- مقاله؛ انقلاب شیر و خورشید: تاریخ درباره نقش این رسانهها قضاوت خواهد کرد
- تابوتگردانی خامنهای؛ جمهوری اسلامی میان خون مردم و میز مذاکره دفن شده - قطع سخنان قالیباف در تلویزیون؛ آینهای برای شکافهای عمیقتر درون نظام+فیلم - انتخابات نیویورک؛ دموکراتها رسما تسلیم جناح چپ ضد اسرائیلی شده اند - مشاور سابق پرزیدنت ترامپ: از قضاوت عجولانه در مورد او برحذر باشید - توافق بد با حکومتی که درصدد نابودی اسرائیل است جنگ را تضمین میکند - ایران؛ منابع اسرائیلی: انتخابات نوامبر میتواند نقطه آغاز مرحلهای تازه باشد - کارشناس داخلی: اتم بهانه است، آمریکا موجودیت نظام را هدف گرفته است - تحلیلگر بیبیسی: همین فاصله زمانی میتواند به فروپاشی توافق نیز بینجامد - آیا تریتا پارسی به خانواده حاج قاسم و مری جیغکش در زندان تگزاس میپیوندد؟
- ترامپ: با مذاکره با رژیم ایران موافقت کردم، اما آتشبس پایان یافته است
- تنگه هرمز؛ مقام آمریکایی: باید بگویندغلط کردیم و دیگر از این غلطها نمیکنیم - کارشناس داخلی: با تحرکات نظامی اخیر احتمال جنگ تمام عیار بسیار بالاست - تنگه هرمز؛ کارشناس: سپاه پاسداران با آتش بازی میکند/ترامپ خشمگین است - مجتبی خامنهای رسما از حکم قتل ترامپ دفاع کرد؛ بدین ترتیب خودش هدف شد
- ماشین کشتار جمهوری اسلامی دوباره قربانی گرفت؛ اعدام دو تن از معترضان
- اعدام دو تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه مخفیانه اجرا شد - رئیسجمهوری آمریکا از تجاوز به زندانیان زن به دستور مجتبی خامنهای خبر داد - جامعۀ جهانی بهائی: محبوس کردن یک زن بیگناه باردار نهایت بیرحمی است - نامه افشاگرانه: چگونه برخی وکلا مسیر اعدام معترضان را هموار میکنند؟
- مجتبی خامنهای رسما از حکم قتل ترامپ دفاع کرد؛ بدین ترتیب خودش هدف شد
- تنگه هرمز؛ کارشناس: سپاه پاسداران با آتش بازی میکند/ترامپ خشمگین است - کارشناس داخلی: با تحرکات نظامی اخیر احتمال جنگ تمام عیار بسیار بالاست - اسرائیل؛ بحث تغییر رژیم در ایران در کانون توجه واشنگتن قرار گرفته است - نتانیاهو، ترامپ را از توطئه سپاه برای ترور او مطلع کرد/گزارش مهم سیانان
- جام جهانی؛ اقدامی که در آستانه بازی امشب، خشم بلژیکیها را برانگیخت
- جایگزینی شماره تلفن با نام کاربری در واتساپ؛ تاثیر این تغییر چیست؟ - ۲۴ ساعت بدون اینترنت؛ چگونه قطعی شبکه، اقتصاد ملی را فلج میکند؟ - فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای اعتراض همزمان با تابوتگردانی خامنهای - پرستو احمدی، خواننده کنسرت کاروانسرا به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شد
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- مجتبی خامنهای جانباز جنگ است! واکنش نتانیاهو با کاریکاتور دیدنی
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد - برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
یکشنبه، 18 شهریور ماه 1397 = 09-09 2018آخرین دیدار با لقمان و زانیار در بهشت زهرا
ساعت ۱۱ صبح، صالح نیکبخت، وکیل تلفنی خبر داد که اجازه دادهاند خانواده در غسالخانه بهشتزهرا با اجساد عزیزانشان دیدار آخر را داشته باشد. باعجله خودم را به آنجا میرسانم. انگار زودتر از همه رسیدهام. سر ظهر است و چند خانواده منتظر انجام تشریفات خاکسپاری عزیزانشان. صدای گریه و ناله از گوشه و کنار شنیده میشد. بلندگوی سالن هرچند وقت یکبار نام فوتشدهای را میخواند و از خانواده آنها درخواست میکرد برای شناسایی بروند. با خود گفتم یعنی اسم لقمان و زانیار را هم اینطوری خواهند خواند. هرگز تصورش را هم نمیکردم که در چنین جایی به دنبال لقمان و زانیار بگردم. دو سال و نیم تمام باهم بودیم. شب و روز. یاد خندههای گرم لقمان افتادم، خندهای به پهنای صورتش. چند سالی از زانیار بزرگتر و بیش از یک برادر به فکرش بود. سفره غذا را پهن میکرد و صدایش میزد: زانیار جان. بیا نان بخوریم. به مرکز آمار بهشتزهرا رفتم و پیگیر شدم. کسی که پشت کامپیوتر نشسته بود گفت اصلاً چنین نامهایی در سیستم نداریم. در فهرست دفن شدگان روزهای قبل هم نبودند. با خودم گفتم بازهم فریب خوردیم. دیار، برادر زان یار با ناراحتی میگوید: یک تماس تلفنی داشتم که شمارهاش نیفتاده بود. به من گفتند خودتان را به بهشتزهرا برسانید. تعدادی از همبندیان سابق لقمان و زان یار، هم خود را رساندهاند. هر کس چیزی میگوید. صالح نیکبخت داخل اتاقی رفت. پس از چند دقیقه، دیار، برادر زان یار هم به دنبال او وارد اتاق شد. چهار مأمور امنیتی با برخی از مسئولان بهشتزهرا جلسه گذاشته بودند. بعد از یک ساعت بلاتکلیفی خبر آمد که امکان دیدن پیکرهای لقمان و زانیار برای نزدیکانشان وجود دارد. اما به شرطی که نه تصویری برداشته شود و نه فیلمی گرفته شود. ضمن اینکه گفتند اجازه شیون و فریاد را هم ندارند. چندساعتی گذشته و حالا دیگر بهشتزهرا تعطیلشده و همه کارکنانش رفتهاند. سالن بزرگ غسالخانه آنچنان خلوت است که اگر صدایی از آدم بلند شود، تا آن سرش میرود. احساس تهی بودن میکنم. ما چند نفر همبندیهای سابق زانیار و لقمان در گوشهای منتظر نشستهایم. یکلحظه به نظرمان میرسد نکند وعدهای که برای دیدار لقمان و زانیار دادهاند واقعی نباشد. مادر لقمان بهتندی و باعجله از ساختمان به بیرون میدود و زیر آفتاب سوزان یله میشود. سردش شده و بدنش میلرزد. مرتب کمک میخواهد که اجازه بدهند لقمانش را ببیند. اعضای درجه اول خانوادهها را صدا میزنند. بهسوی دری هجوم میبریم. جلویمان را میگیرند. پنجرهها را هم با چند پارچه و بنر میپوشانند. نیم ساعتی است که اجساد لقمان و زانیار پوشیده درکفن در آن اتاق قرار دارد و خانوادهها بالای سر آنها، در سکوت ناله میکنند. بالاخره مادر لقمان فرزندش را در کفن میبیند اما مادر زانیار نیست که فرزندش را برای آخرین بار ببیند، بهجایش عمه و عمو و برادر زانیار به دیدنش میروند. یک نفر با کتوشلواری آبیرنگ که دکمههای پیراهنش را تا آخر بسته، مرتب چیزهایی میگوید و بقیه هم دستوراتش را اجرا میکنند. انگار رئیسشان است. صالح نیکبخت به او میگوید: «حالا که هنوز دفننشدهاند، اجازه بدهید به روستای پدری لقمان در ۴۰ کیلومتری مریوان ببریمشان. رفتوآمد خانواده تا تهران بسیار سخت است و رعایت حال آنها را هم بکنید.» همان فرد میگوید: من باید با دادستان صحبت کنم. فعلاً تا چند روز در سردخانه هستند. اگر قبول کردند به آنجا منتقل میشوند. اگرنه، آنها را در همین بهشتزهرا دفن میکنیم و آدرس و محل دفن را به شما می گوئیام. صدای گریه و شیون بلند میشود. خانواده از در دیگر خارج میشوند، آفتاب داغ تابستان میتابد و صدای گریه بلند است. پیکرهای کفنپوش شده را در پشت یک وانت میگذارند و میبرند. عثمان، پدر لقمان مچاله شده و جثه نحیفش بیش از گذشته تکیده شده است. با صدای بلند گریه میکند و میگوید ناراحتم که نتوانستم برایشان کاری بکنم. آنهایی که تا حالا جلو گریهشان را گرفته بودند، زار میزنند. خواهر لقمان صورتش را چنگ میزند و با مادر شیون و زاری میکنند و به کردی مویه سر میدهند. زانیار و لقمان در فریادهایشان تنها واژه های است که میفهمم. منبع: وبلاگ بهمن احمدی امویی جنایات رژیم اسلامی ونحوه برخوردشان باخانواده اعدام شدگان جدای از اینکه گناهکار بوده اند یا بیگناه بحث دیگریست این نوع برخوردهای عناصراطلاعاتی ودادستانی وقوه قضائیه فقطمیتواند برعمق گودال نفرت مردم بیفزاید بدون شک آن عناصری که درچنین شرایطی فرمانبر دادستان ورئیس قوه قضائیه ورهبرمعظم وسایر مسئولان هستندهمانقدر در جنایات وآزارروحی پدران ومادران اعدام شده دخیلند که قاضات دادگاه انقلاب وگزمه های حکومتی اینگونه اقداماتی که ازسوی مسئولان نهادهای امنیتی درچنین لحظاتی سرمیزند هیچ تفاوتی با شکنجه های فیزیکی نمیکند و بالاخره یک روزی همه این عناصرباید تقاص رفتارهای ناهنجار وشکنجه آورخودشان رابدهندوهیچ اغماضی درآن وجود نخواهد داشت خشم مردم ایران وهموطنان کردهرروزمتراکم تزوانفجارآمیز ترمیشودودرزمان انفجارماموربودیم معذوریک واژه خودفریبانه خواهد بود به اشتراک بگذارید:
|