- نقدی بر مقاله "یورونیوز فارسی" در باره شاهزاده رضا پهلوی
- هشدار به هواداران شاهزاده رضا پهلوی نسبت به بازی در زمین جمهوری اسلامی - نسل بعد از انقلاب: دیگر روایت آماده نمیخریم، این بار خودمان انتخاب میکنیم - نشریه آمریکایی: در غیبت مجتبی رژیم ایران با انتخابهایی سرنوشتساز روبرو است - جنگ پیشدستانه؛ نباید اجازه داد که حکومت ایران همان سناریو را تکرار کند - مقاله: اپوزیسیون بیراهحل؛ وقتی دشمنی با پهلوی جای نجات ایران را میگیرد - جنایت هولناک اصفهان؛ خامنهای مرده اما ولایت جنایتکار او نمرده است+تحلیل - اجماعِ نانوشته بر سرِ دور نگه داشتن اسرائیل از جنگ ممکن است فرو بپاشد - مقاله: یک بار ایران را به آتش کشیدید؛ دیگر برای نسل امروز نسخه نپیچید - معاون ترامپ تقصیر شکست فجیع طرح خود با نایاک را به گردن اسرائیل انداخت!
- سرقت حکومتی از بهائیان؛ از پول نقد و حلقۀ ازدواج تا اسباببازی کودکان
- فرقه تبهکار حاکم بر ایران دو هموطن دیگر را مخفیانه اعدام کرد - آخرین سخنان آروین: مرا فراموش نکنید، ما برای آزادی میهنمان ایستادگی کردیم - اعدام جنایتکارانه دو تن از معترضان دیماه در برابر دیدگان مردم اصفهان - حکم اعدام برای بیشاز ۷۰ معترض دیماه در اصفهان؛ گزارشی تکاندهنده
- ایران؛ پنتاگون خواستار بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری برای تجدید ذخایر تسلیحاتی است
- حمله به خط لوله نفت عربستان؛ ترامپ: در پشت واقعه دست تهران دیده میشود - رژیم پاسدار "رضاییها" با پای خود به دامی که برایش پهن کرده بودند، افتاد - پیام ترامپ و نتانیاهو در سالگرد ۱۱سپتامبر؛ ما در این جنگ چارهای جز پیروزی نداریم - رویترز: پیشروی حوثیها با هدایت سپاه انجام شد؛ افشای نام فرمانده پاسدار
- فیلم: رونمایی قدرتمندترین مدل هوش مصنوعی؛ این مدل چه قابلیتهایی دارد؟
- فیلم؛ تصاویر آخرالزمانی از سیل ویرانگر که امروز کشور نپال را درهم کوبید - ۱۰ تریلیون دلار؛ چگونه جرایم سایبری به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد؟ - جام جهانی؛ اقدامی که در آستانه بازی امشب، خشم بلژیکیها را برانگیخت - جایگزینی شماره تلفن با نام کاربری در واتساپ؛ تاثیر این تغییر چیست؟
- اینهم شب یلدای قسطی در حاکمیت سیاه ملایان؛ پایان شب سیه سیپد است
- فیلم؛ خواننده اپرا که مجذوب موسیقی محلی ایران بود: ویدئو را ببینید - نسخه بدون سانسور فیلمی که کارگردانان آن به اشاعه فساد متهم شدند - سرود "ای ایران ای مرز پر گهر" ۸۰ ساله شد؛ ویدئو با صدای بنان - نوبل ادبیات؛ نثر شاعرانهاش که شکنندگی زندگی انسان را آشکار میکند
- مجتبی خامنهای جانباز جنگ است! واکنش نتانیاهو با کاریکاتور دیدنی
- کاریکاتوری که خامنهای به توییت خود در مورد ترامپ در ایکس پیوست کرد - برادر بانوی ورزشکاری که حجاب را برداشت: بالهای خواهرم را چیدند! - کاریکاتور اسرائیلی؛ حزبالله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است - کاریکاتور؛ هر موقع این عصا را دست آقا دیدید یعنی بدجوری ترسیده ایرانپرسنیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمیکند.
چهارشنبه، 12 مرداد ماه 1401 = 03-08 2022سیل امامزاده داوود؛ بو همان بوی متروپل است بوی اجسادپنج روز بعد از جاری شدن سیل مرگبار امامزاده داوود بوی اجسادی که چند روز است پیدا نشدهاند، تمام محوطه را برداشته. روزنامه شرق نوشت: پنجشنبهشب گذشته، درست پس از اعلان نارنجی سازمان هواشناسی کشور به ارتفاعات شمالی تهران، سیل روستای امامزاده داوود را برد. با وجود اعلام شرایط بحرانی، اما هیچ گروهی از راهداری، شهرداری و دیگر مسئولان ذیربط اقدام به مسدودکردن جاده امامزاده داوود نکردند، یا به مردم روستا که اکثرا در خانههایی ناایمن زندگی میکردند دستور خروج ندادند. ساعت ۲۳ پنجشنبه، سیل آمد و هم زائران را برد، هم مردم محلی را عزادار کرد و هم با تخریب مغازهها آنها را به خاک سیاه نشاند. گوشهگوشه تهران درگیر سیل است و ساختوسازهای غیراصولی و کوهخواری و ویلاسازی از ما بهتران مردم تنگدست را به خاک سیاه نشاند. از متروپل تا امامزاده داوود، ترجیعبند تخریب یک چیز است: ساختمانهای ناایمن و بیارزشبودن جان.... این گزارش حاصل حضور چندساعته خبرنگاران در روز سهشنبه میان آوار روستای امامزاده داوود است. بو، همان بوی متروپل است. بوی اجسادی که چند روز است پیدا نشدهاند، تمام محوطه را برداشته. از اولین پیچ امامزاده داوود، مسیرها را بستهاند و تنها با مجوز یا کارت خبرنگاری اجازه تردد داده میشود، چندین کیلومتر پایینتر نیروهای امداد به همراه سگهای زندهیاب در حال گشتن درهها هستند. احتمال اینکه سیل اجساد را تا این مسیر آورده باشد میرود. هرچه به روستا نزدیکتر میشویم به تعداد ابرهای متراکم افزوده میشود. انگار نه انگار که تهران آفتاب است، اینجا آسمان گرفته است و به نظر میرسد ممکن است هر لحظه دوباره بارشی سیلآسا روستا را دربر بگیرد.کمی بعد از گذر از روستای کیگا، گنبد امامزاده داوود را میشود دید و به تعداد نیروهای هلال احمر افزوده میشود. معبر ورودی را بستهاند و بالاخره با اصرار وارد میشویم. صدای نوحه و عزا کل کوچه باریک امامزاده را برداشته. مغازهها تعطیلاند و سرتاسر دیوارها عکسهای مفقودان به دیوار چسبانده شده است. از صحن اصلی اجازه ورود نمیدهند و از صحن امام حسین (ع) وارد میشویم. سراسر گل است و نیروهای جهادی مشغول به کار هستند. بیشتر از نیروهای امداد و نجات حضور نیروهای بسیج و سپاه است که به چشم میخورد.مأموریت آتشنشانی تمام شده و بیشتر وسایل و تجهیزات خود را از امامزاده داوود خارج کرده و این مسئلهای است که نگرانی خانوادههایی که هنوز اجساد عزیزانشان را پیدا نکردهاند بیشتر کرده است. چه جوانهایی اسماعیل... از محمد درباره لحظه جاریشدن سیل سؤال میکنم... میگوید: «حدود ساعت ۱۱ شب بود، در رستوران نشسته بودیم و در حال دیدن باران بودیم، من داشتم فیلم میگرفتم که یک دفعه دیدیم یک کوه آب به سمت ما سرازیر است و همهچیز تمام شد...». مگر به شما دستور تخلیه و هشدار نداده بودند؟این را من میپرسم و او میگوید: «به ما که در مرکز حادثه بودیم هیچکس نگفته بود. اینجا کسی تلویزیون تماشا نمیکند. شما حساب کنید اگر راه را میبستند، حداقل این همه زوار و مسافر از بین نمیرفت... حداقل این همه آدم کشته نمیشدند. حداقل الان ۲۰۰ نفر آدم زیر آوار هستند. آدمهای تکهتکهشده که آب صد بار به در و دیوار کوبیدشان. خودم حداقل چهار تا دست و پا پیدا کردم...». میگویند مسئولان بالا با مردم جلسه دارند. آنهایی که پایین هستند و درجهدار، جواب هیچ سؤالی را نمیدهند. میگویند اجازه صحبتکردن ندارند، این جمله، جمله همهشان است، از امدادیها تا جهادیها ترجیح میدهند حرف نزنند. کار عملیاتی از متروپل بینظمتر است و این شاید به وسعت تخریب بازگردد، اما بههرحال مردم از شرایط راضی نیستند. کافی است بفهمند خبرنگاری و با اصرار میخواهند تو را به جایی ببرند که میگویند مغازهشان بوده و عزیزشان آنجا دفن است. یکی از آنها نامش اسماعیل است و در سیل سه نفر را از دست داده. محمد پیشدادی ۲۰ساله، مرتضی حاجیوند ۲۵ساله و عبدالله ۴۰ ساله مفقودیهای آنها هستند. اسماعیل میگوید: «همه جا را ول کردهاند و اصرار دارند بگویند اجساد را پیدا کردهاند. کلی کارگر در مغازهها بودهاند که اصلا خانوادههایشان در جریان نیستند که محل کارگری آنها امامزاده داوود بوده. حالا چند وقت که بگذرد همهچیز معلوم میشود. شما فکر میکنید این بوی تعفن برای چیست؟ مگر میشود این بوی زننده از جسد دو، سه نفر باشد. تکهتکههای عزیزان ما اینجاست. اما همه خانهها و مغازههای تخریبشده را ول کردهاند و صحن را جمع میکنند. این عادلانه نیست... تمام این سالها کسی سراغ ما را نمیگرفت که اصلا زندهایم یا مرده، ما بودیم که نوکری امامزاده را کردیم، حالا شدهاند بزرگتر امامزاده». محمد یکی از مغازهدارهای امامزاده داوود است. جایی بعد از پلههای خروجی صحن امام حسین، همانجایی که بیشترین تخریب را داشته با لباسهای گلی روی زمین به دنبال تکههایی از بدلیجاتی میگردد که آب برده. ویترین کهنه و درهمشکستهای را نشانم میدهد و میگوید: «از کل مغازه همین مونده. کلی انگشتر نقره داشتم... فقط یک عقیق پیدا کردم... بعد همانطورکه رویش را برمیگرداند زیر لب میگوید: زندگیم از دست رفت...».
به اشتراک بگذارید:
|