آدرس پست الکترونيک [email protected]









شنبه، 2 دی ماه 1402 = 23-12 2023

ببینید برخی هموطنان درباره گرانی و خرید شب یلدا چه گفتند؛ بخوانید

هموطنان به ستوه آمده می‌گویند برای شب یلدا توان خرید حداقل جنس را به‌دلیل گرانی و نداری در حاکمیت دزد و غارتگر خامنه ای نداشتند.

خانمی گفت: من آمدم فقط دارم نگاه می‌کنم. چون واقعاً یک بازنشسته هستم با ۳۵سال سابقه هنوز نمی‌تونم یک کیلو گوشت بخرم. واقعاً یعنی من شوهرم فوت کرده شرمنده دو تا بچه‌هایم هستم. دو تا بچه دارم نمی‌توانم زندگی‌ام را بگذرانم. من خودم همینجوری دارم نگاه می‌کنم به مردم می‌بینم مردم واقعاً همه دستشون تو جیبشونه دارند فقط نگاه می‌کنند ببیند یک چیز آرزون پیدا می‌کنند. بخرند.

یک خانم دیگر: گرونی فقر نمی‌توانم اونجوری که باید دور هم باشند مثل قدیم. نمی‌توانیم.. چکار کنیم

یک هموطن مرد: من یک زمانی می‌آمدم بازار خرید می‌کردم دو تا پلاستیک خیلی بزرگ می‌شد ۴۰۰تومان از همه رقم آجیل می‌گرفتم میوه می‌گرفتم به‌هرحال الآن تورم بالاست. الآن فقط می‌توانیم پفک و بیسکویت و از این چیزها بگیریم چیز خاصی نمی‌گیرم. الآن مثلا من رفتم آجیل گرفته خدا شاهده می‌بینیم آجیلی که فرض کن اون موقع می گرفتم دو کیلو دو کیلو رسیده الآن گرفتم نیم کیلو نیم کیلو چون وسعم نمی‌رسه من بازنشسته هستم به‌هرحال یک جایی هم باید آبروداری کنم که نوه هایم فامیلی که می‌آد برقرار کنم به‌عنوان یک بزرگتر خانواده...

یک خانم: ۱۰ساله بازار کار می‌کنم فکر نکنم این چند سالی که اخیر سه چهار سال این‌قدر وضعیت بازار افتضاح دیده باشم. واقعاً مردم وسع خرید ندارند. نگاه می‌کنند رد می‌شوند. می‌آید بازار به امید این‌که بازار از جاهای دیگه آرزونتر باشه یا بتوانند حالا چیزهایی که برای شب یلدا اصولاً می‌خرند بخرند ولی واقعاً این‌قدر قیمت ها فضاییه مردم وسعشون نمی‌رسه. رفت و آمدها که کلاً تعطیل هر کی به هر کی زنگ می‌زنه یا جواب نمی‌ده یا دو تا سرفه می‌کنه می‌گه من مریضم که کسی خونه‌اش نیاد این واقعیته من نمی‌دانم ایران آخرش چی می‌خواهد بشه. تهش می‌خواهد چی بشه ولی واقعاً حق مردم ایران نیست. حقشون واقعاً این نیست. من نمی‌دانم از کجا مشکل شروع شده و به کجا قراره تمام بشه. تخمه آفتاب گردون به درد نخور کیلو ۱۵۰هزار تومن. مردم وسعشون نمی‌رسه بخرند. شب یلدا کجا بوده...

یک خانم: این‌قدر این وضعیت اقتصادی به مردم فشار آورده که دیگه اصلاً از شادی خبر نیست. از اون جشن و دور هم بودن از آن لذت بردن و یکدلی در کنار هم همدیگه اصلاً خبری نیست یعنی ما الآن فقط نگاه می‌کنند هیچکس قدرت خرید آن‌چنانی نداره...

یک کارمند زن: وضعیت بازار هم که زمین تا آسمون فرق می‌کنه. اون که نمیتونه انار بخره. الآن انار کیلویی ۷۵تومان، ۶۵تومانه. کی میتونه این رو بخره. و همین طور برید روی چیزهای دیگه، آجیل. آجیل ۶۵۰تومان من خرید خیلی گرونه. اصلاً خیلی‌ها نمیتونند بخرند و این من خودم فکر می‌کنم که این چه جوری باید از گلوی من نوعی پایین بره. خیلی هم ناراحتم براشون نمی‌دونم چه کار کنم از دست من هم چیزی برنمیاد. چون خودم کارمندم. هر چیزی رو که دست می‌زنیم گرونه. من یکی از اونهایی هستم که اصلاً نمی‌تونم بیام بازار حتی نگاه کنم به اینها. بچه‌هاشون می‌مونند نمیدونند چه کار کنند...




Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
به اشتراک بگذارید: