- اجماعِ نانوشته بر سرِ دور نگه داشتن اسرائیل از جنگ ممکن است فرو بپاشد
- مقاله: یک بار ایران را به آتش کشیدید؛ دیگر برای نسل امروز نسخه نپیچید - معاون ترامپ تقصیر شکست فجیع طرح خود با نایاک را به گردن اسرائیل انداخت! - کارشناسان عرب: رژیم ایران عقل راهبردی و آخرین دوست خود را از دست داد - مقاله؛ انقلاب شیر و خورشید: تاریخ درباره نقش این رسانهها قضاوت خواهد کرد - تابوتگردانی خامنهای؛ جمهوری اسلامی میان خون مردم و میز مذاکره دفن شده - قطع سخنان قالیباف در تلویزیون؛ آینهای برای شکافهای عمیقتر درون نظام+فیلم - انتخابات نیویورک؛ دموکراتها رسما تسلیم جناح چپ ضد اسرائیلی شده اند - مشاور سابق پرزیدنت ترامپ: از قضاوت عجولانه در مورد او برحذر باشید - توافق بد با حکومتی که درصدد نابودی اسرائیل است جنگ را تضمین میکند
- سپاه آب پاکی را روی دست ترامپ ریخت؛ جنگ تمامعیار از سر گرفته خواهد شد
- منبع آمریکایی: چرا ترامپ تصمیم گرفت حمله بزرگ دیشب را به تعویق بیندازد؟ - نگرانی در تهران: اگر آمریکاییها بار دیگر فریب صهیونیستها را بخورند...+تحلیل - نتانیاهو در آستانه سفر به واشنگتن: جنگ زمانی پایان مییابد که رژیم سقوط کند
- حکم اعدام برای بیشاز ۷۰ معترض دیماه در اصفهان؛ گزارشی تکاندهنده
- دو تن از محکومین پرونده موسوم به (میدان علیخانی) اصفهان را اعدام کردند - ماشین کشتار جمهوری اسلامی دوباره قربانی گرفت؛ اعدام دو تن از معترضان - اعدام دو تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه مخفیانه اجرا شد - رئیسجمهوری آمریکا از تجاوز به زندانیان زن به دستور مجتبی خامنهای خبر داد
- سپاه آب پاکی را روی دست ترامپ ریخت؛ جنگ تمامعیار از سر گرفته خواهد شد
- بحران تنگه هرمز؛ تشکیل یک ائتلاف بینالمللی و عدم انتشار تصاویر ماهوارهایِ - نتانیاهو به ترامپ خواهد گفت که امید به توافق با این جماعت توهمی بیش نیست - ورود دستکم سه کشور عربی به جنگ علیه جمهوری اسلامی و مزدورانش در منطقه - اجماعِ نانوشته بر سرِ دور نگه داشتن اسرائیل از جنگ ممکن است فرو بپاشد
- جام جهانی؛ اقدامی که در آستانه بازی امشب، خشم بلژیکیها را برانگیخت
- جایگزینی شماره تلفن با نام کاربری در واتساپ؛ تاثیر این تغییر چیست؟ - ۲۴ ساعت بدون اینترنت؛ چگونه قطعی شبکه، اقتصاد ملی را فلج میکند؟ - فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای اعتراض همزمان با تابوتگردانی خامنهای - پرستو احمدی، خواننده کنسرت کاروانسرا به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شد
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- مجتبی خامنهای جانباز جنگ است! واکنش نتانیاهو با کاریکاتور دیدنی
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد - برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
دوشنبه، 10 اردیبهشت ماه 1397 = 30-04 2018مدیرمسئول روزنامه: مرا با پابند به دادگاه بردندمدیر مسئول روزنامه شرق: مرا با دستبند و پابند به دادگاه بردند. رحیمیان که روز شنبه (هشتم اردیبهشت ماه) در شهر مشهد بازداشت شده بود، علت و شرایط بازداشت خود را تشریح کرد. به گزارش ایسنا، مهدی رحمانیان درباره علت بازداشت خود در شهر مشهد، با اشاره به گزارشی تحت عنوان «روایتی از محلهای که دختر ششساله افغان در آن کشته شد» که ۱۹ فروردین در روزنامه «شرق» چاپ شد، اظهار کرد: گزارشی متعاقب قتل دختر ششساله در «قلعهساختمان» در روزنامه «شرق» تهیه شد. دو نفر از خبرنگاران روزنامه برای تهیه گزارش به این محله رفتند و با همکاری تعدادی از دوستان جمعیت امام علی(ع) که آنجا مستقر هستند، گزارش تهیه کردند. وضعیت بخشهایی از این محله به غایت دلخراش است و پیش از این هم گزارشات متعددی از محلات آسیب دیده این بخش از شهر مشهد توسط خبرگزاریهای مختلف مخابره شده است. خبرنگار شرق نیز همان طور که در گزارش مشخص است، صرفا درباره یکی دو محل دارای معضل قلعه ساختمان صحبت کرده و منظور کل این محله نبوده. قصه گزارش "از ستایش تا ندا" روایت زندگی افغانستانیها و پاکستانیهای ساکن در این محله قدیمی مشهد است که مسئولان جمعیت امام علی که از ما برای تهیه گزارش دعوت کرده بودند نیز هدفشان رساندن مشکلات این دو قومیت به گوش مسئولان برای رسیدگی به وضعیت کودکان بیگناه آنها بود. به هر ترتیب در بخشهای از قلعه ساختمان مهاجرین غیرقانونی زندگی میکنند که به تبع اینکه فاقد شناسنامه و داشتن امکانات اولیه هستند و هرگز با وجود زندگی چندین ساله در این محلات از طرف جامعه قبول نمیشوند، آسیبهای اجتماعی غیرقابل مهار درمحل زندگیشان رشد میکند. او گفت: مسالهای که باید روی آن تاکید کنم این است که گزارش تهیه شده که دو بار هم از سوی دوستان جمعیت امام علی(ع) ویرایش شده بود، باز هم تلخیهایی داشت که برای چاپ تعدیل شد. از مشکلات این محله میتوان به فاقد شناسنامه بودن افراد، اعتیاد و دورهگردی اشاره کرد و حتی شرایط در محلات ذکر شده در گزارش به قدری بحرانی است که خانههای محله مورد بحث در روز ورود خبرنگار شرق به مشهد، یکی در میان توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر پلمپ شده بودند که عکس آن نیز موجود است. در واقع گزارشی که به دست من رسید، با گزارشی که در روزنامه منتشر شد اصلا قابل مقایسه نبود. با این وجود، در گزارش جملهای بود که شرایط خانمهایی از آن محله را روایت کرده بود که فکر میکنم اگر این جمله نبود، هیچ ایرادی به گزارش وارد نبود. رحمانیان افزود: به هر حال هر جایی آدمهای خوب و ناباب را در کنار هم دارد. باید به این نکته توجه کرد که این گزارش صرفا در راستای رسالت رسانه و با هدف آگاهسازی جامعه و مسئولین برای رسیدگی و پیشگیری منتشر شده بود؛ به عبارتی دیگر، آینهای در مقابل این محله گذاشته شد تا واقعیتها را برای مسئولان و مردم منعکس کند. مگر رسانه رسالت دیگری غیر از این دارد؟ رحمانیان اظهار کرد: بعد از انتشار گزارش، سایتی در مشهد بدون منبع و با تیتری نامناسب گزارشی که تیترش از ستایش تا ندا بود و عمده گزارش به نحوه قتل ختر افغانستانی میپرداخت منتشر کرده بود و تیتر نامناسب آن سایت باعث ایجاد حساسیت هایی شد و وقتی عدهای از مردم معترض با روزنامه تماس گرفتند و فهمیدند اصلا تیتر مطلب اصلی چنین چیزی نبوده، عصبانیتشان کنترل شد. در واقع این تیتر نامناسب یک سایت بود که باعث ایجاد حساسیتهایی شد. مسئول سایت در واکنش به این حساسیتها اعلام کرد این گزارش در اصل برای روزنامه «شرق» بوده است. متعاقب این موضوع از دفتر معاونت دادستان مشهد با دفتر روزنامه تماس گرفتند و گفتند که باید شنبه (اول اردیبهشت) آنجا حضور داشته باشم. به طور کلی مشی من این است که وقتی در تهران هم تماس میگیرند و به تعبیر ادبی دعوت و به تعبیر حقوقی احضار میکنند، با نگاهی تعاملی میروم و توضیحات لازم را میدهم. بر همین اساس، بدون این که بگویم احضاریه رسمی بفرستید، تصمیم گرفتم به مشهد بروم. این در حالی است که مطابق مواد قانون، رسیدگی به این موضوعات در صلاحیت آن دادسرا نبود و اگر هم شکایتی بود در تهران باید در دادسرای رسانه پیگری میشد اما به این تماس احترام گذاشتم و همان روز شنبه اول اردیبهشت رفتم. او افزود: در دادسرای مشهد توضیحات لازم را ارائه دادم، اظهاراتم را امضا کردم و حتی بدون صدور هیچ قراری به تهران بازگشتم اما روز بعد باز هم تماس گرفتند و گفتند یک امضا باقی مانده که آقای بازپرس گفتند حتما باید بیایید و امضا کنید. با وجود این که این حرف به نظرم چندان منطقی نمیآمد و آنها هم اصرار داشتند که حتما خودم بروم و نه وکیل، اعلام کردم در صورت امکان پنجشنبه به مشهد میروم اما به دلیل کسالت این سفر به جمعهشب (هفتم اردیبهشت) موکول شد و در نهایت به همراه همسرم عازم مشهد شدیم. ساعت ۹صبح شنبه (هشتم اردیبهشت) به دفتر بازپرس رفتم اما اعلام کردند ایشان نیست و قرار شد منتظر بمانم تا با ایشان تلفنی تماس بگیرند. در حالی که در راهرو منتظر نشسته و مشغول مطالعه بودم، بعد از یک ساعت سربازی آمد و به همراه او به دفتر افسر نگهبان رفتم و در کمال تعجب من را بازرسی بدنی کردند و سپس به بازداشتگاه همان دادگاه انقلاب و به سلولی انفرادی منتقل کردند. واقعا متعجب شده بودم. با یک تماس ساده به آنجا رفته بودم و حالا بدون هیچ حرفی من را به سلول انفرادی میبردند. مدیرمسئول روزنامه «شرق» یادآور شد: در مدت زمان انتظار برای آن که بتوانم مطالعه کنم، در را نبستند و در آستانه در خودم را مشغول کتابخواندن کردم. بعد از مدتی من را به اتاق افسر نگهبان بردند و آنجا منتظر نشستم که مسئول بالاتر آنجا آمد و پرسید چرا ایشان اینجا نشستهاند و افسر نگهبان گفت دستور دادهاند این آقا جلوی چشم باشد و جایی نرود و این بیشتر بر تعجب میافزود. ظهر هنگام اذان همانجا با اجازه و هماهنگی نمازم را خواندم و وقتی حدود ساعت ۱۲ و ۳۰ توانستم بازپرس را ببینم، دوباره همان سؤالوجوابها مطرح شد ولی اینبار اظهارات من را خودشان نوشتند و گفتند امضا کن! توضیحات را که خواندم، متوجه شدم قرار وثیقه صادر شده است. به ایشان گفتم من میتوانم این قرار را الان تودیع کنم و همین را در صورتجلسه نیز نوشتم و امضا کردم که گفتند با دفتر هماهنگ کنید. به دفتر گفتم، گفتند باید بازپرس دستور بدهند. مجدد مراجعه کردم، دیدم مشغول تلفن هستند. مجددا به دفتر مراجعه کردم که گفتند همان جا که میروید، این کار را بکنید؛ در صورتی که همه اینها برای آن بود که من نتوانم در فرصت اداری این کار را بکنم. به هر حال دوباره من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. وقتی اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که وقتی آنها رفتند، من را به اتاق بزرگتری فرستادند. بعد از یک ساعت، دیدم پابند آوردند و من واقعا حیران شده بودم! رحمانیان با بیان اینکه «این شرایط اصلا منطقی و قابل درک نبود»، گفت: با تعداد دیگری از بازداشتشدگان که اصطلاحا میگفتند شلاق آزاد هستند سوار ماشین شدیم و ما را به زندان بردند که شرایط پذیرش و ورود به آنجا را فاکتور میگیرم. در زندان اطلاع دادند فردا صبح زود باید به دادگاه بروم. شب را با هر سختی بود، پشت سر گذاشتم و صبح با لباس زندان به همراه تعداد دیگری از زندانیهایی که باید به دادگاه میرفتند، با پابند و دستبند به دادگاه رفتیم. در دادسرا باز هم به بازداشتگاه رفتیم و تا ظهر کار سایرین تمام شد ولی من را صدا نکردند و وقتی هم پرسیدم، گفتند بازپرس نیست و شما عودتی هستید و باید به زندان برگردید. کاری از دستم برنمیآمد و با همان شرایط به زندان بازگشتیم. از زندان با همسرم تماس گرفتم که گفتند کارها انجام شده است و تا یک ساعت دیگر آزاد میشوید. او در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ادعای معاون دادستان مشهد، خاطرنشان کرد: معاون دادستان مشهد گفته بودند: «از طریق دادستانی به ایشان اطلاع دادیم که این موضوع را جبران کند و در داخل سازمان خودشان پیگیری و با فرد خاطی برخورد کنند ولی اتفاق نیفتاد و در صورتی که درصدد جبران آن مطلب بر میآمدند امروز چنین نمیشد...» این در حالی است که اصلا این حرف واقعیت ندارد و هیچ کسی به ما چنین حرفی را نزده بود. در ضمن، پس از انتشار این گزارش، دو گزارش دیگر را کار کرده بودیم و از سوی برخی اهالی توضیحات لازم فرستاده شده بود. بشخصه نه برای این گزارش بلکه برای همه گزارشهایی که باعث ایجاد کوچکترین ناراحتی برای هموطنی شده باشد، همواره عذرخواهی کردهام و همین الان نیز اگر از رهگذر این گزارش کسی آزرده شده باشد، عذرخواهی میکنم اما در عین حال تاکید میکنم که رسانه مانند یک آینه است و تاریک و روشن جامعه را منعکس میکند. مدیرمسئول روزنامه «شرق» اضافه کرد: البته ناگفته نماند شنیدم که در آن چند روز از دستگاه قضائی و دادستانی تهران پیگیری این موضوع بودند و از این اتفاق ناراضی هستند اما ناراضی بودن به تنهایی کافی نیست و باید کاری انجام شود. آخر چرا باید به یک فرد رسانهای پابند زد؟ در ضمن، همه میدانند و قطعی و مسلم است اگر شکایتی باشد این پرونده باید در دادسرای تهران و جایی مانند داسرای فرهنگ و رسانه بررسی شود و نه در دادگاه انقلاب مشهد. در کل امیدوارم از این پس روال قانونی پرونده طی شود؛ چرا که ما هیچوقت از قانون فراری نبودهایم و معتقدم حتی اگر با برخی قوانین مخالف باشیم اما باید خود را به پایبندی آنها ملزم بدانیم. او در پایان از کسانی که در این مدت به این موضوع واکنش نشان دادند و پیگیری میکردند به ویژه خانم رمارم، عضو هیات رئیسه شورای شهر مشهد که ازنزدیک همراهی و پیگیری داشتند تشکر کرد و یادآور شد: این اتفاق برایم بسیار تعجبآور بود. اینها را فقط برای خودم نمیگویم، بلکه میخواهم دیگر چنین اتفاقی برای سایر اصحاب رسانه و دستگاه قضایی رخ ندهد و شاید تدبیری در این راستا صورت بگیرد.
وزر کار تعاون و رفاه اجتماعی در واکنش به بازداشت مدیر مسئول روزنامه شرق نوشت: بازداشت رحمانیان که روزنامه نگاری دلسوز است عقلانی نیست. در یادداشت توئیتری علی ربیعی آمده است:...در ایامی که بیش از هر زمان باید اعتماد به داخل افزایش یابد و از رسانه های با نام و نشان و مسئولیت پذیر حمایت شود، بازداشت مهدی رحمانیان که روزنامه نگاری دلسوز ، خوش فکر و با تفکری اعتدالی است، نه عقلانی است، نه منطبق بر امنیت ملی. خود زنی ما را پایانی نیست.....
به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه شرق چندی قبل در مطلبی با عنوان «از ستایش تا ندا» با جملات توهینآمیزی نسبت به ساکنان محله شهید رجایی مشهد اینگونه نوشته بود: «زنان محله دو دسته هستند، یا تحت هیچ شرایطی از خانه بیرون نمیآیند یا آنها که بیرون میآیند تنفروشی میکنند». معاون دادستان مشهد گفت: شکایت برخی خانمهای شهرک شهید رجایی مشهد درباره انتشار مطلبی در این روزنامه باعث احضار مدیر مسئول روزنامه شرق و بازداشت ایشان شد. حسن حیدری در گفتوگو با ایسنا درباره انتشار خبری درخصوص بازداشت مهدی رحمانیان، مدیر مسئول روزنامه شرق عنوان کرد: درج مطلبی در این روزنامه و تقسیمبندی خانمهای شهرک شهید رجایی مشهد که در آن یک دسته را «فاحشه» خطاب کرده بودند باعث جریحهدار شدن احساسات آنها و شکایت از این فرد شد. معاون دادستان مشهد گفت: از طریق دادستانی به ایشان اطلاع دادیم که این موضوع را جبران نمایند و در داخل سازمان خودشان پیگیری و با فرد خاطی برخورد کنند. چنین مسئلهای اتفاق نیفتاد و در صورتیکه درصدد جبران آن مطلب بر میآمدند خروجی امروز این نمیشد. چقدر روزنامه نگار بازداشت می کنید؟ صاحب اصلى روزنامه شرق " محمد اميرمظاهرى " صاحب مجتمع تجارى نارون در نياوران تهران و يكى از رانت خواران رژيم آخوندى است و رحمانيان بيچاره مهره اى است كه صاحب اصلى براى فرار در اين مواقع او را جلو مياندازد تا از بازداشت رهايى يابد به اشتراک بگذارید:
|