- اگر رژیم سقوط کرد، خامنهای به کجا فرار کند؟! توئیت پرمعنای مقام انگلیسی
- خیزش ۱۴۰۴؛ عبور جوانان ایران از دیوار پوشالی ترس/نقطهای بازگشتناپذیر - وقتی متحدان یکییکی میافتند؛ سقوط مادورو چه پیامی برای خامنهای دارد؟ - خیابان؛ آخرین گزینهٔ زنده ماندن در ایرانِ تحتِ اشغالِ حکومت خامنهای+فیلم - شنیده شدن شعارهای متفاوت در بازار تهران؛ یادآوری سقوط حکومت شوروی - پنجاه وهفتیها از استاد اصغری درس بگیرند و اشتباه خود را تکرار نکنند - از زبان خودشان: ما الان در آستانه فاجعهایم، همه داریم دائم دعا میکنیم! - گزارشی که اگر صحت داشته باشد، روزگار رژیم خامنهای سیاه خواهد شد! - تحلیلگر حکومتی: سقوط رژیم ونزوئلا، پیشدرآمد ورود آمریکا به جنگ خاورمیانه - فیلم؛ یلدا در نبرد با حاکمیت خامنهای/مردم ایران چشمانتظار سقوط ولایت
- اعتراضات خونین ایران؛ اظهارات نتانیاهو که بوی نقشه برای تغییر رژیم میدهد
- اگر رژیم سقوط کرد، خامنهای به کجا فرار کند؟! توئیت پرمعنای مقام انگلیسی - تصویری از تهران؛ ترامپ را تهدید نکنید: شبانه به سراغتان خواهد آمد! - تودهنی غیرمنتظره و معنادار ایلان ماسک به رهبر درمانده جمهوری اسلامی - میلیاردها دلار پول ایران با سقوط مادورو پرید؛ فیلم: تندیس حاج قاسم کجاست؟! - رسانه آمریکایی: مادورو در حال فرار به اتاق امن فولادی به دام افتاد؛ باقی ماجرا - رسانه آمریکایی: بیقیدوبندی و رقصهای مکرر مادورو سبب بازداشت او شد+فیلم - خیزش ۱۴۰۴؛ عبور جوانان ایران از دیوار پوشالی ترس/نقطهای بازگشتناپذیر - منبع حکومتی: بازگشت رسمی آمریکا به سیاست تغییر رژیم از مسیر زور+فیلم
- فیلم؛ استاد دانشگاه در ایران: اعدام برای اسرائیل، مصونیت برای روسیه
- اهمیت پیام شاهزاده رضا پهلوی به پاپ درباره سرکوب نوکیشان مسیحی؛ در ایران - بیانیه شدیداللحن وزارت خارجه آمریکا در باره اعدام زنان در جمهوری اسلامی - خطر اعدام قریبالوقوع جوان معترض ایرانی؛ اعتراض شورای جهانی بوکس - قضاتی که در جمهوری اسلامی کارنامهای هولناک در سرکوب بهائیان دارند
- اعتراضات خونین ایران؛ اظهارات نتانیاهو که بوی نقشه برای تغییر رژیم میدهد
- رسانه آمریکایی: مادورو در حال فرار به اتاق امن فولادی به دام افتاد؛ باقی ماجرا - میلیاردها دلار پول ایران با سقوط مادورو پرید؛ فیلم: تندیس حاج قاسم کجاست؟! - اگر رژیم سقوط کرد، خامنهای به کجا فرار کند؟! توئیت پرمعنای مقام انگلیسی - تودهنی غیرمنتظره و معنادار ایلان ماسک به رهبر درمانده جمهوری اسلامی
- صحنه های دیدنی از جشن آغاز سال نوی میلادی در سیدنی استرالیا؛ ببینید
- عجیبترین فناوریهای سال ۲۰۲۵؛ از ربات پشمالوی خجالتی تا رژ لب هوشمند! - پژوهش تازه؛ راز رسیدن به صدسالگی را شاید از شکارچی ... به ارث بردهایم - نوع جدیدی از دیابت رسما شناخته شد؛ چگونه بفهمیم دیابت نوع ۵ داریم؟ - بریژیت باردو، ستاره بینالمللی سینما، "نماد سکس" فرانسوی درگذشت+فیلم
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند!
- کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده - کاریکاتور فعال ضد اسرائیلی: گنبد آهنین عربی برای حمایت از اسرائیل - کاریکاتور انتخاباتی؛ در جمهوری اسلامی جایی برای انتخاب نیست ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
چهارشنبه، 18 دی ماه 1398 = 08-01 2020پرواز مرگ؛ روایتی هولناک: تکه گوشت اینجاستروایتی هولناک از پرواز مرگ؛ یک تکه گوشت اینجاست روزنامه "ایران": حدود 3 ساعت از سقوط صبحگاهی هواپیمایی اوکراین گذشته بود و منطقه کهریزک و محل اداره تحقیقات سازمان پزشکی قانونی حال و هوای دیگری داشت.خودروی خانوادهها و بستگان جانباختگان یکی پس از دیگری مقابل در پزشکی قانونی توقف میکرد و زنان و مردان با حالتی مضطرب و پریشان از خودرو پیاده میشدند و بهدنبال در ورودی میگشتند. اغلب آنها با وجود انتشار اسامی کشته شدگان این حادثه امیدوار بودند اسم عزیزشان در میان جانباختگان نباشد. از نگهبانی این سازمان که فهرست 176 نفری را روی میزش گذاشته بود میپرسیدند که آیا فلانی هم در بین جانباختگان است و در پاسخ هم نگهبان با مرور لیست و تکان دادن سرش به نشانه تأیید امیدشان را ناامید میکرد.محشری بر پا بود، زنی بچهاش را از خدا میخواست و خواهری آرزو میکرد که کاش برادرش از پرواز جا میماند و مادربزرگی که تاب ایستادن روی پاهایش را نداشت روی جدول کنار خیابان نشست و مویه کنان دو نوهاش را صدا میکرد. پدری زبانش نمیچرخید تا از بودن پسرش در میان جانباختگان سؤالی بپرسد، همه و همه صحنهای را به وجود آورده بود تلخ و سراسر ماتم و عزا. دیگر هیچ کس با دیگری حرفی نمیزد و چشمها خیس بود و دستها میلرزید، پاها توان ایستادن نداشت و تنها صدایی که میآمد یا ناله و فغان بود یا مویههای زنان و دختران و تسلیت گفتنهای خانوادهها به یکدیگر. خواهر یکی از قربانیان این حادثه که با هرجملهای هق هق میکرد، میگفت: کاش خواب بودم و کاش خواب میماند. برادرم 35 ساله بود و دانشجو. دیشب بر سر رفتن و ماندن با هم بحث میکردیم و چندباری به او گفتم اگر دوستداری پروازت را یک هفته عقب بنداز و نرو اما او با این جمله که چه فرقی میکند و بالاخره باید بروم رفت و دیگر برنگشت. کاش نمیگذاشتم برود. کاش پافشاری میکردم و مانع رفتنش میشدم.مادربزرگی که دو نوهاش را در این سانحه از دست داده بود به سختی از صندلی عقب خودرو پیاده شد و کنار خیابان روی جدول نشست و با زبان آذری گفت که نوه هایم را به من برگردانید. او در ادامه میگفت: کاش نبودم و داغ نوه هایم را نمیدیدم. چرا من با این سن باید باشم و آنها در جوانی باید بروند. مگر چه گناهی کرده بودند.در فاصله چند متری از جلوی در این مرکز چند جوانی که داییشان را از دست داده بودند در مورد شایعات پیرامون این سانحه با هم حرف میزدند. از آنها پرسیدم چرا فکر میکنید که سقوط این هواپیما سانحه نبوده، یکی از آنها گفت: چرا خلبان پس از بلند شدن از باند پرواز با مشاهده آتش گرفتن موتور هواپیما وضعیت اضطراری اعلام نکرد؟ مرگ خانوادگی «زندگیام نابود شد» در میان گریههایش مدام این جمله را تکرار میکند. برادر راحله سلمانیزاده فقه که با شنیدن خبر سقوط هواپیما خودش را به محل حادثه رسانده بود، میگوید: خواهرم، خواهرزادههایمان و دامادمان در هواپیما بودند. خواهرم حدود 18 سال قبل ازدواج کرد و از آنجایی که شوهرش سوئدی بود به آنجا رفت. راحله دو پسر کوچک داشت که مثل دسته گل بودند. آنها برای تعطیلات ژانویه آمده بودند تهران، دو هفتهای تهران بودند و صبح برای رفتن به سوئد ایران را ترک کردند. خواهرم در سوئد ماما بود و شوهرس مهندس بود. برادر راحله، عکس خودش را با یکی از پسرهای خواهرش نشان میدهد و ادامه میدهد: دیروز این عکس را انداختم. صبح دامادمان زنگ زد که هواپیمای اوکراین افتاده است. زنگ زدم فرودگاه گفتند نمیدانیم. زنگ زدم آتشنشانی شهریار گفتند در راه هستیم. نمیدانم خودم را چطوری به اینجا رساندم. یک تکه گوشت اینجاست امدادگری که با بیل داخل کانال آب شاهدشهر در حال جستوجوی اجساد است این جمله را میگوید و سه امدادگر دیگر درحالی که کیسه برزنتی مخصوص حمل جسد پزشکی قانونی را بههمراه دارند بهسمت او نزدیک میشوند. بوی مرگ، سوختگی، آتش و دود در محوطهای که هواپیمای بوئینگ 737 اوکراین سقوط کرده، به مشام میرسد. 176 سرنشین بوئینگ تنها در 6 دقیقه تمام آرزوهایشان را از دست دادند و به کام مرگ رفتند. اما آمار این فاجعه هولناک بیشک بیشتر میشد اگر خلبان هواپیما نمیتوانست با مهارت تمام این پرنده غول پیکر افسار گسیخته را هرچند با ناکامی 100 متر آن طرفتر بر زمین بنشاند. آن وقت به جای کانال آب و پارک لاله، بر سر ساکنان شهرک لاله و خانههای کوچک مردم شاهدشهر و خلج آباد آوار میشد. خانههایی که ساکنان زیادی داشت و آمار قربانیان سر به فلک میزد. دیروز صبح تمام ساکنان خلج آباد برای روح خلبان هواپیما طلب آمرزش میکردند و قدردان او بودند که آنها را از مرگی تلخ نجات داده بود. همه دولتهای دنیا میدانند که رژیم با ماله کشی دوباره و چند باره ، صانحه سوقط هواپیما را ایجاد تا مسله سلیمانی و ان ترقه پراکنی انتقام جویانه خنده دار را ، بزباله دان تاریخ مانده گاری خود بسپارد در جهان آنهائی که حکومت تعیین می کنند ، میتوانند همان حکومتهای بد را نگهداری کنند حکومتهای خوب تنها میتواند از خواست آن ملت باشد حکومتهای بد قانونگذارند و حکومتهای خوب قانونمدار به اشتراک بگذارید:
|