دهن کجی به معلمان در هفته معلم
روزنامه مردمسالاری: در چند روز گذشته در روند معکوسي که دولتمردان در افاضات خود به مناسبت هفته معلم بر آن اصرار داشتند، نه تنها معلمان شاهد هيچ فرايند مثبتي در امور مربوط به خود نبودند بلکه دهن کجي بزرگي را از سوي وزارت آموزش و پرورش ديدند که انتظار آن را به هيچ وجه از سوي دولتمردان اعتدال نداشتند. دقيقاً در هفتهاي که به نام معلم نامگذاري شده است هديه تلخ دولت اعتدال به زور به فرهنگيان تحميل ميگردد. بيمه طلايي که در سالهاي قبل به جهت جبران بخش کوچکي از نارواييهاي تحميل شده بر معلمان پيشنهاد و نهايتاً اجرايي شد در اين روزهاي پر تعارف که از سر و رويش نام (و البته فقط نام) معلم به عنوان تزئين سخنرانيها ميبارد، نفسهاي آخرش را ميکشد و شايد فقط منتظر يک تير خلاص باشد. واقعاً مقامات وزارت آموزش و پرورش را چه شده است که در ادامه نگاه تحقير آميز و صرفاً مادي خويش به معلمان، در حساب و کتاب غير منصفانهشان به اين نتيجه ميرسند که هم ميزان موارد شمول اين بيمه را کاهش دهند و هم حق بيمه را دوبار در همين هفته بالا ببرند. مبلغي که تا سال گذشته برعهده بيمه گذاران بيمه طلايي يعني معلمان بود شامل يازده هزار تومان ميشد که چند روز پيش ابتدا به 23000 تومان و فقط در عرض سه روز ديگر به 26000 تومان ارتقا يافت و کسري از هزينه عينک و دندانپزشکي که از موارد شمول آن نيز ميشد بيهيچ توجيهي حذف گرديد. اين هفته اما به يکباره و به عنوان پاسداشت مقام معلم (!) تشخيص داده شد که خيل عظيم معلمين که به زعم برخي مقامات فقط مصرف کننده هستند شايسته آن نميباشند که دارنده بخش کوچکي از مزايايي که برخي از ديگر کارمندان سالهاي سال از آن برخوردار بوده و هستند، باشند.
آن چه بيش از هرچيز در اين موضوع، معلمان را زجر ميدهد، وجود نگاه به شدت تبعيضآميز به آنان در مقايسه با ديگر کارکنان دولت است که به ظاهر توليد کننده به حساب ميآيند. معلمان از خود ميپرسند که آيا توليد فکر و فرهنگ و يا انتقال آن به نسل بعد و در نتيجه توليد نيروي متفکر و مولد جوان، به نوعي توليد و حتي مهمترين نوعِ توليد نميباشد. اين سؤال نيز در خور تأمل است که کدام سليقه معلولي پيشنهاد نموده است که چنين تضييع فاحشي در حق معلمين در چنين برهه زماني و دقيقاً در هفته معلم با چنين رفتار تحقيرآميزي صورت بگيرد. چنين تضييع حقي از معلمان در هفته اي که به نام آنان نامگذاري شده پيامي روشن دارد. پيامي که به راحتي ميتوان فهميد براي متوليان آموزش و پرورش دولت اعتدال آن چه کمترين است «معلم» است و ديگر هيچ. معلمين گرچه همپاي بقيه اقشار مردم در مخالفت با سياستهاي دولت احمدينژاد به دولت اعتدال روي آوردند ولي در تضاد با ميل باطني و آرزوي قلبي خود شاهد هستند که عملکرد ضعيف بعضي مديران آموزش و پرورش چگونه دارد با بياعتنايي، آنان را محروم از حقي ميکند که بايد سالها پيش و با وسعت بيشتري نصيب آنان ميشد. به اين ترتيب بايد عنوان کرد که دولت تدبير و اميد در حال از دست دادن سرمايه اجتماعي عظيمي است که مطمئناً با هيچ نوع سرمايه مادي نميتوان آن را بازگشت داد و اي کاش در اين مورد با انديشه بيشتري و با تفکر خردمندانهتري وارد عمل شود.