با رفتن مامور، روناک مانده بود و پسر مجروحش و یک دنیا دلواپسی.

در بیمارستان
حالا چند روز از این حادثه تلخ می‌گذرد و زن جوان و پسرش گرفتار بیمارستان هستند. روناک رستم‌زاده می‌گوید: آن روز سخت‌ترین روز زندگی‌ام بود. نه تلفن آنتن می‌داد و نه ماشینی رد می‌شد که کمک بگیرم. مانی خونریزی زیادی داشت. چشم، بینی و صورتش به تخته سنگ‌ها خورده بود. او را به دوش گرفتم و به روستایی که آن نزدیکی بود بردم اما آنجا هیچ امکاناتی نداشت. به زحمت توانستم با برادرم تماس بگیرم و کمک بخواهم. مانی را به پاوه منتقل کردیم و در آنجا صورتش را ۸بخیه زدند. صورتش ترکیده و بینی‌اش شکسته بود اما چون هزینه مداوایش را نداشتم رضایت دادم و او را به خانه بردیم. چند روزی پسرم در خانه بود اما چون خونریزی داشت مجبور شدم دوباره او را به بیمارستانی در کرمانشاه ببرم. پسرم ۴روز در آنجا بود اما پزشکان گفتند به خاطر آسیبی که به چشمش وارد شده باید به تهران منتقل شود.مادر مانی می‌گوید: پسرم سال گذشته معدلش ۱۸/۹۳ شد و همه نگرانی‌اش مدرسه رفتن بود. کولبری می‌کرد که بتواند موبایل بخرد و از درس و مشق‌هایش عقب نیفتد، اما حالا با وضعیتی که پیدا کرده نه‌تنها نتوانست موبایل بخرد بلکه از درس‌هاش عقب افتاد. از طرفی مخارج درمان او برای ما که هیچ پولی نداریم کمرشکن است.او ادامه می‌دهد: از زمانی که به خاطر اعتیاد شوهرم از او جدا شدم بچه‌هایم را به تنهایی بزرگ کردم و اما این روزها برایم از همیشه سخت‌تر است. مانی همه امید و مرد خانه‌ام بود. اینکه او را روی تحت بیمارستان ببینم برایم سخت است.



شهنام September 14, 2020 11:09 AM

آخوندزاده ها و سایر کفتارزاده ها در آمریکا و کانادا این خبر را خواندند و خندیدند غافل از اینکه آه آن مادر گریبانشان را عاقبت خواهد گرفت

گزارش یا اعتراض به این نظر


azadi September 14, 2020 04:34 PM

در صورت نابودی این حکومت اهریمنی اگر کسی میخواهد مسلمان باشد بعقیده من باید از تیمارستان گواهی بگیرد نفت گاز زیر پایمان خرج دمکراتهای کثیف و انگلیس و آلمان و فرانسه هر چه باسن نشسته ی اسلامی میشود بعد این جوان بیچاره باید أرزوی موبایل کنه...تف به تو ای روزگار

گزارش یا اعتراض به این نظر


فرزان December 9, 2020 11:02 AM

با احترام به مردم زحمتکش کردستان،
من واژه کولبر را نمی پذیرم هیچکس به بهانه نداری یا گرسنگی نباید در کار قاچاق غیر قانونی شرکت کند قاچاق جنس به هر فرم جرم است، اعتراض به رژیم نمی تواند بشمار آید

گزارش یا اعتراض به این نظر


شهنام December 9, 2020 07:42 PM

گویا کامنت گذار فرزان احتمالا نفسش از جای گرم در می آید وگرنه کدام آدم عاقلی میخواهد صد کیلو بار را روی شانه اش بگذارد و کیلومتر‌ها راه برود و شاید با تیر کشته شود و شاید هم از پرتگاهی پرت شود آنهم به خاطر دویست هزار تومان؟ اگر گرسنگی و بدبختی نبود کدام کرد شرافتمندی به چنین خفتی تان در میداد؟

گزارش یا اعتراض به این نظر


Reza December 9, 2020 11:28 PM

شما چرا در هر قسمت خبری یک موضوع را دو یا سه بار تکرار میکنید مثل (همین موضوع مادر ‌و پسر کولبر) لطفا از تکرار چند باره یک موضوع که تقریبادرتمامی خبرها مشاهده می‌شود خود داری کنید با تشکر

گزارش یا اعتراض به این نظر


فرزان December 10, 2020 10:46 AM

در پاسخ به کامنت گزار شهنام، میفهم که مردم کردستان از زور بیچارگی مجبور به کولبری میشوند که از ته دل ناراحت کننده است ولی از سوی دیگر قاچاق کالا نمیتونه راه حل باشه
اگر به این منوال نگاه کنیم، شاید بیشتر قاچاقچی ها و دزد ها و مجرمین هم از روی بدبختی به جرم روی آوردند، پس باید برای اونها هم یک سری نام های گوش نواز مانند کولبر پیدا کرد

گزارش یا اعتراض به این نظر


شهنام February 20, 2021 10:00 AM

خطاب به کاربر فرزان : شما اگه نگران قاچاق هستی بهتره انرژیتو صرف سپاه قاچاقچیان انقلاب بکنی در ضمن تو هم گرسنگی بکشی قاچاق که هیچی ممکنه دست به یه کار دیگه هم بزنی برو پسر جان کسی که درد این ملتو نفهمه حق اظهار نظر هم نداره

گزارش یا اعتراض به این نظر


ب.د.د. February 20, 2021 10:21 AM

تا زمانیکه توانمندی دورغین اتمی وسیله سیاست استعمار اروپائیان بر ایران باشد ، مردم با مشکل و فقر بزرگتری دست و پنجه خواهند زد و هزینه های جانی جوانانمان همچنان زیاد و گوش و دهان و چشم برجامیهای جهانی کر و کور و لال در برابر این هزینه ها خواهد ماند دشمن اصلی ایرانیان سه کشور اروپائی هستند و رژیم تنها دست دراز آنها نبایست این دوشمن خارجی که در ایران انستیتو ها دارند ، فراموش کرد

گزارش یا اعتراض به این نظر


Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید:
  5393 بازدید |






© copyright 2004 - 2021 IranPressNews.com All Rights Reserved
Cookies on IranPressNews website
We use cookies to ensure that we give you the best experience on our website. This includes cookies from Google and third party social media websites if you visit a page which contains embedded content from social media. Such third party cookies may track your use of our website. We and our partners also use cookies to ensure we show you advertising that is relevant to you. If you continue without changing your settings, we'll assume that you are happy to receive all cookies on our website. However, you can change your cookie settings at any time.