- چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد
- تحلیل؛ این جنگ بازطراحی معماری خاورمیانه برای دهههای آینده است - مرگ دیکتاتور مسخرهای که هرگز نفهمید پشت و روی زندگی کدام است - نامه سرگشاده به عبدالله مهتدی و دیگر گروههای سیاسی کُرد - دانشگاه؛ تصور میکرد میتواند صدای اعتراضات را در حمامی از خون خفه کند - خامنهای درمانده چه تسلیم بشود و چه نشود، مثل صدام و قذافی باید برود - تیر خلاص بهمثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ - فداکاری مردم ایران و اراده اسرائیل ما را به این لحظه تاریخی رسانده است - انقلاب شیروخورشید؛ هر چه به ما تیر زدن، تبر زدن...، زخم نشد، جوانه شد - نخست وزیر سابق فرانسه: همه باید تلاش کنند تا رژیم خامنهای به درک واصل شود
- احتمال جانشینی مجتبی به جای پدرش همزمان با دستگیری پاسداران در قطر
- فیلم؛ ویدئوی ارتش اسرائیل: حملات به پایگاههای بسیج در تهران آغاز شد - اسرائیل از نمایندگان رژیم خواست لبنان را فورا ترک کنند؛ فرانسه به جنگ پیوست - بمبافکنهای رادارگریز B-2 در آسمان ایران؛ گراهام: سقوط رژیم نزدیک است - فیلم؛ ماموران موساد سالهاست که آقامجتبی را در بیت رهبری زیر نظر دارند! - حمله آمریکا و اسرائیل به مراکز سرکوب در ایران آغاز شد؛ شدیدترین حملات در راه - رژیم کنترل اوضاع را از دست داده؛ مراسم تابوتگردانی خامنهای به تعویق افتاد - هشدار وزیر دفاع اسرائیل به رهبر جدید جمهوری اسلامی؛ مواظب خودت باش! - ایران؛ حیرت روسیه از هوش ترامپ! وزیر جنگ آمریکا: تازه شروع به شکار کردهایم - چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد
- بیانیه فعالان حقوق بشر: وضعیت بحرانی و اضطراری در زندان اوین
- چند تن از معترضانی که به اعدام محکوم شده اند زیر ۱۸ سال سن دارند - روایتهای دردناک؛ مأموران برای بردن پیکر زخمی به داخل خانه هجوم آوردند - این هموطن فداکار برای جلوگیری از آسیبدیدن نوجوانان به خیابان رفته بود - کانون ایرانشناسی دانشگاه: ایران هرگز به پیش از ۱۹ دیماه بازنخواهد گشت
- ایران؛ حیرت روسیه از هوش ترامپ! وزیر جنگ آمریکا: تازه شروع به شکار کردهایم
- چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد - بمبافکنهای رادارگریز B-2 در آسمان ایران؛ گراهام: سقوط رژیم نزدیک است - احتمال جانشینی مجتبی به جای پدرش همزمان با دستگیری پاسداران در قطر - ترامپ: میخواهند مذاکره کنند اما دیگر دیر شده/اسرائیل: باید کار را تمام کنیم
- رسوایی اپستین دامن خانواده سلطنتی انگلیس را رها نمیکند؛ بازداشت اندرو
- مرگ ناگهانی تهیهکننده سریال "تهران"؛ جسدش در اتاق هتلی در یونان کشف شد - ترانه شروین؛ تقدیم به جانباختگان و قلبهای داغدار بازماندگان دیماه خونین - ویدئوکلیپ دیدنی؛ شیر غران ایران به دنبال شکار موشعلی تا سپیده دم آزادی - طرفداران ترامپ با تولید این ویدئوکلیپ خواهان حمله به بیت خامنهای شدند
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد
- برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده - کاریکاتور فعال ضد اسرائیلی: گنبد آهنین عربی برای حمایت از اسرائیل ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
پنجشنبه، 11 دی ماه 1393 = 01-01 2015سال نوی جهانی و حسرت آزادی های آشکاراما ما، در قرن بیست و یکم، در میانه ی قرون تاریکی نشسته ایم که حاکمان کشورمان شادمانی و آرامش را حق انسان نمی دانند؛ گریه را ثواب می خوانند و اندوه و ماتم و ترس از دوزخ را بر کل زندگی او مسلط کرده اند. شکوه میرزادگی یادداشتی برای آغاز سال 2015 سال نوی جهانی و حسرت آزادی های آشکار این روزها مردمان بیشترین کشورهای جهان، با هر مذهب و مرام و عقیده ای، منتظر سال نویی هستند که اگر چه آغازگاه آن در تولد مسیح (که خود الگوبرداری از تولد مهر ايرانی ست) می باشد، اما دیگر وابسته به هیچ مذهبی نیست. اکنون نو شدن سال ديگر آن نو شدنی نیست که تنها وابسته به مسحیت بود و زیر سایه ی سیاه و تلخ کارگزاران مذهبی برگزار می شد. پس از رنسانس اروپا و کنار گذاشتن مذهب از حکومت و آموزش و پرورش، نو شدن سال هم، مثل بسیاری از نمودهای دیگر فرهنگی، هویتی مستقل و آزاد پیدا کرد و رفته رفته متعلق به همه ی افرادی شد که در کشورهای غربی زندگی می کنند. وآنگاه، برخی از کشورهای دیگر جهان، از کشورهای قاره ی آمریکا گرفته تا استرالیا و آسیا و آفریقا بمرور اول ژانویه را به عنوان آغاز «سال جهانی» پذیرفتند. حتی برخی از مردمان کشورهای ایران و هم فرهنگ ایران، که سال نوی زمینی و زیبایی چون نوروز دارند، به شکلی رسمی یا غیر رسمی در جشن های مربوط به سال جهانی نیز شرکت می کنند. در بین این کشورها، ایرانی های مقیم کشورهای غربی، بیشتر از دیگران این روزهای سراسر جشن و شادمانی و همبستگی را با حسرت نگاه می کنند. زیرا می بینیم که سال هاست در سرزمین دیکتاتور زده ی ما، علاوه بر انواع تبعیض ها، و علاوه بر نبود ساده ترین آزادی ها، ما را از داشتن طبیعی ترین آزادی های بشری، یعنی آزادی خندیدن و شادمانی کردن، آزادی رقصیدن و آواز خواندن، و آزادی داشتن جشن هایی همگانی محروم کرده اند. از «پارتی های پنهانی» جوان ها در ایران می گویند و از رقصیدن ها و آواز خواندن های زیرزمینی برخی از مردمان مرفه خبر می دهند. و اگرچه اين ها همه تلاشی برای لحظه ای نفس کشیدن است، اما کاملا روشن است که همه ی این «پنهانی» ها و «زیرزمینی» ها و «یواشکی» ها نمی توانند یک در صد لذت و اثر مثبت روانی و فیزیکی آزادی های آشکاری را داشته باشد که مردمان خوشبخت کشورهای دموکراتیک، سکولار و آزاد جهان دارند؟ کدام انسان سالمی می تواند بگوید که از تماشای میلیون ها مردمانی که در خانه ها و رستوران ها و میخانه ها و خیابان ها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، می نوشند و می رقصند و عشق می ورزند و شادمانی را با هم قسمت می کنند لذت نمی برد؟؛ همان مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره شان کاملا آزادند. مگر همه ی فلاسفه ی نیک اندیش و خردمندان برجسته و مصلحان جهان، و بیشترین پیامبران حتی، نظریات و تئوری ها و پیشنهادات و فرامین شان برای بوجود آوردن شادمانی برای مردمان نبوده است؟ آنها، حتی وقتی از رفاه و عدالت سخن گفته اند، هدف شان آن بوده که در سایه ی این ارزش ها مردمان به شادمانی و آرامش برسند. اما ما، در قرن بیست و یکم، در میانه ی قرون تاریکی نشسته ایم که حاکمان کشورمان شادمانی و آرامش را حق انسان نمی دانند؛ گریه را ثواب می خوانند و اندوه و ماتم و ترس از دوزخ را بر کل زندگی او مسلط کرده اند. و ما هنوز، همچون مردمان قرون وسطا از محتسب و تعزیز می ترسیم و دل مان خوش است که در سرزمین رنج دیده مان، در پستوها و زیرزمین ها، مردمان محروم از شادمانی و آزادی مان «پنهان باده می نوشند»؛ و حواس خیلی ها به اين واقعيت نیست که این حاکمان بی خرد و در خیال های باطل خود اسیر، با نابودی آزادی و شادمانی «ناموس عشق و رونق عشاق می برند» یعنی تنها اکسیر نجات دهنده ی انسان از توحش و عقب ماندگی را از او می گیرند. با این همه، چه زیبا و امیدبخش است که هر ساله می بینیم همچنان، در نو شدن سال جهانی، عطر شادمانی در خیابان های آذین بسته ی چراغان شده ی کشورهای زیادی در جهان پراکنده می شود، و میلیون ها تن از هم زمینی های ما، این خوشبختی را دارند که می توانند آشکارا و آزاد شاد باشند، و مهربانی و خنده را با هم تقسیم کنند. و چه زیباست که می بینیم در این سرزمین ها هستند بسیار انسان های آگاه و شریفی که می کوشند این آزادی و شادی را، و همه ی آن چه های دیگری را که دارند، با همه ی مردمان جهان تقسيم کنند و شريک شوند. گویی آنها بيشتر از ما دريافته اند که انسان واقعی نشانه ی روشن مهربانی و تجسم عشقی همگانی است. سال نوی جهانی شاد باد |