- چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد
- تحلیل؛ این جنگ بازطراحی معماری خاورمیانه برای دهههای آینده است - مرگ دیکتاتور مسخرهای که هرگز نفهمید پشت و روی زندگی کدام است - نامه سرگشاده به عبدالله مهتدی و دیگر گروههای سیاسی کُرد - دانشگاه؛ تصور میکرد میتواند صدای اعتراضات را در حمامی از خون خفه کند - خامنهای درمانده چه تسلیم بشود و چه نشود، مثل صدام و قذافی باید برود - تیر خلاص بهمثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ - فداکاری مردم ایران و اراده اسرائیل ما را به این لحظه تاریخی رسانده است - انقلاب شیروخورشید؛ هر چه به ما تیر زدن، تبر زدن...، زخم نشد، جوانه شد - نخست وزیر سابق فرانسه: همه باید تلاش کنند تا رژیم خامنهای به درک واصل شود
- احتمال جانشینی مجتبی به جای پدرش همزمان با دستگیری پاسداران در قطر
- فیلم؛ ویدئوی ارتش اسرائیل: حملات به پایگاههای بسیج در تهران آغاز شد - اسرائیل از نمایندگان رژیم خواست لبنان را فورا ترک کنند؛ فرانسه به جنگ پیوست - بمبافکنهای رادارگریز B-2 در آسمان ایران؛ گراهام: سقوط رژیم نزدیک است - فیلم؛ ماموران موساد سالهاست که آقامجتبی را در بیت رهبری زیر نظر دارند! - حمله آمریکا و اسرائیل به مراکز سرکوب در ایران آغاز شد؛ شدیدترین حملات در راه - هشدار وزیر دفاع اسرائیل به رهبر جدید جمهوری اسلامی؛ مواظب خودت باش! - رژیم کنترل اوضاع را از دست داده؛ مراسم تابوتگردانی خامنهای به تعویق افتاد - چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد - ایران؛ حیرت روسیه از هوش ترامپ! وزیر جنگ آمریکا: تازه شروع به شکار کردهایم
- بیانیه فعالان حقوق بشر: وضعیت بحرانی و اضطراری در زندان اوین
- چند تن از معترضانی که به اعدام محکوم شده اند زیر ۱۸ سال سن دارند - روایتهای دردناک؛ مأموران برای بردن پیکر زخمی به داخل خانه هجوم آوردند - این هموطن فداکار برای جلوگیری از آسیبدیدن نوجوانان به خیابان رفته بود - کانون ایرانشناسی دانشگاه: ایران هرگز به پیش از ۱۹ دیماه بازنخواهد گشت
- ایران؛ حیرت روسیه از هوش ترامپ! وزیر جنگ آمریکا: تازه شروع به شکار کردهایم
- چرا باید در این شرایط حساس تمام قد از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد - بمبافکنهای رادارگریز B-2 در آسمان ایران؛ گراهام: سقوط رژیم نزدیک است - احتمال جانشینی مجتبی به جای پدرش همزمان با دستگیری پاسداران در قطر - ترامپ: میخواهند مذاکره کنند اما دیگر دیر شده/اسرائیل: باید کار را تمام کنیم
- رسوایی اپستین دامن خانواده سلطنتی انگلیس را رها نمیکند؛ بازداشت اندرو
- مرگ ناگهانی تهیهکننده سریال "تهران"؛ جسدش در اتاق هتلی در یونان کشف شد - ترانه شروین؛ تقدیم به جانباختگان و قلبهای داغدار بازماندگان دیماه خونین - ویدئوکلیپ دیدنی؛ شیر غران ایران به دنبال شکار موشعلی تا سپیده دم آزادی - طرفداران ترامپ با تولید این ویدئوکلیپ خواهان حمله به بیت خامنهای شدند
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد
- برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده - کاریکاتور فعال ضد اسرائیلی: گنبد آهنین عربی برای حمایت از اسرائیل ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
سه شنبه، 30 دی ماه 1393 = 20-01 2015گفتيم درياچه اروميه خشک می شود، خنديدندگفتوگو با «فاطمه ظفرنژاد» درباره بحران آب و كشاورزي روزنامه اعتماد: درياچه اروميه خشك شد. كارون، تنها رود قابل كشتيراني در ايران خشك شد. كرخه و سيمره و هورالعظيم هم خشك شدند. گاوخوني و زايندهرود هم خشك شدند. شادگان و سيروان و... در حال خشكيدن هستند. اگر همين طور پيش برويم و به خودمان نجنبيم، نبايد انتظار داشته باشيم جز خزر و خليج فارس و درياي عمان هيچ خط يا نقطه آبي روي نقشه ايران داشته باشيم. بحران آب در ايران آشكار است؛ از خشكيدن رودها، درياچهها و تالابها با سدسازي و انتقال ناكارآمد و ناپايدار آبها. بحران آب آشكار است؛ از افت خطرناك سفرههاي آب زيرزميني. بحران آب آشكار است؛ از مصرف زياد آب در اين سرزمين كم آب و آلودگي شديد آن، از ساخت وسازهاي ناشيانه فارغ از تامين، فارغ از تدبير براي كاهش مصرف و فارغ از بازچرخاني آب. بحران آب آشكار است؛ از تهي شدن سدها و بهاي رايگان آب براي توانگرترين و نامولدترين اقشار كلانشهرها در سرزميني با منابع بسيار محدود آب. «فاطمه ظفرنژاد»، كارشناس حوزه آب، كشاورزي و توسعه پايدار است. رسانهيي نيست. آدم سختي است. در گفتوگو راحت راه نميدهد. علاقهيي به رسانهها و رسانهيي شدن نداشته و ندارد. تنها دغدغهاش آب و طبيعت و محيط زيست است. از آن دست آدمهايي است كه همهچيزش را فداي طبيعت و محيط زيست كرده است. او خود را در برابر بچههاي و آيندگان مسوول ميداند. او ميگويد انسانها بايد مسووليت اعمالشان را بپذيرند و پاسخگو باشند. بايد طبيعت را همان طور كه تحويل گرفتهاند تحويل نسل بعدي دهند. دنيايي از اطلاعات دارد. هر چه تلاش كنيد حاضر به مصاحبه تلفني نميشود. با اصرار من راضي شد كه به صورت حضوري با هم ملاقات كنيم ولي به شرط آنكه كتابهايش را پيش از گفتوگو بخوانم. كتابهايش را به سختي تهيه كردم و خواندم؛ «مديريت آب در ايران و توسعه پايدار» و «رودهاي خاموش»؛ يكي درباره مديريت آب در ايران بود وكتاب ديگر كه ترجمه شده بود به بيان تجربيات مديريت ناكارآمد منابع آبي در جهان ميپرداخت. هر چند كتاب اول خيلي سنگين و تخصصي بود ولي اطلاعات خوبي در اختيار خواننده ميگذاشت. بعد از مطالعه كتابها، سوالهاي اوليه را طراحي كردم و به سراغش رفتم. سه روز در هفته در دفتري در سعادت آباد تهران، جنب بيمارستان عرفان مشغول است. در نخستين برخورد چيزي كه به چشم ميآيد سادگي و بيآلايشي اوست. چند گلدان كوچك و چند گلدان بزرگ در دفترش است كه معلوم است خوب به آنها رسيدگي ميكند. شايد طبيعي باشد چون رشته تحصيلي خانم مهندس كشاورزي بوده و در زمينه پرورش و نگهداري گياهان تخصص دارد. گياهخوار است و چاي سبز مينوشد. اطلاعات عمومي بالايي دارد و همگام با فناوري اطلاعات و تكنولوژي به روز است. به ادبيات فارسي و تاريخ تسلط دارد. در صحبتهايش خيلي از اشعار شعراي نامدار ايراني به ويژه حافظ و مولانا استفاده ميكند. با او قرار گفتوگو گذاشتم. روز موعود با 5 دقيقه تاخير آمد. با اينكه مسافت زيادي را پياده آمده بود و چهار طبقه را هم با پله بالا آمده بود ولي نشاني از خستگي در چهرهاش ديده نميشد. به قول خودش ورزشكار است و به كوهنوردي علاقه خاصي دارد. او مولف كتاب دانشگاهي «توسعه پايدار و مديريت آب در ايران» و مترجم كتابهاي «رودهاي خاموش»، «مديريت و اقتصاد زيست محيطي» است و همچنين بيش از 70 مقاله در نشريات ايراني و مجلههاي علمي معتبر بينالمللي منتشر كرده است. اگر نام او را به زبان انگليسي در گوگل جستوجو كنيد، ميتوانيد مقالات علمي او را به زبان انگليسي پيدا كنيد. اين گفتوگو، بحث با بحران آب و توسعه پايدار در ايران آغاز ميشود. بحث به مديريت ناكارآمد منابع آبي در ايران و جهان و سياستگذاريهاي كارشناسي نشده و نادرست ميرسد. او كارگزاران، ديوانسالاران و مديران دولتي را بحرانسازان اصلي در بخش آب ميداند و واژه مافياي آب را درباره آنها به كار ميبرد. بحث به حال و روز رودها، تالابها و درياچههاي خشكيده و خاموش در ايران ميرسد. همچنين عملكرد كارگروه درياچه را بررسي ميكند و براي همه اين بخشها راهكار كارشناسي شده ميدهد. او در ادامه از تمدن آبي ايران و جايگاه ايران در منابع آبي جهان ميگويد و شيوههاي سنتي بهرهبرداري از منابع آبي در ايران را بهترين روش براي مديريت كارآمد منابع آبي ميداند. در پايان هم به حكمراني آب و امنيت غذايي ميپردازد. در بخشجنوبي درياچه آرال شيوع تبتيفوييدي، هپاتيت، بيماريهاي كليوي و معده و دردهايمزمن بهگونه سرسامآوري تا ۶۰ برابر افزايش يافت. نزديك به ۷۰ درصد از جمعيت بازمانده در شهري در نزديكي درياچه آرال شرايط پيشسرطاني داشتند، بيش از ۸۰ درصد زنان منطقه از بيماري كمخوني رنج ميبردند و ۱۳گونه سم حشرهكش در شير مادران پيدا شد كشاورزي با بحران روبه رو است و« امنيت غذايي» كه از مهمترين مولفههاي امنيت ملي و توسعه پايدار است، در خطري بزرگ افتاده و با نگاه كاسبكارانه ناشي از «مزيت اقتصادي» تمسخر ميشود. همهچيز در گرو « تغيير سياستگذاريهاي كلان كشور» است. امروز درياچه اروميه بدترين وضعيت را دارد و تشكيل كارگروه نجات آن، اميدي در دلها زنده كرد تا شايد ديگر پيكرههاي آبي ارزشمند كشور را نيز دريابيم و نجاتشان را آغاز كنيم، اما متاسفانه تاكنون چنين اتفاقي نيفتاده كه هيچ، حتي مطرح هم نشده است اين روزها همه جا صحبت از آب و بحران آب است. در اين ميان افراد مختلفي هم به عنوان كارشناس، مسوول يا پژوهشگر با رسانههاي ديداري، شنيداري و نوشتاري گفتوگو ميكنند و به بررسي وضعيت منابع آبي و ارايه راهكارهايي براي نجات درياچهها، رودها و منابع آبي ميپردازند. به نظر شما به عنوان يك پژوهشگر حوزه آب و توسعه پايدار، واقعيت بحران آب و مديريت منابع آبي در ايران چگونه است؟ واقعيت اين است كه الان يك بحران فراگير آب در مملكت مشاهده ميشود. به خاطر اينكه از چندين دهه پيش ما شاهد خشكيدن تالابها، درياچهها و رودخانههاي كشور هستيم و اين روند همچنان ادامه دارد. دولتها آمدهاند و رفتهاند. ولي ماجرا همچنان ادامه دارد. هر كسي تقصير را گردن ديگري مياندازد اما داستان باز هم ادامه دارد. در واقع انگار داستان وراي سياستهاي بيروني مملكت باشد. داستان مربوط به سياستگذاريهاي عمومي مملكت است و اين سياستها از طريق كارگزاران، مهندسان و ديوانسالاران كه ردههاي معاونان وزارتخانهها هستند ادامه پيدا ميكند. بحران آب آشكار است؛ از خشكيدن رودها، درياچهها و تالابها با سدسازي و انتقال. بحران آب آشكار است؛ از افت خطرناك سفرههاي زيرزميني. بحران آب آشكار است؛ از مصرف زياد آب در اين سرزمين كم آب و آلودگي شديد آن، از ساخت و سازهاي ناشيانه فارغ از تامين، فارغ از تدبير براي كاهش مصرف و فارغ از بازچرخاني آب. بحران آب آشكار است؛ از تهي شدن سدها و بهاي رايگان آب براي توانگرترين و نامولدترين اقشار كلانشهرها در سرزميني با منابع بسيار محدود آب. جناحهاي سياسي ميآيند و ميروند و مهندسان و فن سالاران شركتهاي مشاور، پيمانكار، كارفرما، ناظر دولتي - خصوصي به تخريب سرزمين ادامه ميدهند. در واقع اينها «مافيا» هستند كه به مديريت ناكارآمد منابع آبي درايران ميپردازند و هرگاه سروصدا بلند ميشود، اين مافيا همهچيز را به گردن طبيعت يا مردم بومي بدون وكيل مدافع مياندازند. يا جبران اثرات ناسازگار شش دهه برنامههاي متمركز نسخه پيچي شده در پايتخت را به «طرح بالادستي» و «آمايش» واگذار ميكنند گرچه تجربه 40ساله آمايش نشان داده كه آمايش هم ادامه برنامهريزيهاي متمركز نسخه پيچي شده در پايتخت است. لطفا بيشتر درباره دخالت ديوانسالاران و مافياي مذكور در مديريت ناكارآمد منابع آبي كه منجر به بحران فراگير آب شده توضيح دهيد؟ مديريت ناكارآمد منابع آبي يعني دخالت ناشيانه ديوانسالاران در شيوه توليد و زندگي جوامع بومي و زيست بومهاي گوناگون به كمك برنامهريزي متمركز كه به نابودي بخش بزرگي از بومسامانههاي حياتي كره زمين و نابودي گونهها انجاميده است. برنامهريزي متمركز با تصميمگيري كارگزاران دولتي - خصوصي پايتخت انجام ميشود كه تخريب جدي زيستگاههاي كره زمين را دربرداشت. آيا اين برنامهريزيهاي متمركز به ايران هم راه پيدا كردند و اجرايي شدند؟ بلي، در ايران پس از 1332 برنامهريزي متمركز با به كارگيري بازوهاي دولتي و خصوصي گسترش زيادي يافت. طرح آمايش نيز از دهه1350 به آن كمك كرد و دهههاست چه پيش از انقلاب اسلامي و چه در كنار و بالادست 11دولت پس از انقلاب حضور داشته است. اين برنامهريزيهاي متمركز چه پيامدهايي را براي ايران به دنبال داشته است؟ نخستين پيامدهاي دههها برنامهريزي متمركز در ايران، پيدايش كلانشهرهاي آلوده، پرازدحام، سامانناپذير و پرمعضل به جاي شهرباغ پايدار و خودكفاي ايراني به كمك سدسازي و انتقال آب كشاورزان به شهرها بود. لطفا درباره اين مورد آخر يعني «خشكيدن پيكرههاي آبي كشور» بيشتر برايمان بگوييد. ما درباره خشكيدن پيكرههاي آبي بارها هشدار داديم ولي كسي ما را جدي نگرفت. گفتيم اروميه ميخشكد و همه خنديدند و اين داستان هنوز ادامه دارد. درياچه اروميه با ساخت بيش از 56 سد، درياچههاي سه گانه پارك ملي بختگان با سدسازي روي كر و سيوند، خشكيدن تالاب جازموريان با سدسازي روي هليل رود و رودشور، تخريب تالاب انزلي با سد سفيدرود و...، تخريب تالاب شادگان با سدسازي روي كارون- دز، زهره-جراحي، خشكيدن تالاب گاوخوني و زاينده رود و... كه اثرات و پيامدهاي ناسازگاري بر سلامت و معيشت مردم بومي مولد، بر امنيت غذايي، امنيت اجتماعي و امنيت ملي دارد؛ اين پيامدها از مديريت بد سرچشمه ميگيرد كه دهههاست به آن مبتلاهستيم. برنامهريزي متمركز در حقيقت نسخه پيچي براي مردمي است كه از قرنها پيش رفتار بوم شناختي درستي با زيستگاه و بوم سامانه پيرامون خود داشتند. به كارگروه نجات درياچه اروميه اشاره كرديد. ارزيابي شما از عملكرد اين كارگروه كه آقاي «عيسي كلانتري» با حكم مستقيم رييسجمهوري هدايت آن را بر عهده گرفتهاند چيست؟ فكر ميكنم اين كارگروه دو گزارش مكتوب هم در دو مقطع ارايه دادهاند؟ آيا اين گزارشها را ديدهايد؟ همان طور كه گفتم متاسفانه پيشبيني ما در «دفتر فني آب»، درست از آب درآمد و درياچه اروميه سرانجام خشكيد. امروز ميليونها انسان در اين منطقه با معضل بزرگي رودررو هستند. غبار نمك برخاسته از بستر خشكيده درياچه اروميه، كشتزارها و باغها را تهديد ميكند. به زودي بيماريهاي خطرناك و سرطان افزايش مييابد. صنايع منطقه با خطر تعطيلي روبهرو هستند. اتفاق فجيعي كه براي ساكنان درياچه آرال افتاد و مك كالي در كتابش به آن اشاره كرده، در شرايط وخيمتري در انتظار مردماني است كه در نزديكي درياچه اروميه زندگي ميكنند. ارزيابي شما از اين 10گانه تازه كارگروه نجات درياچه اروميه چيست؟ در جاي ديگري هم پيش از اين ارزيابي خودم را از اين 10 گانه مطرح كردهام. در اينجا هم به طور كوتاه اين 10 گانه را مرور ميكنم: با اين اوصاف به نظر شما چگونه ميتوان بر تهديدهاي ناشي از استفادههاي نادرست از منابع آب در ايران غلبه كرد؟ شيوههاي اصلاح مديريت منابع آب به نظر شما چيست؟ در دنياي مدرن آب به بدترين شيوه مصرف ميشود. مصرف آب در كلانشهرها از معيارهاي جهان بسيار بيشتر است. رقم 1/1 مترمكعب و رقم 2 مترمكعب در روز سرانه مصرفي آب در تهران از سوي مسوولان آبفا اعلام شده است. حال آنكه مصرف آب معيار جهان 150 ليتر است. يعني ما به تعبيري 7 و به تعبير ديگر 13 برابر معيار آب مصرف ميكنيم. ساير كلانشهرها هم كمتر از چهار برابر معيار، مصرف آب ندارند. كلانشهر تهران با ساخت «سد كرج» افزايش مصرف آب را آزمود. كمتر كسي به اين مساله فكر كرد كه اين آب حقابه باغهاي كرج و شهريار بوده است كه به مصرف نامولد تهرانيها اختصاص داده ميشود. كمتر كسي به فكر كشاورزان و باغداران صاحب اصلي اين آب افتاد. الگوي توسعه ناسازگار تقليدي پس از «سد كرج» سدهاي ديگري مانند «لتيان» و «لار» و «طالقان» و «ماملو» و... را ساخت و به همان روش زورگيري، حقابه كشاورزان و باغداران را تصرف كرد. جوامع بومي مولد ساكن حوضههاي آبخيز به خاك سياه نشستند تا ما استخرهاي خانههايمان را پر وخالي كنيم. تا ما دوش را ساعتها باز بگذاريم. تا ما با فشار آب لولهكشي حياط و كوچه را تميز كنيم. متاسفانه مديريت نادرست سختافزاري در بخش آب (يا مديريت آب با ساخت سدها و سامانههاي انتقال)، تنها ساخت و ساز را روش تامين آب ميداند. در حالي كه روشهاي نرمافزاري يا همان روش اصلاح الگوي مصرف، افزايش كارايي مصرف (در كشاورزي، در صنعت، در شهرها)، بازچرخاني آب، و نيز روشهاي غيرسازهيي تامين آب از قنات يا گردآوري آب باران يا برداشت حساب شده از رودها با سرزمين ما سازگارترند. كاهش هدررفت آب كار نرمافزاري بسيار اثرگذاري است و ميتواند سالانه مقادير زيادي آب در اختيار ما بگذارد. كارايي مصرف آب شهري ما شايد 50 درصد يا كمتر و كارايي مصرف آب كشاورزي 40-30 درصد است. اين درصدها از 120 ميليارد مترمكعب حجم آب تجديدپذير سالانه كشور، حجم آب بسيار زيادي خواهد شد. حجم كل سدهاي ساخته شده يا دردست ساخت يا مطالعه شده كشور 40 ميليارد مترمكعب است كه از رقم صرفهجويي و كاهش مصرف ما بسيار كمتر است. اين صرفهجويي به معني دستيابي به منابع تازه آب ميتواند تلقي شود منتها بدون هزينههاي سرسام آور سدسازي و سامانه انتقالسازي و... جايگاه ايران در منابع آبي جهان كجاست؟ آيا اينكه ميگويند ايران نخستين تمدن آبي جهان است، درست است؟ رد پاي آب و اهميت آن در همه طول تاريخ تمدن بشر هويداست. كشاورزي ديم، شايد نخستين نقطه عطف تاريخ تمدن بشر باشد. برپايه يافتههاي نظرآباد كرج با سفالهاي 10-9 هزار ساله آنكه بيگمان به كشاورزي پررونقي پشتگرم بوده احتمالا كشاورزي ديم در اين سرزمين پا به عرصه وجود گذاشتهباشد. آيا ميتوان از شيوههاي سنتي بهرهبرداري از منابع آب در سياستگذاريهاي جديد استفاده كرد؟ و آيا شيوههاي سنتي ميتواند پاسخگوي نيازهاي روزافزون جامعه امروز در بخشهاي مختلف صنعت و كشاورزي و زندگي شهرنشيني باشد؟ همانگونه كه ميدانيم قنات ايراني نهتنها به مثابه روش برداشت بسيار پايدار آب زيرزميني شناخته ميشود و همايشهاي آن از سوي يونسكو و ديگر سازمانهاي وابسته به سازمان ملل برگزار ميشود كه همچنين به ديگر كشورهاي دنيا توصيه هم ميشود. متاسفانه غفلت زيادي در اين زمينه داشتهايم. ما 400-300 قنات فعال و بارور تهران را تخريب كرديم تا به بدترين شيوه حقابه كشاورزان را منحرف كنيم و به مصرف نامولد برسانيم. نيازهاي روز افزون، واژه گمراهكنندهيي ميتواند باشد. انسان مدرن اول بايد از نيازهاي بيهوده و ناسازگار خود دست بردارد وگرنه كره زمين تنها زيستگاه خود را از دست خواهد داد و نسل انسان از ميان خواهد رفت. اين اغراق نيست و مسالهيي با اين همه اهميت تنها از آنجا به غفلت سپرده شده كه آدم مصرف زده حتي نميتواند خطر ناپديد شدن حيات از روي كره زمين را درك كند. او نميتواند از چيزي كه سبب از خود بيگانگي و فراموشي هويت او ميشود، دست بكشد. اما چاره ديگري وجود ندارد. انسان مدرن بايد آهنگ زندگي شتابزده را ترك كند. بايد گاهي به آسمان نگاه كند. گاهي به طبيعت نگاه كند. البته اگر طبيعتي مانده باشد يا او ديگر بتواند طبيعت را ببيند. مصرفزدگي انسان مدرن شعور او را نيز مختل ميكند. كمي نگاه كنيم. رد پاي كارهاي نامفهوم و ناآشنا با طبيعت و ماهيت انساني، رد پاي فراموشي هويت انساني را ميبينيم. رد پاي خودخواهي مفرط و آزمندي را ميبينيم. به گفته مولانا به نظر شما نهادهاي مدني چگونه ميتوانند در جهت فرهنگسازي يا نظارت بر روند فعاليتهاي مديريتي و مهندسي آب تاثيرگذار باشند؟ اگر منظور از نهادهاي مدني، انجمنهاي كشاورزان و صاحبان اصلي آبها و منابع طبيعي ايران باشد بهنظرم نقش آنها شايد بتواند مديريت آب را از اين وضعيت درآورد و به اصلاح آن كمك كند. اين جوامع بومي مولد حوضههاي آبخيز و آبريز در 7-6 هزار سال گذشته بهرهبرداري پايدار از منابع و پيكرههاي آبي كشور را رقم زدهاند. بهنظر من اگر دست فنسالاران و ديوانسالاران دولتي و مجلسي از برنامهريزي و مديريت آبخيزها كوتاه بود و اين كار به متوليان اصلي آن، يعني همان جوامع مولد ساكن حوضههاي آبخيز و آبريز، سپرده شده بود شايد كمتر شاهد پيامدهاي بسيار ناسازگار گفته شده در بالا بوديم. البته اصلاح كامل تخريبهاي مهندسي انجام شده در 6 دهه، معجزهيي است كه از جوامع بومي نبايد يكباره توقع داشت. اما با كمك آنها ميتوان كار را آغاز كرد و كمكم دوباره مانند گذشته مديريت حوضهها را به آنها سپرد. نقش دولت و مجلس تنها بايد پايش و ميانجيگري در حل اختلافات احتمالي درون حوضهيي و ميان حوضهيي باشد و نه بيشتر. نظر شما درباره فرهنگ استفاده از منابع آبي و سيستم دفع فاضلاب در ايران چيست؟ نخستين و بهترين شيوههاي تامين آب و دفع پساب را در سراسر تاريخ ايران ميتوان ديد. اين مساله از سامانه تصفيه چغازنبيل تا شيوههاي مديريت درست آب در سراسر حوضه آبخيز كارون بزرگ، كرخه، زايندهرود و نيز در حوضه فعاليت قناتهاي كشور به ويژه در استانهاي مركزي و شرقي كشور به چشم ميخورد. شهرباغ ايراني الگوي شهرسازي كاملا پايدار و اصيلي بوده است كه متاسفانه امروز ميتوان گفت كه ديگر شايد از ميان رفته است. ويژگيهاي شهرباغ را ميتوان اينگونه نام برد كه شهرباغ مولد است و توسعه كمابيش درونزاد دارد. شهرباغها بخشي يا همه محصول خوراكي خود را تامين ميكردند و تا ميزان زيادي خودكفا بودند. شهرها و كلانشهرهاي مدرن با خودكفايي فصل مشتركي ندارند، نامولد و مصرفكننده هستند و با موازين توسعه درونزاد و پايدار بهشدت بيگانهاند. |