آدرس پست الکترونيک [email protected]

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد









سه شنبه، 3 بهمن ماه 1396 = 23-01 2018

مفهوم واقعی هشتگ “براندازم” در فضای مجازی!

فاتحه اصلاح طلب- اصولگرا؟! خوانده شده! بحث امروز و فردا میان طیف های متنوع مخالفان نظام ولایت فقیه از یکسو و پایوران نظام ولایت فقیه از سوی دیگر است!

به گزارش شبتاب نیوز، محمدعلی ابطحی معاون سیدمحمدخاتمی رئیس جمهوراسبق “ولایت فقیه” با پاسدار ضرغامی نشست و گفتگو داشت. این قبیل گفتگوها برای تحکیم سنگر مدافعان نظام “ولایت فقیه” دربرابر خشم و خروش خودجوش مردم علیه صدروذیل نظام برای زیروزیر کردن آن است. در همین راستا سیدمحمدخاتمی خودش نیزدر نشستی با ” اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها ” به نوعی خاص با لحنی کاملا میانه روانه تلاش کرد تا مانع از تشکیل دوجبهه “مخالف” و “موافق نظام ولایت فقیه” با مرزبندی سرخ قاطع فیمابین بدهد. اما مواضع سیدمحمدخاتمی در فضای مجازی با انعکاس بسیار بسیار سخت و تند کاربران شبکه های اجتماعی روبرو شد… که این خود به نوعی “همه پرسی و رفراندم بزرگ مردمی” بشمار میرود!

پژواک خشم آلود معترضان به اظهارات سیدمحمدخاتمی با هشتگ “براندازم”! نشان دهنده پایان عصر حیات جریان موسوم به “اصلاح طلبی” محسوب میشود.

در این رابطه جمشید برزگر تحلیلگر بی‌بی‌سی در امور ایران- 02 بهمن مطلبی به شرح زیر نوشت:

واکنش بی‌سابقه شهروندان ایرانی فعال در شبکه‌های اجتماعی در قالب هشتگ #براندازم به سخنان تازه محمد خاتمی، که از او به عنوان رهبر اصلاحات یاد می‌شود، نشانه روشن دیگری از تغییر جغرافیای سیاسی ایران و صف‌بندی‌های جدیدی است که آینده معادلات سیاسی ایران را رقم خواهد زد.

شاید کمتر کسی در این نکته تردید داشته باشد که آقای خاتمی در دو دهه گذشته، محبوب‌ترین چهره جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور و مشی اصلاح‌طلبانه او، اصلی‌ترین گفتمان سیاسی این دوران بوده است، اما مجموعه تحولاتی که از اعتراضات سال ۱۳۸۸ شروع شد و در اعتراضات سال ۱۳۹۶ به اوج خود رسید، از پایان این تسلط خبر می‌دهد.

از هنگامی که محمد خاتمی به طور غیرمنتظره‌ای در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به پیروزی رسید، مواضع و سخنان او اغلب با استقبال فراوان روبه‌رو شده بود و گاه در ارزیابی اهمیت مواضعش گفته می‌شد که یک کلمه و یک اظهار نظرش، به رغم تمام محدودیت‌های اخیرش مانند ممنوع التصویری و ممنوع الملاقاتی … کافی بوده تا سرنوشت و نتیجه یک انتخابات را رقم بزند.

درست به همین دلیل است که واکنش اخیر به اظهارات آقای خاتمی کاملا بی‌سابقه محسوب می‌شود. روز یکشنبه، سخنان محمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن مدرسین دانشگاه‌ها منتشر شد که حاوی تازه‌ترین موضع‌گیری او در قبال اعتراضات گسترده اخیر در ایران بود.

اظهارات آقای خاتمی تشابه چندانی با بیانیه مجمع روحانیون مبارز به ریاست خود او که در اوج اعتراضات صادر شده و واکنش‌های منفی فراوانی برانگیخته بود نداشت.

مجمع روحانیون به ریاست خاتمی: با روش‌های اصلاح‌طلبانه دنبال حل مشکلات باشید
محمد خاتمی: همه دستگاه‌های حکومتی سهم خود را در ایجاد نارضایتی بپذیرند

با این همه، به نظر می‌رسد حتی این تلاش آقای خاتمی برای زدودن یاد آن بیانیه چندان موفق نبوده است و نارضایتی از هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی که در شعارهای معترضان آشکارا تبلور یافته بود، ریشه‌دارتر، فراگیرتر و عمیق‌تر از آن است که با اقدامات و سخنانی از این دست برطرف شود.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز، به ویژه این بند واکنش منفی معترضان و حتی برخی چهره‌های اصلاح طلب را برانگیخت: “بلافاصله پس از بروز اولین تجمعات و اعتراضات مردمی دشمنان قسم خورده و کینه توز ملت ایران و در رأس آنها آمریکا و عوامل زبون آنان همچون تروریست‌های منافق و برخی مزدوران منطقه ای آنان به حمایت و تشویق آشوبگران و اقدامات خشونت‌بار آنان پرداختند و عمق فریبکاری خود در ادعای دموکراسی و دلسوزی برای مردم ایران را به نمایش گذاشتند.”

به نظر می‌رسد آقای خاتمی با توجه به این واکنش‌ها و نیز شعارهایی مانند “اصلاح طلب – اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا” کوشیده است در صدد دلجویی از معترضان برآید.

او در سخنانی که روز یکشنبه منتشر شد، گفت:” منشا آنچه در جامعه ما رخ داد، بروز نارضایتی و بروز نوعی بی‌اعتمادی جامعه به حاکمان و جریاناتی است که در نظام هستند اعم از اصلاح طلبان و دیگران؛ یعنی توقعات برآورده نشده است.”

آقای خاتمی بی‌اعتمادی به هر دو جناح جمهوری اسلامی را یک خطر قلمداد کرد و هشدار داد: “ممکن است مردم از جریان دوم هم ناامید شوند و دیگر شعار دهند نه اصلاح‌طلب و نه اصولگرا. دشمن نیز از همین سوءاستفاده می‌کند.”

او در عین حال کوشید موضع‌گیری قبلی طیفی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در قبال معترضان را نیز اصلاح کند و گفت: “جوانانی که حتی شعارهای تند و ساختارشکنانه می‌دادند، برانداز نبودند. اینها اعتراض داشتند؛ ‘آشغال ‘ و ‘آشوب طلب ‘ نبودند، بلکه جوانانی بودند که احساساتشان غلبه کرده…”.

اما همین سخنان نه تنها با استقبال و رضایت دست کم بخشی از مخاطبان و معترضان روبه‌رو نشد، بلکه آنان را به واکنشی تند و بی‌سابقه سوق داد.

در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، هشتگی به نام #براندازم نزدیک به ۳۰ هزار بار توییت شد. محتوای این توییت‌ها انتقاد شدید از آقای خاتمی، تاکید بر برانداز بودن و مخالفت تمام‌عیار با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرای جمهوری اسلامی بوده است.

شاید هنوز نتوان شعارها علیه اصلاح‌طلبان و یا واکنش‌ها به سخنان آقای خاتمی را به کل جامعه یا اکثریت شهروندان تعمیم داد و گفت که این دیدگاه، در ایران امروز به تمامی تثبیت شده است، اما تقریبا با قطعیت می‌توان گفت که در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگر تسلط نسبتا بی‌چون و چرای تفکر اصلاح‌طلبی در چارچوب جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی به‌ویژه جوانان مورد سوال قرار گرفته است.

چنین وضعیتی به معنای آن است که اکنون روشن‌تر از هر زمان دیگر می‌توان دریافت که الگوی تقسیم‌بندی نیروهای سیاسی موثر به اصلاح‌طلب – اصولگرا دیگر قابلیت توضیح و تبیین معادلات و مناسبات سیاسی را ندارد. طلیعه چنین وضعیتی در پی سرکوب اعتراضات سال ۸۸ و اصرار اصلاح‌طلبان به ضرورت بازگشت به چارچوب اصلاحات دوم خردادی پدیدار شده و در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ ابعاد و مختصات خود را آشکار کرده بود.

نتیجه این تغییر آرایش نیروهای سیاسی ارایه تصویری کلی است که در آینده با جزییات بیشتری به چشم خواهد آمد. در این تصویر، معیار و مبنای اصلی در این شکاف یا الگوی تقسیم بندی، میزان وفاداری و مخالفت با اصل نظام سیاسی مستقر در ایران است.

از این چشم‌انداز می‌توان گفت الگویی که قدرت تبیین و توضیح معادلات و مناسبات سیاسی آتی را دارد چیزی جز الگوی موافقان – مخالفان جمهوری اسلامی نخواهد بود. این تقسیم‌بندی در وضعیت فعلی البته بسیار کلی است و در هر دو سوی شکاف، طیف‌های متنوع و متعددی را در برمی‌گیرد.

در جبهه موافقان جمهوری اسلامی، از تندروترین لایه‌های اصولگرا تا اصلاح‌طلبان و حتی طیفی از نیروهای سیاسی خارج از کشور جای می‌گیرند. در جبهه مخالفان نیز، از سلطنت طلبان گرفته تا چپ‌ترین طیف نیروهای سیاسی حضور دارند بدون آنکه هنوز هیچ یک از آنها به شکلی معنادار نقشی برتر و جایگاهی بالاتر نسبت به یکدیگر داشته باشند. روند معادلات و از جمله آغاز دوباره و احتمالی اعتراضات تاثیری تعیین‌کننده بر این وضعیت و دقیق‌تر شدن صحنه سیاست ایران خواهد داشت.


در این میان اعتبار اصلاح‌ طلبان هم سوخت

...همان افرادی که ۳۸ سال قبل با اشغال سفارت آمریکا فعالیت سیاسی خود را آغاز کردند و حالا برای لشکر بیکاران ۲۰-۳۰ ساله‌های ایران نسخه سرکوب و قلع و قمع می‌پیچند....
***

بهارنیوز: نحوه ادبیات تند و حتی توهین‌آمیز تعدادی از افراد و فعالان جناح اصلاح‌طلب و حامی دولت در باره نکوهش اعتراضات اخیر، بشدت به پایگاه اجتماعی و رای آنها لطمه وارد کرد و عملا این طیف سیاسی را برای انتخابات آینده از لحاظ پایگاه‌های توده‌ای و حتی نخبگان بی‌اعتبار نمود. این موضوع ریشه در انحصارگرایی درونی در بین بدنه اولیه فعالان سیاسی و رسانه‌ای این طیف دارد که عملا باعث گردیده هر نوع اظهارنظری در باره رخدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران از سوی همین چند چهره به پای کل این جریان گذاشته شود. در این میان، مقاله‌های عباس عبدی و حمید جلایی‌پور مبنی بر درخواست سرکوب هرچه شدیدتر معترضان، به اندازه‌ای در بین فعالان سیاسی و رسانه‌ای تعجب‌آور بود که این ادبیات را از روشهای افراطیون اصولگرا علیه مطالبات اقشار کم‌برخوردار و ضعیف جامعه که تریبون و خاستگاه حکومتی هم ندارند افراطی‌تر و ضد‌مردمی‌تر ارزیابی کرده‌اند. همین عامل باعث شده که این افراد و از جمله عضو مجمع روحانیون مبارز سعی در توجیه اظهارات؛ مقالات و اعلام مواضع قبلی خود نمایند اما متاسفانه آبی که ریخت محال است قابل جمع‌آوری باشد! متاسفانه پدرخواندگان پا به سن گذاشته اصلاحات این بار چوب حراج به تتمه اعتبار این جناح گذاشته و با تک روی خود باعث شدند مواضع منطقی بسیاری دیگر از فعالان این طیف همچون محمود صادقی و زیباکلام کمتر دیده شود لذا مواضع امثال عبدی و جلایی‌پور و بیانیه مجمع روحانیون به پای کل جریان اصلاحات گذاشته می‌شود. امری که تا به همین جا بخش بزرگی از اعتبار اصلاح‌طلبان را در بین طبقات کم‌برخوردار جامعه از بین برده است. در واقع اعتراضات اخیر اگر چند بازنده بزرگ داشته باشد، در صدر آنها اصلاح‌طلبان دولتی قرار دارند که حتی به اندازه اهالی عرصه هنر و فرهنگ هم که از مطالبات اعتراضات مردمی اخیر اعلام حمایت نمودند؛ قدرت ارزیابی تحولات جامعه خود را ندارند. مشکلی که همانطور که در سطرهای به آن اشاره شد در انحصارگرایی در درون این جریان ریشه دارد و مفسران و تحلیل‌گرانش هنوز همان افرادی هستند که ۳۸ سال قبل با اشغال سفارت آمریکا فعالیت سیاسی خود را آغاز کردند و حالا در دهه چهلم فعالیت سیاسی و دهه ششم عمر خود؛ برای لشکر بیکاران ۲۰-۳۰ ساله‌های ایران نسخه سرکوب و قلع و قمع می‌پیچند؛ حتی شدیدتر و غلیظ‌تر از افراطیون اصولگرا!! با این وضع باید به صراحت گفت عبدی‌ها و جلایی‌پورها و مجمع روحانیون مبارز در وانفسای اعتراضات اخیر در دهها شهر کشور؛ با نوع ادبیات متکبرانه و آمرانه خود و با ثمن بخس هرچه تمام؛ اعتبار و پیشینه طیف اصلاحات را به باد حراج گذاشتند که این امر ضربه‌ای مهلک به مسیر سخت کنونی توسعه سیاسی ایران خواهد زد زیرا منبعد فریاد «تکرار» نیز در گذرگاه‌های دشوار سیاسی کشور در انتخابات پژواکی نخواهد داشت و عملا از حیث مرجعیت سیاسی از طیف اصولگرا نیز ضعیفتر خواهد شد.


شعار عبور از اصلاح‌طلبان را می‌دهند

صادق زیباکلام-استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در روزنامه شرق با اشاره به فاصله معنادار معترضان با اصلاح‌طلبان نوشت: تعدادی از آنها جوانان دهه‌هفتادی هستند که به جز یأس و سرخوردگی احساس دیگری ندارند. ارتش بزرگ لیسانسه‌ها و فوق‌لیسانس‌های بی‌کار که بسیاری هم تعلق به اقشار و لایه‌های کم‌درآمد جامعه دارند، به نظر می‌رسد هسته اصلی را تشکیل می‌دهند. آنها نه‌تنها از اصولگرایان ناامید شده‌اند، بلکه همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، از اصلاح‌طلبان هم مأیوس شده‌اند. به نظر می‌رسد تیر خلاص هم از امیدنداشتن به آینده اقتصادی از سوی دولت دوازدهم به آنها شلیک شد. بسیاری از این جوانان با هزاران انتظار و آرزو در انتخابات اردیبهشت شرکت کرده و نام روحانی را روی برگه‌های رأی نوشتند؛ اما با به‌راه‌افتادن امواج «عبور از روحانی» نه‌تنها از رئیس‌جمهور گله‌مند هستند، بلکه احساس می‌کنند از سوی روحانی و اصلاح‌طلبانی که مردم را ترغیب به شرکت در انتخابات می‌کردند، به بازی گرفته شده‌اند. مأیوس از اصولگرایان، ناامید از اصلاح‌طلبان و سرخورده از روحانی، آنها شعارهای جدید می‌دهند. شاید از این بابت است که نه‌تنها در شعارهایشان خیلی از شعارهای اعتراضی سال‌های پیش به چشم نمی‌خورد، بلکه همان‌طور که پیش‌تر هم گفتم، به‌صراحت شعار عبور از اصلاح‌طلبان را می‌دهند.



آرش آريايى January 23, 2018 05:44 PM

آقاى خاتمى و ديگر عوامل جمهورى اسلامى روى سخن با شماست تا دير نشده خود و خانواده تان به صفوف ملت بزرگ ايران بپيونديد كه فردا و بعد از پيروزى ملت ديگر دير است #براندازم ، مرگ بر جمهورى اسلامى

گزارش یا اعتراض به این نظر


Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید:
  19139 بازدید |






© copyright 2004 - 2018 IranPressNews.com All Rights Reserved
Cookies on IranPressNews website
We use cookies to ensure that we give you the best experience on our website. This includes cookies from Google and third party social media websites if you visit a page which contains embedded content from social media. Such third party cookies may track your use of our website. We and our partners also use cookies to ensure we show you advertising that is relevant to you. If you continue without changing your settings, we'll assume that you are happy to receive all cookies on our website. However, you can change your cookie settings at any time.