آدرس پست الکترونيک [email protected]









سه شنبه، 11 آبان ماه 1395 = 01-11 2016

شلیک تیراندازان بی حجاب به پیشانی رهبر

منصور امان

"نه" ورزشکاران زن به حجاب اجباری، بازی "نظام" را بر هم می زند

تصور مُدرن و پیشرفته از ورزش زنان بی گمان با قرنطینه ای که "نظام" زیر این نام، دور از زندگی اجتماعی و به دور از چشم رسانه ها و وسایل اطلاع رسانی و حتی تماشاچی بر پا کرده است، هیچ ارتباطی ندارد.
****

تلاش حاکمان جمهوری اسلامی برای رسمیت بین المللی بخشیدن به حجاب اجباری و جا انداختن آن به مثابه یک سُنت فرهنگی در مُراودات خود با جهان خارج، با موانع پیش بینی نشده ای روبرو گردیده است؛ ورزشکاران زن خارجی حاضر به تن دادن به تحمیلات و ممنوعیتهای مُلاها نیستند و از مقررات خود ساخته آنها بیزاری می جویند.

با فاصله کوتاهی پس از خودداری دو استاد بُزُرگ شطرنج آمریکایی و اکواردُری از حُضور در مسابقات جهانی شطرنج زنان در تهران در اعتراض به اجبار شرکت کنندگان به بر تن کردن "پوشش اسلامی"، اکنون قهرمان تیراندازی زنان هندوستان نیز به دلیلی مُشابه، به شرکت در رقابتهای قهرمانی آسیا در این رشته که در تهران برگزار خواهد شد، "نه" گفته است.

خانُم "حنا سیدهو" پس از انتقاد از "اجبار به رعایت حجاب"، این امر را "در تضاد با روح ورزش" دانسته. او تاکید کرده است که ورزش را امکانی برای "شرکت مردُم با فرهنگهای مُختلف، جنسیت، ایدیولوژی و مذهبهای مُتفاوت در رقابتهای ورزشی" می داند و افزوده که در یک نامه کتبی، به فدراسیون جهانی تیراندازی به خاطر واگذاری میزبانی مُسابقات به رژیم ایران اعتراض کرده است.

ریشه اشتیاق غیرعادی حاکمان ایران به کسب میزبانی مُسابقات بین المللی زنان، به تلاش آنها برای عادی سازی سیاستی برمی گردد که به گونه فعال و به شیوه خشونت بار علیه زنان کشور پیش می برند. هرگاه نازُک اندیشان "نظام" بتوانند تحمیلات ارتجاعی خود بر زنان کشور را به عُنوان یک ویژگی فرهنگی به خارجیها بقبولانند، آنگاه مُجوزی برای رفتار غیرانسانی و ستمگرانه خود در داخل نیز دست و پا کرده اند. این امر به آنها کُمک خواهد کرد که از فشارهای حُقوق بشری مُرتبط با تبعیض علیه زنان که در دوران "برجام" بسا مُزاحمت آفرین می تواند باشد، بکاهند.

شوربختی "نظام" اما در اینجاست که آرزوهای خود را بدون به حساب آوردن واکُنش زنان ورزشکار خارجی فُرمولبندی کرده است. چه، بسیاری از آنها تحقیر آشکار خود و تبعیض علیه زنان ایرانی را برنمی تابند و دلیلی نمی بینند که چرا باید نگاه و داوریهای جنسیتی حاکمان جمهور اسلامی را بر خود روا دارند و از تحمیل عملی و افسار گُسیخته آن بر ورزشکاران و زنان ایرانی پُشتیبانی کنند.

از طرف دیگر، قوانین و قالبهای رژیم ولایت فقیه برای ورزش زنان به طور کُلی، و شرکت و یا حتی تماشای مُسابقات به طور مُشخص، در ناهمگونی با منشور و آیین نامه های گوناگون نهادها و فدراسیونهای ورزشی بین المللی قرار گرفته است؛ امری که مانع دیگری در مسیر خرید خزنده مشروعیت برای حجاب اجباری و رفتار قرون وسطایی با زنان به شمار می رود.

به این ترتیب، رژیم استبدادی – مذهبی جمهوری اسلامی به سد اصلی در راه ورزش زنان، پیشرفت آن و پدیدار شدن اش بر صحنه بین المللی و داشتن شانس رقابت در این پهنه تبدیل شده است. این واقعیتی است که وجود پراکنده استعدادها و جرقه های ورزشی که در سایه تلاش و اراده فردی امکان ظُهور یافته اند، نمی تواند بر آن سایه بیاندازد.

تصور مُدرن و پیشرفته از ورزش زنان بی گمان با قرنطینه ای که "نظام" زیر این نام، دور از زندگی اجتماعی و به دور از چشم رسانه ها و وسایل اطلاع رسانی و حتی تماشاچی بر پا کرده است، هیچ ارتباطی ندارد. این نوع ورزش نه کُمکی به فراهم شدن امکان مُشارکت زنان می کند و نه شایسته زنان ورزشکاری است که به تواناییهای آنان همچون یک بیماری خطرناک نگریسته می شود.



Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید: