تفکيک جنسيتی سارا و دارا در نمايشگاه کتاب
روزنامه ابتکار: روز گذشته برخي از رسانهها تيتر زده بودند «سارا» بدون «دارا» به نمايشگاه کتاب تهران آمد.اين موضوع سئوالات بسياري را به ذهن متبادر ميکند. که حالا ما يکي شو اين جا مطرح ميکنيم که چرا؟ واقعا چرا سارا بدون دارا به نمايشگاه کتاب تهران آمد؟ يک پاسخ که به ذهن خود ما متبادر شده ( بيچاره ذهن که هي بايد بهش متبادر بشه)اين است. چون روز اول که رئيس جمهور رفته بود نمايشگاه را افتتاح کنه با صداي بلند گفته بود:” اهالي فرهنگ( منظورش همينايي که هرساله بلند ميشند ميرن نمايشگاه کتاب) نياز به گشت ارشاد ندارند" و نيم ساعت بعد برخي از همين رسانهها تيتر زده بودند که”گشت ارشاد در نمايشگاه" و در شرح خبر آمده بود:" همزمان با آغاز بيست و هفتمين نمايشگاه بينالمللي کتاب تهران مأموران گشت ارشاد در وروديهاي مصلاي تهران حاضر شده و به برخي مراجعهکنندگان به نمايشگاه تذکر ميدهند.".يعني اين که دوستان نگذاشتند که عرق رئيس جمهور خشک بشه گفتن مزد حرف زدن شو بديم. به همين خاطر بعضي گفته اند که اين روزها رئيس جمهور هر کاري که ميخواد بشه بايد يه جوري نشون بده که معلوم نشه دوست داره اون کار بشه(فکر کنم منظورمو رسوندم)
به خاطر همين حرف رئيس جمهور که به خاطرش گشت ارشاد در نمايشگاه مستقر شده،سارا هم ترجيح داد که بدون دارا به نمايشگاه بره. او که کلا شناسنامه نداره چه جوري بايد ثابت کنه که با دارا نسبت بدي نداره.يا چه جوري بايد ثابت کنه که بابا! نمايشگاه کتاب که جاي اين کارا نيست و فقط اومدن چندتا از اين کتابهاي”حسني نگو، بلا بگو" بخرن.
يک موضوع ديگري که همين الان به ذهنم رسيد اينه که شايد هم مسئولان کانون پرورش فکري، ترسيدن وفکر بکري به سرشون زد که به نوبه خودشون تفکيک جنسيتي را از همين عروسکهاي توليدي خودشون آغاز کنن. اگرچه قبلا يه نفر ميخواست اونا را به عنوان خواهر و برادر ايراني تو يک جعبه بذاره و به مردم عرضه کنه، ولي واقعا از کجا معلوم که برادر و خواهرها در کنار همديگه قرار بگيرن؟ شايد يک سارا، بايک دارا در يک جعبه قرار ميگرفت که پسر خاله اش بود.اصلا شايد يک دارا که هيچ نسبتي با يک ساراي ديگه نداشت خودشو برادر جا ميزد و توي جعبه با اون بسته بندي ميشد.از اين کارها بزرگترا خيلي ميکنن که با هم تويک جعبه قرار بگيرن.
يک مقام مسئول در کانون پرورش فکري که نخواست نامش فاش شود درباره اين که چرا عروسک دارا کمتر توليد ميشه گفت: تقاضا آقا ! تقاضا نداريم. وي در توضيح اين موضوع سئوالي را مطرح کرد: شما تا الان ديدين که يک آقا در کنار خيابون وايساده باشه ماشينا براش صف بکشن و بوق بزنن؟ به نظر ميرسد که اين حرف درباره اين موضوع براي خودش استدلالي است. ما که پذيرفتيم.شما هم مختارين که فقط بپذيرين. کلا در برابر استدلالهاي مسئولين يک راه بيشتر وجود نداره.