شاشیدن و ریدن وسط عمامه و لگد کردن آن از روزهای شاهانه آخوندهای دوزاری است منتظر روزی باشید که کله آخوند های حرامزاده بهمراه عمامه بر سر نیزه ها به رقص درآید تفکر آخوندیسم در این کشور ریشه کن خواهد شد در فردای ایران آثاری از سلطه دین و مذهب وجود نخواهد داشت این را گروهکهای مذهبی که غرق در افکار مذهبی خودشان هستند در گوش خود فروکنند،آخوندهای حرامزاده کاری کردید که در آینده ایران افتخار هر ایرانی بدرک واصل کردن یکی از شما بی ناموسها خواهد بود
این مشکلاتی که آخوندها و یا امران معروف برای مردم ایران ایجاد میکنند بیشتر به دلیل مردم بی تفاوتی است که فقط تماشاگر هستند و سکوت میکنند ولی اگر مردم همانجا که یک آخوند گردن کلفت با زن مردم دهان به دهان میشود سر جایش بنشانند هرگز نه آخوندها جرأت میکنند با زنان جامعه ما اینگونه رفتار کنند نه نظامیان و نه شبه نظامیان
ولی افسوس جامعه بی احساس در این سالهای انقلاب یاد گرفته که بیشتر به خودش فکر کند تا محیط اطراف و حمایت از زنان و کودکان همسایه
به یاد درسی از استاد اخلاق حافظ
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد؟
گویِ توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد؟
در زبان آلمانی زبانزدی هست که می گوید: " زورمند را می گذارند برود ناتوان را به دار می آویزند" با خشم و دلزدگی که مردم از این دستار بندان به ویژه آنهایی که گونه سیاه را می بندند دارند خواهیم دید کسانی مانند آن آخوندی بد ریختی* که ایران پرس نام او را بوفالو گذاشته با میلیون یا میلیارد دلاری که دزدیده اند از کشور می گریزند آخوند بد بختی که با بینوایی زندگی می کند کفش پلاستیک می پوشد و جوراب توی پایش هر کدام سه سوراخ دارد در یک نیمروز تابستانی با سه تا نان سنگک که تازه از نانوایی گرفته و رفته تا از فروشگاه محله یک کاسه ماست بگیرد می گیرند و از درخت چنار آویزان می کنند و دار می زنند و داغ دل دیگران را سر آن بیچاره در می آورند
* او چهره اش با نشیمنگاهش یکی است در آلمانی به او
Arsch-Gesicht می گویند جای او در پارک Yellow-Stone پیش بوفالو ها است